مفاهيم استتار
استتار به معناي به كار گرفتن مراتب اختفا و پوشش به منظور به حداقل رساندن امكان كشف يا شناسايي يگانها، جنگافزارها، تجهيزات و تاسيسات ميباشد. استتار همچنين شامل بهره برداري از محيط موجود علاوه بر استفاده از مواد طبيعي و مصنوعي است. يكي از موارد لازم الاجراي قوانين اصلي جنگ، ذخيره قدرت خودي براي عملياتي قطعي (هماهنگ شده) ميباشد. اين نوع ذخيرهسازي، از طريق اقدامات تأميني مربوط به عمليات و محافظت در برابر حمله حمايت ميشود. چنين فرآيندي شامل تمامي اقداماتي است كه امكان تشخيص موضع سربازان، تجهيزات و يگانها را توسط دشمن با مشكل مواجه ميسازد.
ملاحظات تعليماتي(دكترين): بكار بردن مفاهيم استتار از طرق زير فرماندهان را ياري مينمايد:
1-1- جلوگيري از امكان كشف موضع:
استتار كارآيي دشمن را درشناسايي، نظارت وتواناييهاي هدفيابي كاهش ميدهد. ديدهبانهاي كاركشته و حسگرهاي پيشرفته را كه يگانهاي مستقر در ميدان نبرد را كشف و شناسايي مي كنند، را شكست داد، اين كار با تيره و مبهم نمودن علاماتي كه حاوي اطلاعاتي براي دشمن هستند صورت ميپذيرد. جلوگيري از هدفيابي توسط ديدهبانهاي دشمن كار دشمن را در تشخيص طرحهاي عملياتي، فعاليتها، و تواناييهاي نيروهاي خودي دشوار ميسازد.
2-1- افزايش قابليت زنده ماندن:
استتار با كاستن تواناييهاي دشمن به منظور كشف، شناسايي و درگير شدن با عناصر عملياتي دشمن، قابليت زنده ماندن نيروهاي خودي را افزايش ميدهد. قابليت زنده ماندن شامل تمام اقداماتي مي گردد كه جهت محافظت از پرسنل، جنگ افزارها، امكانات و تداركات در برابر سلاحها و اقدامات دشمن صورت مي پذيرد. قابليت زنده ماندن دررزم شامل پيشگيريهاي فيزيكي از قبيل جنگيدن و وضعيتهاي حفاظتي، تجهيزات هسته اي، بيولوژيكي و شيميايي (NBC) وزرهي ميباشد. اين اقدامات شامل اقدامات تاكتيكي مرتبط از قبيل تفرقه، فنون حركت، تأمين صوتي عمليات، تأمين ارتباطات ومخابرات (COMSEC)، دفاع موشك جنگي، اجراي عملياتهاي دودزايي، فريب و استتار و اختفا ميباشد. قابليت زنده ماندن افزايش يافته از استتارمنحصر به عملياتهاي رزمي نميشود. از ديگر فوايد اين اقدامات ناكام گذاشتن دشمن درجمعآوري اطلاعات درمورد نيروهاي خودي درزمان صلح است.
3-1- افزايش قابليتهاي فريب:
استتار كارآيي فريب در عملياتهاي نظامي را افزايش ميدهد. استتار و فريب، ممانعت از رويتپذيري را كه هدف اوليه در عملياتهاي نظامي ميباشد را تقويت مينمايد و يگانها وتاسيسات آسيب پذير، عكسالعمل موثر دشمن رابه تأخير مياندازد. استتار ضعيف و ملموس نيز ميتواند اطلاعات گمراه كنندهاي از عملياتهاي خودي را نشان دهد. يك فريب موفق به تأمين دقيق عمليات (OPSEC) بستگي دارد كه متضمن استتاري قابل اجرا ميباشد. به منظور دستيابي به اطلاعات مفصل درمورد عملياتهاي فريب به دستورالعمل 2-90 مراجعه كنيد.
4-1- تركيب عملياتهاي استتار و دود:
دود و عوامل تاركننده ابزار كارآمدي براي بالابردن كارآيي تكنيكهاي سنتي استتار، اختفا و فريب غير عامل هستند. دود و عوامل تاركننده ديگر ميتوانند فعاليت درون ميدان نبرد را با مسدود كردن يا محدود كردن ميدان ديد تغييردهند، ميدان ديدي كه توسط سيستمهاي هدفگيري وتسليحات دشمن روي نيروهاي خودي ايجاد ميشوند. گسترش نزديك يا دور دودزاها و عوامل تاركننده متضمن تواناييهايي درمحدودكردن سيستمهاي اكتشاف غيربصري، سيستمهاي منتخب راداري و سيستمهاي ليزري ميباشد. دستورالعمل50-3 حاوي اطلاعات مفصل درمورد طراحي عملياتهاي پرده دود ميباشد.
5-1- مسئوليتها
الف) هر يك از سربازان به طور منفرد وظيفه دارند خود وتجهيزاتشان از ديد دشمن مخفي نگهدارند. اجراي بهينه تكنيكهاي مرتبط موجب كاهش امكان هدف قرارگرفتن سرباز توسط دشمن ميگردد. علاوه برآن، آگاهي كامل از اصول راهنما و تكنيكهاي استتار، اختفا و فريب به سربازان اين توانايي را ميدهد كه تكنيكهاي مورد استفاده توسط دشمن را به سادگي كشف نمايند.
هريك از پرسنل مهندسي متخصص انجام استتار، اختفا و فريب در منطقه نبرد هستند. اين افراد تكنيك فوق را در عمليات يگاني تركيب و به فرمانده در مورد كليه جنبههاي بكارگيري استتار، اختفا و فريب كه مرتبط با ماموريت فعلي يگان است كمك ميكنند.
ب) وظايف فرمانده – فرمانده موظف است بر اجراي استتار در يگان مربوطه نظارت نمايد. درجه داران نيز دراجراي چنين استتاري، بركار سربازان تعليم ديده با سطح آموزشي بالا، نظارت مينمايند. آنها براي جهت دادن به تلاششان، مشق رزم و شيوههاي دستورالعمل اجرايي مقرر را بكار ميگيرند. استتار، اختفا و فريب تكنيكي رزمي است كه بايد تا بالاترين ميزان ممكن بكار گرفته شود.
1-5-1- اولويتها:
هرسرباز و يگان نظامي مأموريتي ذاتي در زمينه مراقبت دارد وبايد از تمام ابزارهاي موجود جهت استتار استفاده نمايد. با اين حال، ابزار ضد استتار، اختفا و فريب به سبب پيشرفت تكنولوژي بسيار پيچيدهتر شدهاند. فرماندههان بايد توجه داشته باشند كه تكنولوژي پيشرفته:
1) عملكرد گشتي شناسايي وتجهيزات تجسسي دشمن را تقويت ميكند.
2) توانايي دشمن دراستفاده ازتجزيه و تحليل علايم الكترومغناطيسي، جهت كشف يگانهاي خودي را افزايش ميدهد.
3) زمان لازم براي استفاده از استتار، اختفا و فريب را به دليل اينكه يگانها بايد تقريبا همه جنبههاي عملياتي منطقه نبرد را با سرعت فزآيندهاي اجرا نمايند كاهش ميدهد.
2-5-1- تعيين مقدمات:
هنگامي كه زمان ومواد مورد نياز استتار يا ديگر منابع مورد نياز ناكافي باشند، به منظور تدارك پشتيباني لازم براي همه يگانها، فرماندهان بايد عمليات استتار را اولويتبندي كنند. تأمل براي برقرار كردن اين اولويتها شامل تجزيه و تحليل ماموريت، دشمن، زمين و آب و هوا، زمان موجود و ملاحظات غير نظامي است. در بخش زير مواردي راجع به مأموريت، دشمن، نيروها، منطقه وزمان موجود (METT-T) را ملاحظه ميكنيم. اين موارد شيوه بررسي نكات فوق جهت تعيين اولويتهاي استتار، اختفا و فريب را تعيين ميكنند.
1) ماموريت: ماموريت هميشه اولين و مهمترين ملاحظه ميباشد. تلاش براي استتار بايد به انجام ماموريت كمك كند اما نبايد آنقدر مفصل باشد كه ماموريت را به تأخير اندازد.
2) دشمن: قابليتهاي شناسايي، نظارتي و هدفگيري دشمن اغلب،تكنيكها، نوع و مواد استتار لازم جهت پشتيباني از ماموريت واحد را تحت تاثير قرار ميدهد.لذا قبل از شروع عمليات تجزيه و تحليل اطلاعات رزمي براي تعيين انواع ابزار شناسايي، ديدهباني، و هدفگيري دشمن را اجرا نماييد.
3) زمين و آب و هوا: منطقه ماموريت تعيين كننده نوع فنون و مواد لازم براي استتار ميباشد. استفاده ماهرانه از پوشش منطقه واختفا، اهميت ويژه اي در استتار دارد.هر يك از انواع مختلف منطقه يا محيطهاي پس زمينه (مانند مناطق شهري، كوهستاني، جنگل، دشت، بيابان ونواحي قطبي) فنون استتاري خاص خود را ميطلبند.
4) نيروها: نيروهاي خودي بايد در فنون استتار به خوبي آموزش ديده باشند تا آن را در ماموريت، يگان و تجهيزات خود اعمال نمايند. هرگونه تغيير در منطقه ماموريت اغلب نيازمند آموزش بيشتر در مورد تكنيكهاي بهتر سربازان ميباشد همچنين فرماندهان بايد آمادگي نيروها را مدنظر داشته باشند.در غير اين صورت هرگونه تلاش واقدام بي مورد در زمينه استتار، اختفا و فريب بي نتيجه بوده و ممكن است سبب كشف موقعيت يگان، كاهش ميزان حفظ بقا و اختلال در راه انجام ماموريت شود. تجزيه و تحليل بايد به قابليت كشف نسبي تجهيزات خودي و علايم نشاندهنده هدف حاصل از وجود يگان اشاره كند.
5) زمان: زمان اغلب عامل حياتي محسوب مي گردد.
نوع ومقدار استتار با توجه به مدت زماني كه يگان منطقه را اشغال ميكند، مدت زمان موجود براي استتار و زمان لازم براي استتار مجدد بعد از جابجايي يگان، تعيين ميگردد. يگانها بايد در جهت توسعه و تكميل ابزار استتار، اختفا و فريب با توجه به زمان موجود تلاش نمايند.
ملاحظات غير نظامي: غير نظاميان در منطقه عمليات بدون توجه به اينكه دامنه آن از نزاع تا جنگ يا از سطح تاكتيكي تا رده استراتژيك تغيير يابد همواره منابع جمعآوري كننده اطلاعات نهان يا آشكار هستند. فرماندهان و ستادها بايد از اين توانايي براي امر فرماندهي و اجراي ماموريت استفاده لازم را بعمل آورند.
3-5-1- آموزش
الف) آموزش انفرادي: آموزش استتار، اختفا و فريب را بايد به عنوان بخشي از هر تمرين رزمي محسوب كرد. سربازان بايد بدانندكه دشمن ميتواند با استفاده از تكنولوژي به خوبي اهداف را توسط منابعي كه وراي بخش بصري طيف الكترومغناطيس است كشف، شناسايي و هدفگيري نمايد.در اين ميان هر عضو از يگان موظف به كسب و تقويت فنون ويژه استتارمي باشد. اين فنون شامل موارد زير ميباشند:
- توانايي تجزيه و تحليل و استفاده مؤثر ازمنطقه
- انتخاب صحيح موضع انفرادي
- پنهان سازي، همرنگ سازي، انقطاع واستتار علايم كليدي بااستفاده از مواد طبيعي ومصنوعي.
|
احتياط: اطمينان حاصل كنيد كه ملاحظات محيطي را قبل از كوتاه كردن بافت گياهي يا تغيير در پوشش مناطق آموزشي در نظر گرفتهايد. |
ب) آموزش يگاني: آموزش يگاني استتار باعث برانگيختن مهارتهاي فرمانده وافراد، ايجاد هماهنگي تيمي و كمك به واقعگرايي تاكتيكي ميگردد. براي اينكه استتار در نگهداري قواي خودي عاملي كمك كننده محسوب گردد، بايد داراي بالاترين درجه انضباط دراجرا باشد. انضباط استتار، اختفا، روشنايي، سروصدا و انضباط مخابرات و تامين مخابراتي در يك محيط ماموريت، بايد با آموزش، تمرين و ارزيابي توأم گردد. كارآيي افراد در استتار در اثر تمرين و درك بهتر درسهاي آموخته شده در طي عمليات و تمرينات پيشرفت مينمايد. يگانها بايستي استتار را با روشهاي جاري عملياتي رزميشان تركيب نمايند و با جواب دادن به سوالاتي در مورد چه كسي، چه چيزي، كجا، چه موقع و چگونه استتار را مورد برسي قرار داده و به اين موضوع اقدام كنند. (در ضميمه ب راهنمايي لازم درمورد تركيب استتار با روشهاي جاري عملياتي رزمي آمده است). به طور كلي استتار، اختفا و فريب تقويتكننده ساير ابزار دفاعي بوده و حفظ بقاي يگاني را شدت بخشيده و موفقيت بيشتر ماموريت را تسريع ميكنند. واحدي كه در امر عمليات استتار، اختفا و فريب بخوبي آموزش ديده باشد تكنيكهاي مورد استفاده توسط دشمن را آسانتر تشخيص داده و اين امر به كارآيي رزمي يگان كمك ميكند.
ارزيابي آموزش:تا حد ممكن استتار را بايد به واقعيت نزديك كرده و آموزش يگاني را با ارزيابي ها تركيب نمود تا سبب تقويت وبالا رفتن ارزيابي آموزش گردد. بكارگيري فنون ذيل ارزيابي آموزشي رابالا خواهند برد:
- فرماندهان بايد يگانهاي كوچك را وادار كنند كه تلاشهاي يگانهاي خود درمورد استتار را از نقطه نظر دشمن ارزيابي كنند. چگونگي ديده شدن يك موضع از فاصله چندين متري ممكن است داراي اهميت باشد. آيا دشمني كه در حال نزديك شدن است ميتواند موضع را شناسايي كرده وآتشهاي دقيق روي ان اجرا نمايد؟ از چه فاصله اي دشمن ميتواند موضع راكشف كند؟ كدام يك از اصول استتار ناديده گرفته شده كه موجبات كشف موضع را فراهم آورده است؟ كداميك از تكنيكهاي استتار، اختفا و فريب احتمال كشف شدن را بيشتر كرده است؟
- در هر زمان ممكن است با استفاده از دوربين، ديدهباني در شب يا ابزار حرارتي نشان دهيد كه يگانها از ديد دشمن چگونهاند.
- در صورت امكان از عكسها ونوارهاي ويديويي مواضع ،به عنوان روشي جهت ارزيابي خود استفاده كنيد.
- در هر زمان ممكن تيمهاي رادارمراقبت زميني (GSR) را آموزش دهيد. نحوه كارGSR رابه سربازانبياموزيد..
- عكسهاي هوايي(بصري، شناسايي و راداري) از مواضع يگانهاي خودي را مورد بررسي قرار دهيد. اين عكسها چگونگي ديده شدن مواضع را از نقطه نظر شناسايي هوايي نشان ميدهند.
در اين ميان حتي نيروهاي دشمن نيز كمك خوبي ميتواند باشد. در صورت امكان فرماندهان يگانها ميتوانند از نيروهاي متخاصم جهت كسب اطلاعات استفاده كنند.
فرماندهان ميتوانند در مورد عواملي كه نيروهاي متخاصم را قادر به تشخيص وتعيين مواضع، و درگير شدن با يگانهاي خودي ميسازد بررسي كرده و تصميم بگيرند كه يگانها چه كارهايي را بايد انجام مي دادند تا عمل اختفا به نحو مطلوب تري انجام مي پذيرفت.
ساير ملاحظات
اغلب اوقات در طي جنگ ها تعدادي از تلفات پرسنلي به علت حوادث ناشي از برادر كشي است. جلوگيري از اقدام به برادركشي فرماندهان را وادار ميسازد تا تاثيري كه استتار و عملياتهاي فريب در تشخيص نيروهاي خودي دارد را مورد بررسي قرار دهند.
6- 1- وسايل استتار (آماد):
سياستهاي جاري ارتش مبتني بر پيش بيني وسايل كمكي استتار در تجهيزات رزمي و تا حد امكان در آماد مي باشد. يونيفرمهاي رزمي، رنگ و كرمهاي استتار، سيستمهاي پرده استتار سبك و ديگر تجهيزات استتار در اجراي استتار موفق كمك ميكنند. بااين حال، اين كمكها در صورتي موثر واقع خواهند شد كه به درستي مورد استفاده قرار گيرند و با استتار محيط طبيعي در طرح كلي استتار، اختفا و فريب كه از مواد طبيعي و زمين استفاده ميكنندمطابقت داشته باشد. در طي عمليات آموزشي اطمينان حاصل كنيد كه حذف پوشش يا كوتاه كردن بافت گياهي به طور معكوس بر محيط طبيعي اثر نگذارد (هماهنگي با مقامات محلي لازم است). وسايل كمكي در امر استتار و اختفا نبايد عملكرد رزمي سربازان، تجهيزات و تاسيساتي را كه آنها در پي حفاظت از آن هستند مختل نمايد. (براي كسب اطلاعات بيشتر در مورد پشتيباني سرويس رزمي مراجعه كنيد).
در صورت استفاده صحيح از ابزار ضد استتار، اختفا و فريب كارآمدترين ابزار گيج كردن دشمن را بكار گرفته ايد. علاوه بر ساير موارد استاندارد كه در بالا به آنها اشاره شد سربازان بايد محصولات جانبي نبرد، مواد ساختماني و قابل دسترس در منطقه را مورد استفاده قرار داده تا وضعيت استتار، اختفا و فريب را بهبود بخشند. به طور مثال يك ساختمان ساده فريبدهنده را ميتوان با استفاده از دو يا چهار ورق فلزي ساخت و با اضافه كردن منبع حرارتي همانند منقل آتش اين ساختمان دروغين را آشكارا به يك ساختمان واقعي تبديل كرد. عدم استفاده صحيح از ابزار استتار، اختفاء و فريب علائم شناسايي را در اختيار دشمن قرار داده و عملا" موقعيت يگان در معرض كشف قرار مي گيرد.
انضباط در استتار، اختفا و فريب:
38-3-انضباط دراستتار، اختفا و فريب از انجام فعاليتي كه ظاهر منطقه يا حضور تجهيزات نظامي را آشكار ميكند ممانعت بعمل ميآورد. اين نوع ازنظم ضرورتي مستمر است كه انجام آن توسط هريك ازسربازان لازم الاجرا ميباشد. اگر دستورات معمول و مرسوم صوتي و ديداري مندرج در انضباط استتار، اختفا و فريب رعايت نگردد تمامي تلاشهاي مربوط شكست خواهدخورد. در خودروها، موادزايد و زبالهها مشخصترين علايم اقدامات نظامي هستند. حضور اين مواد همه تلاشهاي انجام شده در اختفا و مكانيابي صحيح را خنثي خواهد كرد.
39-3-رعايت انضباط در استتار، اختفا و فريب با به حداقل رساندن ميزان برهم خوردن منطقه هدف، نشانههاي لازم براي كشف اقدامات و مكان يگان توسط دشمن را كاهش خواهد داد. به منظور كمك به حفظ بقاء و عدم آسيب پذيري، يگان بايد كليه ابزار قابل دسترس در استتار، اختفا و فريب را در برنامه منسجم لحاظ نمايد. اين انظباط شامل رعايت مقررات حركت، مواد زايد، سروصدا، گرما و نور است. رعايت درست اين مراحل عمدتابه اعمال يكايك سربازان وابسته است. انجام بعضي از اين اقدامات براي سربازان آسان نيست ولي عدم رعايت مقررات استتار، اختفا و فريب ممكن است تمامي تلاشهاي استتار، اختفا و فريب يگاني را دچار شكست نموده و موفقيت در اجراي ماموريت وحفظ بقاء را به خطر اندازد.
40-3- در دستور عملياتي كه مراحل اجراي استتار، اختفا و فريب به منظور كمك به تقويت وبرقراري انضباط مورد نياز مشخص ميشود موارد زيربايد گنجانده شود:
- بيان مسئوليتهاي خاص جهت تقويت ابزار ضد استتار، اختفا و فريب و نظم ايجاد شده
- شرح كامل نحوه اقدام افراد و يگان در منطقه تجمع يا ساير موقعيتهايي كه ممكن است در مورد يگان خاصي كاربرد داشته باشد.
41-3-يگانها بايد تمرينات رزمي متعددي در ارتباط با استتار، اختفا و فريب انجام دهند. انضباط در استتار، اختفا و فريب ضرورتي هميشگي است كه نيازمند مديريت قوي و پايدار بوده تا استتار، اختفا و فريب قانونمند و آگاهانه را در سطح يگان برقرار نمايد. ضميمه ب راهنماييهاي لازم پيرامون تعامل بين استتار، اختفا و فريب و دستور عملياتي يگان را ارايه ميدهد.
42-3- انضباط درنور و حرارت اگرچه درتمامي اوقات مهم است ولي در شب تعيين كننده ميباشد. تا زماني كه ديدهباني بصري به عنوان شيوه اوليه شناسايي است مخفي كردن علايم نوري هم ارزش مقابله با ابزار مقابله با استتار، اختفا و فريب است. نورهايي كه درطي شب مخفي نميشوند از مسافتهاي طولاني قابل رويت هستند به طور مثال چشم انسان قادر به ديدن آتش اردوگاه از فاصله هشت كيلومتري و ديدن نور چراغ خودروها از فاصله بيست كيلومتري است. ابزار خاص شناسايي قادر به كشف حرارت موتور، اجاق و بخاري از مسافتهاي دور است. خودروها در هنگام حركت درطول شب در منطقه رزمي جلويي نبرد بايد از دستورالعملها و استتار نور پيروي كنند. هنگامي كه عدم استفاده ازمنابع حرارتي ممكن نيست از پوششهاي طبيعي زمين، پخشكنندهاي دود اگزوز و ساير تكنيكهايي كه علايم حرارتي آتشها و اجاقها را به حداقل ميرساند استفاده كنيد.
صدا:
43-3-پرسنل بايد ازانجام اعمالي كه توليد صدا ميكنند خودداري كرده و در صورت ضرورت سروصدا رابه حداقل برسانند. به طور مثال صداي مولدهاي برق رابايد با استفاده از عوارض زمين وپناهگاههاي مناسب ويا استقرار آنها در گودالهاي حفر شده به حداقل برسانيد. پرسنل مخابراتي بايد از تجهيزات خودي حداقل استفاده را نمايد يعني تاحدي كه امكان شنيدن ودرك پيام را ممكن سازد. با توجه به منطقه و شرايط جوي صدا ميتواند با طي مسافتهاي طولاني موقعيت يگان را براي دشمن آشكار كند.
44-3-نظارت كامل ودقيق برروي زباله و موادزايد يكي از ملاحظات اساسي استتار، اختفا و فريب است. رعايت اين نكته موجب از بين رفتن يكي از علايم كليدي حضور يگان در منطقه، در زمان حال وگذشته ميباشد
رد باقي مانده:
45-3- رد خودروها به سادگي ازطريق هوا و خصوصا در يك منطقه خاص و مورد نظر قابل ديدن است بنابراين رعايت مقررات حركت و از بين بردن رد باقيمانده ضروري است.از اين رو بايد تا حد ممكن از جادههاي موجود و ردهاي قبلي استفاده نمود. هنگامي كه در حال استفاده از راههاي جديد هستيد اطمينان حاصل كنيد كه اين مسيرها با الگوي زمين منطقه مطابقت دارد. كليه حركات را بايد با برنامهريزي و از بين بردن هماهنگي به حداقل ممكن رساند و تا آنجا كه ميتوان از فضاهاي مرده و پوشيده استفاده كرد.
امت ، نظم اجتماعی و مردم - عبدالرشید مومن ـ ترجمه : محمد شجاعیان
مقدمه
امتthe Ummah) )، مبنای نظم اجتماعی است که گسترة وسیعی به اندازه تمام بشریت میتواند داشته باشد. (قرآن 143:2) شریعت، بخش عظیمی از تلاش خود را به نظم اجتماعی، اختصاص داده و قسمت اندکی را متوجه مراسم عبادی و اخلاق فردی کرده است. همچنین در سنت اسلامی بر «امت»، تأکید فراوان شده بهگونه که عضویت در «امت»، شرط مسلمانی بهشمار میرود. دوره اسلامی نه با تولد پیامبر اسلام(ص) شروع می شود و نه با اولین [نزول] وحی؛ بلکه با هجرت پیامبر و یارانش به مدینه آغاز میشود و هجرت، هنگامی است که مسلمانان، وفاداری و اعتقاد به ا - سبحانه و تعالی - را بر پیوندهای خویشاوندی و قبیلهای، ترجیح دادند. حیات مسلمانان تنها هنگامی با اهمیت میشود که عضوی از این امت «براستی متعادل» باشند و از این پس برای رستگاری ایشان، همین است که بسیار مهم است. باید توضیح داد که چرا مفهوم امت در فهرست واژگان نظریه سیاسی اسلامی، محوریترین جایگاه را دارد؟ براین اساس: امت چیست؟ در قرآن و سنت چگونه تصویر شده است؟ چگونه در تاریخ پیدا شد؟ و سرانجام با مفهوم ملیگرایی چه نسبتی دارد؟
الف) واژه شناختی
«امت»، مفهومی منحصر به فرد است که در زبانهای غربی، معادل ندارد. تلاشهای اولیه برای مساوی دانستن «امت» با «ملت» یا «دولت - ملت»، در مقابل مساوی دانستن آن با اجتماع(Community) که اخیراً در محافل غربی سیاست رواج یافته، نتیجه نداده است. چرا که اصطلاح ملت یا «دولت - ملت»، خاستگاهی کاملا" غربی دارد و توسط روشنفکران بومی که تحصیلات غربی، آنها را به تقلید از معلمان خارجیشان رهنمون ساخته، بکار رفته است. کاربرد واژه «اجتماع» نیز به عنوان مترادفی برای «امت»، اشتباه است و باید پذیرفت که مشابهت این دو واژه، سطحی است.(1)
واژه اجتماع تقریباً به «هرگونهای از زندگی مشترک» اطلاق میشود و از «گروهی محلی «تا» هر حوزه زندگی اجتماعی» چون روستا و شهر و کشور را در برخواهد گرفت.(2) اجتماع، «یک نظام اجتماعی پیچیده با جایگاهی مادی، روانشناختی معلوم»(3) است و گروهی از مردم را شامل میشود که به منطقهای مشخص وابستگی مشترک چون پیوندهای خویشاوندی، فرهنگ مشترک، سرزمین مشترک و یا ترکیبی از اینها دارند. حال آنکه اصل تعیین کننده در «امت»، هیچیک از نژاد، زبان، تاریخ و یا ترکیبی از آنها و نیز عوامل جغرافیایی نیست. امت، فراتر از نژاد، زبان و جغرافیاست، نظم جهانی محصور در جماعتی کامل از مسلمانان ساکن در کره زمین است که با تعهد نسبت به ایدئولوژی اسلام، متحد شدهاند.
1. امت در قرآن و سنت
در قرآن، «امت»، مفهومی جامع است و معانی متعددی را در برمیگیرد.(4) برخی آیات به «مردم» یا «ملت» اشاره دارد و امت را مترادف «قوم» یا «شعب» قرار میدهد که با حلقههای خویشاوندی به یکدیگر پیوند خوردهاند. (13:49؛5:40) همچنین امت برای اشاره به گروهی از مردم درون اجتماعی بزرگتر (159:7) و یا گروهی از «انسانها» (23:28) بکار رفته است. در آیه نوزدهم از سوره یونس از تمامی انسانها به عنوان «امت واحدة» و اجتماعی یگانه، یادشده که بهخاطر تمسک به «دیدگاههای انحرافی»، تجزیه شدهاند. در هر صورت، واژه امت در تفسیری قانونگرایانه به گروهی از مردم اشاره دارد که بوسیله عقیده و عمل مذهبی با یکدیگر متحد شدهاند. (159:7) گروهی از مردم که به گفته های پیامبر(ص) گوش فرا میدهند و به او ایمان دارند. (قرآن، 47:10) افرادی که باالله - سبحانه و تعالی - پیمان میبندند که تنها او را پرستش کنند. بویژه در این معناست که قرآن از پیروان حضرت محمد(ص) سخن به میان میآورد و آنها را اینگونه توصیف میکند: «شما بهترین امتی هستید که برای مردم بوجود آمده، به نیکی، امر و از بدی، نهی میکنید و به خداوند ایمان میآورید.» (110:3) در نتیجه امت منحصراً به مومنین اشاره دارد و مومنین در تضاد با غیرمومنین (کفار)، یهودیان و مشرکین هستند. بنابراین «ما آنها را بر روی زمین به امم (جمع امت) متفاوتی تقسیم کردیم. برخی از آنها صالح هستند وبرخی بر خلاف آن.» (168:7) با این تفسیر شهادت در اسلام، تنها گواهی به وحدانیت الله - سبحانه و تعالی - و رسالت محمد(ص) نیست؛ بلکه به همان صورت سوگند پیروی از امت نیز هست. همین مفهوم از امت است که بهعنوان پیام اسلام برای همه انسانها معرفی شده است: «به مردم بگو من بدون استثنأ و از جانب خدای متعال بر جنس بشر، فرستاده شدهام. خدایی که آسمانها و زمین ملک اوست و هیچ خدایی جز او وجود ندارد...»(158:7).
بیشترین کاربرد واژه امت، در سنت پیامبر(ص) است که پیروان خود را امت نامیده و برحفظ اتحاد انداموار و یکپارچگی روانی آن نظم اجتماعی نوپا، تاکید فراوان داشته است. مفهومسازی امت بوسیله پیامبر(ص) و در «قانون اساسی مدینه» - که به قول حمیدالله(Hamidullah) اولین قانون اساسی نوشته شده در جهان است - صورت بندی شد. قانون اساسی مدینه که «حتی انتقادیترین دیدگاهها در اعتبار آن تردیدی ایجاد نمیکند»(5)، سند اساسی تأسیس امت اسلامی و اولین معاهده میان مسلمانان و اهل کتاب (که در این سند، یهودیان مدینه هستند) میباشد.
اینکه قانون اساسی مدینه با «بسما الرحمن الرحیم» آغاز شده، نشان میدهد که مومنان، امتی مستقل هستند.(6) آنها موالی (حامیان و دوستان) یکدیگرند.(7) همچون بدنی واحد عمل میکنند و با غیرمومنان - یعنی یهودیان و مشرکان - در تضاد هستند.(8)
با وجود چنین تاکیدات آشکاری، تلاشهایی صورت گرفته تا اثبات کند «امت» همانگونه که در قانون اساسی مدینه آمده است در واقع پایهای سرزمینی(Territoroial basis) دارد.»(9) روزنتال(Rosenthal) و مونتگمری وات(Montgomery Watt) گفتهاند که قانون اساسی مدینه، واژه امت را در «معنایی اجتماعی و سیاسی، دال بر اعطا کننده حق انحصاری ویژه برای همه اعضأ - یعنی مسلمانان، یهودیان و ملحدان - و همچنین تعیین کننده وظایف مشخص برای این اعضأ»(10) بکار برده است. مبنای چنین توهماتی معمولاً نص قانون اساسی مدینه است:
«همانا یهودیان بنی عوف به همراه مومنین، یک امت واحد هستند.»
بدین معنا که یهودیان و مسلمانان با یکدیگر یک امت را در مدینه تشکیل میدهند. چنین تفسیری به دلایل متعدد، غیرقابل قبول است.اولا" ناقض مفهوم امت در قرآن است. ثانیا" اولین قانون اساسی مدینه را نفی میکند که مؤمنان، یعنی مسلمانان و کسانی را که از آنها پیروی میکنند و به همراه آنها مجاهدت میکنند، به عنوان اعضای امتی جداگانه متمایز میسازد و آنها را در مقابل یهودیان و ملحدان قرار میدهد. سرانجام آنکه در تمامی متون، یهودیان در مقابل مومنان و نه هرگز در میان آنان قرار داشتهاند. هنگامی هم که مذاکره با دو گروه یهودیان و ملحدان لازم شده، قانون اساسی، اصطلاح «اهل هذه الصحیفه» (مردم معتقد به این سند) را بکار گرفته است. بنابراین یهودیان بنی عوف، امتی در مقابل مومنان هستند. در نتیجه همانگونه که الفاروقی توضیح داده امت اسلامی عبارت است از:
«کالبدی جمعی، اندام وار و مدنی که به سرزمین، مردم، نژاد و فرهنگ [خاصی] محدود نیست. بلکه جهانگراUniversal) )، تمام عیار و مسئول زندگی فردی و جمعی هریک از اعضأ است. برای دستیابی هر انسانی به سعادت در دو جهان و عملی سازی زمانی - مکانی اراده الهی، وجود امت، غیرقابل اجتناب است.»(11)
2. ویژگیهای ذاتی امت
گفته شد که امت بر گروهی از مردم دلالت می کند که دارای ویژگیهایی مشخص و دائمی هستند. اولا"، امت مسلمان، با توجه به دیدگاهها در مورد پروردگار هستی، اعضأ خود را بر میگزیند و بدین ترتیب، خود را از دیگر اجتماعات متمایز میکند. اساسا" موجودیت مومنان باید اتحادی مستحکم را میان خود و مستقل از کسانی که ایمان را نمیپذیرند، بنا نهد. مؤمنان بر ایمان خود به وحدانیت خدا و خاتمیت حضرت محمد(ص) شهادت میدهند، یک کتاب را میپذیرند، مناسک را به جای میآورند و از شریعت، پیروی میکنند. اسلام ذات امت را شکل میدهد و بدین ترتیب تمامی بنیانها را بر یک کل یکپارچه، بنا مینهد و اعضایش را از بقیه بشریت متمایز میکند. بدون شک، در قانون اساسی مدینه، یهودیان نیز امتی غیر از امت مسلمان هستند زیرا به ایمان دیگری شهادت دادهاند و از ایدئولوژی دیگری طرفداری میکردهاند.
ثانیا"، همانگونه که اسلام به امت، هویت میبخشد آن را ملزم میکند به جای گروهگرایی،Particularistic) ) جهانی باشد. قرآن، آشکارا اعلام مینماید تمامی انسانها از یک زوج همانند هستند و اگر در درون قبایل و ملتها قرار داده شدهاند تا با یکدیگر معاشرت نمایند و متقابلا" یکدیگر را یاری کنند. (13:49)، از همان ابتدا، مخاطبان قرآن و پیامبر(ص)، تمامی مردم و همة بشریت بودند. از آنجا که امت اسلامی مستقیما" بر نظامی عقیدتی بنا شده که جهانی است، لذا نمیتواند غیرجهانی باشد. امت هرگز نمیتواند خود را به هیچ کاست، طبقه یا نژاد و رنگی محدود کند. بلکه همة مسلمانان را شامل میشود. قرآن، امت اسلامی را امت واحدی میداند (53:23؛92:21) که باید اراده الله - سبحانه وتعالی - را عملی کنند. لازم به تاکید است که جهانگرایی نه به معنی ممنوع دانستن گروهبندیهای طبیعی انسانها در قالب قبایل و اجتماعات است و نه به معنی نادیده انگاشتن جاذبه مرزبندی سرزمینی در چهارچوب واحدها ودولتهایی که هدف از آنها سهولت و کارآیی اجرایی و اداری است. در هر صورت، چنین گروهبندیهایی و تقسیمات اجرایی و اداریی نباید آخرین معیار برای همه چیز باشد. بلکه در چنین گروه بندیهایی، شریعت باید بالاترین حاکم باشد و اعضای این گروهها باید در جهت حاکم کردن شیوه الهی [زندگی] برروی زمین، پیوسته تلاش کنند. امت اسلامی متکی به زیست شناسی، جغرافیا و تشابه زبانی نیست. اسلام این گروهبندیها را به عنوان جعل الهی میشناسد. در ورای این سرنوشت اجتماعی، فرهنگی و اخلاقی ظاهری، تجانس بنیادین تمدن اسلامی قرار میگیرد که اجتماع کامل مسلمانان را شامل میشود. مسلمانان ممکن است به سرزمینهای مختلف و اجتماعات متنوع تعلق داشته باشند اما پذیرش «شهادت» و شریعت این تفاوتها را از بین میبرد و همه مسلمانان را به دلیل ماهیتشان، اعضای یک امت میشناسد.
ثالثا"، امت اسلامی علاوه بر جهانی بودن، در ذات خود انداموار نیز است. امت سازوکاری منظم است که میان قسمتهای مختلف آن هماهنگی وجود دارد. بهعبارتی قسمتهای مختلف، مناسب یکدیگرند و به هم متصلاند و یک کل قابل تشخیص را تشکیل میدهند. در قرآن کریم میخوانیم: مومنان، چه مرد و چه زن، اولیأ یکدیگرند (قرآن،71:9)، آنها انصار و اعوان یکدیگرند(12) و روابط دوستانه و محبت به یکدیگر قلبهایشان را یکی کرده است.(13) این ارتباط «والا» و «عمیق» بیشتر با مفهوم «اخوت» عینیت یافته است. چنانکه میخوانیم: «همانا مومنان با یکدیگر برادرند» (10:49) این برادری نه به دلیل نسب، بلکه به واسطه مذهب ایجاد شده است و در محبت و همکاری میان اعضای [امت] تجلی مییابد.(14) این پیوند برادری در بجای آوردن نمازهای جماعت، قبول دعوت برادر مسلمان و همچنین حضور در تشیع جنازه مومنی که از دنیا رفته، تجلی عینی نیز میباید. به دیگرسخن، اعضای امت متقابلا" و در موارد متعدد با یکدیگر مرتبط هستند. در واقع مبنای سخن پیامبر(ص) که مومنان را به یک «بدن» تشبیه کرده که هر عضو از دیگر اعضا مراقبت میکند، همین است. این معنا در تشبیه جامعه انسانی به «عمارتی متحد» که در آن قسمتهای مختلف بنا یکدیگر را تقویت میکنند، نیز آمده است. در تشبیه دیگر از امت به «ید واحد» یاد شده؛(15) همانگونه که انگشتان از طریق دست با یکدیگر مرتبطند اعضای امت نیز از طریق پیامبر(ص) با یکدیگر در ارتباط هستند. پیامبر(ص) بارها براین مساله تاکید کرده است:
«وارد بهشت نخواهید شد مگر اینکه ایمان داشته باشید و نمیتوانید به ایمان دست یابید مگر آنکه یکدیگر را دوست بدارید.»(16)
ایشان همچنین فرمودهاند:
«هرمسلمانی بامسلمان دیگر برادراست نه به او ظلم میکند و نه اجازه میدهد به او ظلمشود.»(17)
رابعا"، اسلام در تکیه بر طبیعت انداموار امت، نه از گروهگرایی و نه جمعگرایی(Collectivism) طرفداری نمیکند و عنان ویژگیهای فردی را نیز کاملاً رها نمیکند. بلکه توازن ظریفی میان فردگرایی و جمعگرایی برقرار میکند و هدفش را تکامل امت معرفی مینماید. شریعت از طریق جعل مفاهیمی چون واجب و حد کفایت، میان تلاش جمعی و آزادی فردی، داوری و جمع میکند.
آخرین ویژگی امت تاکید بر «نظام سیاسی» است؛ البته نه به مفهوم غربی که یک هویت مستقل و ملیگرا و سرزمینی را میرساند. بلکه به عنوان بعد سیاسی تلاش جمعی مسلمانان برای عملی کردن اراده الهی. «حکومت» در اسلام، «حکومت» الله - سبحانه و تعالی - است و مومنان حزب الله را بوجود میآورند که اصطلاح مترادف بکاررفته در قرآن برای مفهوم امت اسلامی است. (59:5) پایه ایدئولوژیک این حکومت همچون امت، اصل توحید است. در حکومت اسلامی نیز پیروزی نهایی مرهون [عنایت] الله - سبحانه و تعالی - است که در فرمانروایی یکتاست، حکومتاسلامی مانند امت موضوع احکام و هنجارهای شریعت است. در حکومتاسلامی، مسائل عمومی از طریق تبادل نظر و بحث متقابل (شوری) حل و فصل میشوند و تصمیمات در بهترین حالت از طریق اجماع اتخاذ میشوند. نظم سیاسی اسلامی، به معنی دقیق کلمه، انجمنی مشارکتی است که اندامهای مختلف بعنوان ابزارهای امت برای پایهریزی شریعت از طریق شوری و اجماع عمل میکنند.(18)
ب) کارویژههای امت
قرآن برای اتحاد امت اسلامی، جهت مشترک - یعنی «قبله» - را قرار داده است و بهصورت نمادین یکپارچگی امت را در مراسم «حج» نشان داده و جهت تبیین عزم و اراده قومی امت «جهاد» را تدارک دیده است. این سه واژهکاملا" به یکدیگر مرتبط هستند و قرآن آنها را در متنامت ذکر کرده است. (77-78:22؛145و143:2) از آنجا که کارویژههای امت با حیات و سازمان امت ارتباط مستقیم دارد، قرآن این کارویژهها را دقیقا" مشخص میکند.
«هدف انحصاری» یا به قول ابوالعلامودودی «علت وجودی» امت آن است که اعضایش در برابر همگان به حقیقت و هدایتی که الله - سبحانه وتعالی - به انسانها ارزانی داشته است، شهادت دهند.(19) قرآن میگوید: «و اینچنین شما را امتی میانه قرار دادیم تا بر مردمان گواه [برحقیقت] باشید و پیامبر بر شما گواه باشد. (143 :2) در اینجا، حقیقت گواهی داده شده، همان شهادت است و شهادت عبارت است از اقرار به این که جز الله - سبحانه وتعالی - کسی شایسته پرستش نیست و محمد(ص) فرستاده اوست. شهادت تمام حقایق را در برمیگیرد و اقرار و التزام به این حقیقت است که همه جنبههای زندگی انسان را تحت ربوبیت الله - سبحانه وتعالی - قرار میدهد. این مساله همانگونه که مودودی بیان داشته لوازم اجتماعی زیادی دارد که مهمترین آنها عبارتست از:
«راه درست اداره زندگی، قواعد رفتاریی که برای کسب رضایت خداوند باید رعایت شود، اعمالی که باید انجام داد، اعمالی که نباید انجام داد و آنچه که مورد بازخواست قرار خواهد گرفت. و همه اینها را باید به انسانها آموخت.»
بنابراین امت باید عملاً و نظراً به حقیقت گواهی دهد. گواهی با بیان از طریق سخنرانی، نوشتن، گفتار عقلانی و ارایه دلیل قاطع، کاربرد همه روشهای ممکن برای آموزش، برقراری ارتباطات و تبلیغات صورت میگیرد. گواهی با کردار نیز به عمل واشاعه اسلام در شکل کامل و جامع آن اشاره دارد. به این معنا که زندگیهای فردی و اجتماعی انسانها به گونهای قالبریزی شوند که تجسم زندهای از اسلام بوده و متوجه جهاد برای ایجاد عدالت باشد و راه خدا را بر هر چیز دیگری ترجیح دهد.(20)
مفسران معتقدند واژه وسط در آیه 143 سوره بقره به تعادل دو کفه ترازو برای حفظ عدالت اشاره دارد. براین اساس، مسلمانان برخلاف انعطافناپذیری یهودی و طبیعت انعطافپذیری افراطی مسیحیت، در دینشان افراط نمیکنند بلکه از «صراط مستقیم» به همان صورتی که بر پیامبر(ص) نازل شده است، پیروی میکنند.(21) به بیان عملی، مسلمانان حدود افراط را تعیین میکنند و به عنوان مصلحان برای از میان برداشتن این افراط ها اقدام میکنند. خلاصه آن که گواهی با گفتار، کارکردی تشخیصی و اقدامی فکری است در حالی که گواهی با کردار، کارکردی عملیاتی دارد(Operational) و فعالیتی عملی است.
آیه 41 از سوره بیست و دوم قرآن میگوید:
«همان کسانی که اگر ایشان را در زمین جایگاه و قدرت دهیم نماز را به پا دارند و زکات دهند و به کارنیک فرمان دهند و ازکار زشت باز دارند. و خدای راست فرجام کارها.»
باتوجه به این آیه، مسئولیت امت آن است که براساس دستورات پروردگار یکتا و یگانه - سبحانه وتعالی - نظمی اجتماعی و سیاسی بر روی زمین ایجاد کند تا از شر جلوگیری و بر انجام خیر تاکید کنند. واضح است که موضوع حکومت با دو مفهوم سلبی و ایجابی توضیح داده میشود. حکومت نمیخواهد صرفا" مردم را از سوءاستفاده و سرکوب یکدیگر و تجاوز خارجی حفظ کنند بلکه همانگونه که در قرآن و سنت آمده است، حکومت علاوه بر اینها، میخواهد نظامی برمبنای عدالت اجتماعی را توسعه و تکامل بخشد.(22) آیه 104 از سوره آلعمران با نتیجهای مشابه میگوید:
«و باید از شما گروهی باشند که به خیر فرابخوانند و به کارنیک فرمان دهند و از کار زشت بازدارند و آنانند رستگاران.»
این آیه فراخوانی برای گردن نهادن به خواست الله - سبحانه وتعالی - است؛ و پذیرش خواست خداوند این عناصر را حداقل شامل میشود:1) ایمان 2) عمل صواب، 3) پرهیز از باطل.(23)
با توجه به آیات قرآن و دیدگاههای مفسران، واضح است که مسئولیت تاسیس نظامی اجتماعی - سیاسی و مسئولیت گواهی دادن نزد مردم، در اصل به هم وابستهاند و یکی بدون دیگری امکان ندارد.
مسئولیت گواهی دادن برعهده تمامی مومنان اختصاص دارد. عبارت «باشد در میان شما امتی» را میتوان به دو صورت تفسیر کرد. یکی اینکه به تمامی اعضای امت اشاره دارد. دیگر آنکه تنها بخشی از امت مورد نظر است. در هر صورت، این عبارت، رهبر دین را شامل میشود. رهبر دینی در میان امت، عهدهدار مسئولیت دعوت مردم به پیروی از شریعت و داوری برای تشخیص و از بین بردن افراطهاست. طبری و قرقابی تفسیر دوم را برگزیدهاند درحالی که ابن تیمیه، ابن خلدون و مفسران معاصر دیدگاه اول را پذیرفتهاند. در قرآن عباراتی وجود دارد که از مسلمانان میخواهد گروهی از ایشان شناخت عمیقی از دین بدست آورند و سپس آن را بوسیله آموزش و موعظه تبلیغ کنند. به عنوان نمونه میتوان به آیه 122 از سوره توبه اشاره کرد. کارویژه حصول شناخت عمیق دین و تبلیغ این شناخت، در صورتی که مختص یک گروه خاص باشد. مسئولیت جامعی که واژه گواهی دادن مشخص میکند را شامل نخواهد شد. قرآن عقیده نخبهگرایی(Elitism) را نمیپذیرد. از این رو صراحتا" اعلام میکند که همه مسلمانان، چه مرد و چه زن، حاملان این مسئولیت هستند. آیه 79 از سوره توبه بیان میکند:
«مردان و زنان مومن دوستان و یاوران یکدیگرند به کارنیک فرمان میدهند و از کار زشت باز میدارند و زکات میدهند و خدا و پیامبرش را فرمان میبرند. اینانند که خداوند بزودی برایشان مهر و بخشایش آرد که خدا توانای بیهمتا و دانای درستکار است.»
ابن تیمیه براساس این آیه، معتقد است فریضه امر به معروف و نهی از منکر هدف نهایی دین و همه حکومت امت و بر هر مسلمان مکلفی واجب شده است. این فریضه ممکن است توسط کارگزاران مربوطهاش و یا بوسیله پیکره آن یعنی امت انجام پذیرد. در غیراینصورت، عمل «گواهی دادن»، وظیفه مشخصی است که برهر مرد و زن مسلمان که توانایی آن را دارند، واجب است.(24)
«گواهی دادن» برامت به عنوان یک کل، تاثیرات متعددی دارد. اول آنکه نخبهگرایی را که از نگاه قرآن بسیار انزجار آمیز است، رد میکند. به این دلیل که قرآن صراحتا" بیان میکند که «مردان و زنان مومن حاملان این مسئولیت هستند.» دیگر آنکه با تلقی از مردم به عنوان «امت» توحیدی که جهانی، انداموار و براساس حسن نیت، همکاری، اخوت و مساواتطلبی است، در هماهنگی و تجانس دارد. سرانجام، پذیرش این مسئولیت توسط امت، در طول تاریخ اسلام، نیروی محرک عظیمی برای انقلاب و تغییر در جهان اسلام فراهم آورده است.
ج) امت اسلامی: دیدگاهی تاریخی
ریشههای امت اسلامی در گذشتهای رمزآلود پنهان نشده و لذا بازسازی آن محتاج استدلال فلسفی نیست. ریشههای امت اسلامی را میتوان در خلال زندگی پیامبر(ص)، مبارزه بیوقفهاش برای تاسیس حکومت اسلامی و شرح حال اصحابش، مشاهده کرد که بهتدریج ظهور و رشد کرده است.
1. دوران پیامبر(ص) و خلفای راشدین
گروه کوچکی از مردم از دعوت نبوی اطاعت کردند و بدین ترتیب از سنت گذشته جدا شده و سنگ بنای اولیه امت را گذاردند. خدیجه همسر پیامبر(ص)، علیبنابیطالب[ع] پسر عمویش، ابوبکر و زیدبن حارثه بنده آزاد شدهاش اولین هسته مرکزی را پایه ریزی کردند که شخص پیامبر(ص) محور آن بودند. آنها در طول سالهای 610-622 میلادی با هم در ارتباط بودند. این افراد شهادت را بر زبان جاری ساختند. و لذا عقیدهای را پذیرفتند که تجلی و ظهور آن، شیوه جدیدی از زندگی بود که برمبنای «حدود وضع شده توسط الله - سبحانه و تعالی - » (187 :2) شکل یافته بود.
مسلمانان در مکه با اکثریتی که از ارزشهای اجتماعی، سنت ریشهدار بتپرستی طرفداری میکردند، روابط سلبی داشتند و از این طریق به حیات خود ادامه داده و خود را متمایز میساخت. قریش، قبیله اصلی مکه، هسته کوچک امت جدید را به شدت و بیوقفه شکنجه میکرد. همچنین میتوان به تلاش برای منحرف کردن اعضای امت از اعتقادات جدید، تبعید کردن برخی از اعضای آن و نهایتا" طرحریزی نقشهای برای قتل دستهجمعی ایشان به همراه پیامبر(ص) اشاره کرد. بنابراین به دستور الهی، پیامبر(ص) همراه با یارانش به مدینه هجرت کرد و این هجرت طلیعه آغاز تمدن اسلامی شد.(25) بدینترتیب مسلمانان اولا" پایگاهی سرزمینی فراهم آوردند، ثانیا" کنترل و اقتدار سیاسی کسب کردند و ثالثا" هنجارهای اسلامی محبت به یکدیگر براساس روح خدا را جایگزین الگوی قبیلهای عربی کردند.(26) خلاصه اینکه با هجرت، شیوه جدیدی از زندگی و نظم سیاسی ظهور یافت که همه بوسیله اندیشه امت توحیدی که جهانی وانداموار است به یکدیگر پیوند میخوردند. یکی از اولین کارهای پیامبر(ص) در مدینه این بود که بین مومنان برادری واقعی ایجاد کرد و این برادری، از پیوندهای نسبی هم حتی قویتر شد. علیبن ابیطالب(ع) برادر پیامبر(ص) شد و حمزه عمومی پیامبر بازیدبن حارثه،بنده آزاد شده پیامبر(ص)، پیمان برادری بست، و دیگران نیز از آنها پیروی کرده به عقد پیمان اخوت همت گماردند.
این مساله با تغییر قبله از اورشلیم به مدینه (نگاه کنید به: 144 :2) و انتشار قانون اساسی مدینه، اسمترار یافت. قانون اساسی مدینه دو هویت متفاوت و متضاد بوجود آورد: دارالاسلام و دارالحرب.(27) پیامبر(ص) در آخرین سفرش به مکه برای انجام مراسم حج، اصول اساسی امت اسلامی را در خطابهای به صورتی واضح و به اختصار بیان کرده است. ذیلا" بخشی از آن خطابه میآید:(28)
«ای مردم به سخن من گوش فرا دارید که من گمان نکنم که پس از این سال، بتوانم شما را در اینجا ملاقات کنم. ای مردم، بهسان حرمت این روز و حرمت این ماه، جان و مال شما بر یکدیگر حرام است و شما با پروردگار خویش ملاقات خواهید کرد و او درباره کردارتان از شما پرسش خواهد کرد و اینک من آنچه گفتنی بود گفتهام. پس هر کس امانتی در دست دارد آن را به کسی که وی را امین خویش قرار داده است برگرداند. همه رباهای جاهلیت ملغی میشود و تنها اصل سرمایههایتان از آن شماست و در این مقدار نه ستم میکنید و نه مورد ستم قرار میگیرید. خونبهای هر خونی که در جاهلیت بر زمین ریخته شده ملغی و بیاثر است... باری ای مردم، اینک شیطان برای همیشه از این ناامید شده است که در سرزمین شما مطاع قرارگیرد و اگر از این پس در چیزی جز این از او فرمان برده شود و او نیز بدان خشنود خواهد شد، در کارهایی است که آنها را کوچک و ناچیز میشمارید. پس درباره دین خویش مراقب باشید و در مقابل او هوشیاری پیشه کنید. ای مردم [تغییر ماههای حرام] کفری فزاینده است که کافران بدان گمراه میشوند. سالی آن را حلال و سالی آن را حرام میدانند تا شمار ماههایی را که خداوند حرام کرده زیرپای بگذارند و آنچه را خداوند حرام داشته حلال و آنچه را او حلال شمرده حرام بدانند. این در حالی است که زمان اکنون نیز مانند همان روزی که خداوند آسمانها و زمین را آفرید، و با همان کیفیت و به همان شکل درگذر است، و تعداد ماهها در پیشگاه خدا و در کتاب الهی دوازده ماه میباشد که چهار تای آنها ماههای حرامند... ای مردم شما بر همسران خویش حقوقی و آنان را نیز به شما حقوقی است... ای مردم در آنچه میگویم اندیشه کنید که من آنچه گفتنی است گفتهام و در میان شما آن چیزی را بر جای گذاشتهام که اگر بدان چنگ بزنید هرگز گمراه نخواهید شد و آن حقیقتی روشن است؛ کتاب خدا و سنت پیامبرش. ای مردم سخن مرا بشنوید و به خاطر بسپارید و بدانید که مسلمان با مسلمان برادر است و همه با هم برادرند. بنابراین برای هیچ کس چیزی از مال برادرش روا نیست مگر آنچه خود به او دهد. پس به خویش ستم روا ندارید...»
خطابه، اصول بسیار مهم [ذیل را] شامل میشود:
1. رابطه نَسَبی را به عنوان زیربنای وفاداری، هویت و انتقام منسوخ میکند.
2. ربا خواری و همه معاملات سودپایه(Interest-based) را ممنوع میکند.
3. مبنای روابط خانوادگی را، اصول محبت، برابری و عدالت معرفی میکند.
4. حقوقی مانند حیات و مالکیت از جانب الله محترم است و نباید نادیده گرفته شوند.
5. شاکله و بنیاد برادری، وحدت اسلامی است.
6. مسلمانان برای رستگار شدن باید از شریعت پیروی کنند. از آنجا که الله - سبحانه و تعالی - براین احکام شاهد و ناظر است، این احکام رسمیت دارند.
اجماع مکاتب اسلامی آن است که بخشی از اقتدار پیامبر(ص) به جانشین وی انتقال یافته است. البته قدرت الهی در وضع قوانین و عملکرد پیامبر گونه ممنوع بوده و در اختیار خلفأ قرار نگرفته است.(29) بلکه خلفأ به عنوان حاکمان دنیوی و مدافعان ایمان، عهدهدار مسئولیت حفظ میراث پیامبر (ص) در درون چهارچوب شریعت بودند؛ میراث پیامبر (ص) دین، نظام سیاسی و امت را شامل میشد. در این معنی محدود و مقید بود که خلفا جانشین پیامبر بودند و بر امت حاکمیت داشتند.
2. امت پس از دوره خلفای راشدین
«امت مسلمه» در طول دوره «ایمان، حقیقت و درستکاری»، یعنی دوران پیامبر(ص)، از لحاظ سیاسی تحت فرمانروایی واحدی بود. با گذشت زمان سادگی رفتارها و شور مذهبی اصحاب، جای خود را به تجمل، شکوه و تسامح در رعایت شریعت داد. به دلیل قدرتنمایی مجدد اصول قبیلگی، نسب و حَسَب، مفهوم اسلامی اخوت جهانی و کرامت انسانی افراد در مقابل سابقه قبلی کنار زده شد. سرانجام، امویان، مخالفینی را ایجاد کردند که از خوارج و شیعیان تا فقها و مسلمانان غیرعرب را در برمیگرفت. مخالفین واقعیت های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی فاسد ناشی از عملکرد حاکمیت فاسد اموی را با الگوی مدینه اسلامی که بصورت آرمان درآمده بود، مقایسه میکردند و نتیجه این مقایسه اعتراضات و درگیریهای لفظی و عملی بسیار زیاد بود. امویان در خلال روزهای پایانی حکومت خویش به این دیدگاه اسلامی که عربها و غیرعربها با یکدیگر برابرند، رجوع کردند اما این حرکت که برای آرام کردن و کنترل نارضایتی های موالی، یعنی مسلمانان غیرعرب، صورت گرفته بود، بسیار دیر انجام شد. در نهایت، موالی نیروهایشان را با عباسیان متحد کردند و در سال 132 هجری (750 میلادی) به حکومت اموی خاتمه دادند.
عباسیان که بر موجی از همکاری عمومی علیه امویان سوار شده بودند، دینداری را به عنوان پایه حاکمیت خویش و جایگزینی برای نژاد معرفی کردند. براساس نظر سید امیرعلی، شعار برابری اجتماعی (Social equality) سلاطین اولیه خاندان عباسی را کمک کرد تا ساختاری ایجاد نمایند که پنج قرن بدون رقیب باقی بماند و تنها در برابر حملهای سنگین از بیرون قلمرو حکومت فرو ریخت.(30) در طول دوران حکمرانی هفت خلیفه اول (132-318 هجری /828 - 749 میلادی) بویژه در دوره حکومت هارونالرشید (194 - 170 هجری 809 - 786 میلادی) خلافت عباسی به اوج قدرت خود رسید و سپس سقوط آرام و نامنظم خلافت عباسی آغاز شد. دسیسههای سیاسی، کودتاهای دربار و افول اقتدار خلافت، علل این سقوط تدریجی بودند. در حدود سال 390 هجری / 1000 میلادی، مناطق تحت حاکمیت عباسی به بخشهای تحت حاکمیت فاطمیها، همدانیها، آل بویه، سامانیان و سلاطین غزنوی تقسیم شده بود . حکام بخشهای مختلف در اهداف و اعمالشان وحدت، در دیدگاههایشان انسجام نداشتند و از مجموعهای از اصول مشترک پیروی نمیکردند. در واقع از سال 132 هجری / 750 میلادی تا پایان خلافت عثمانی در 1343 هجری / 1924 میلادی، سیرتاریخ اسلام، چیزی جز فروپاشی سیاسی دارالاسلام و در نهایت الغأ سیستم خلافت نبوده است. البته انهدام خلافت فراگیر، به از هم پاشیدگی امت نینجامید. در واقع، همانگونه که ابن تیمیه استدلال کرده، در این دوران تنها اقتدار حقوقی الزام آور برای تاسیس یک خلافت یکپارچه فراگیر وجود نداشته است. او معتقد است، مسلمانان باید با استفاده از شریعت به عنوان احکام حقوقی، موجودیتهای مستقل خویش را شکل دهند. پس از آن، این موجودیت ها باید متحد شوند تا از رهگذر این اتحاد سیاسی امت بهمعنای واقعی آن بوجود آید.(31)... در هر صورت، ابنتیمیه مقام خلیفه را کاملا" نادیده گرفت و برامت و حفظ آن براساس شریعت تمرکز کرد. همانگونه که روزنتالRosenthal) ) معتقداست جابجایی از خلافت به عنوان حکومت ایدهآل اسلامی، به شریعت مقوم امت نبوده است.(32) بلکه جابجایی از خلافت به عنوان ابزاری برای شریعت، به شریعت مقوم امت بوده است. یکپارچگی و انسجام امت بیشتر با بکارگیری قوانین اسلامی یکسان، لحاظ شده تا با داشتن خلافت واحد. در واقع این شریعت است که برای مسلمانان معنایی از اتحاد و سنن مشترک را فراهم کرده و نیرویی پرقدرت برای حفظ همگرایی و انسجام مسلمانان بوده است. مطابق نظر اسماعیل فاروقی «بهراستی باید گفت شریعت یا حقوق اسلامی، ستون فقرات اتحاد مسلمانان در سراسر جهان است.»(33) و این اتحاد با شمول و استمرار ابزارهای اجتماعی شدن و گسترش قوانین اخلاقی اجتماعی تقویت میشود. مارشال هادسون (Marshall Hodgson) دراینباره مینویسد: «اسلام در همه جا تاکید داشت که مسلمانان را به اتخاذ شیوها و استانداردهای مشابه زندگی براساس ایدهآلهای اسلامی ترغیب نماید. آگاهی مسلمانان از اجتماع فراگیر اسلامی، آنها را در همه جا مشهور کرده است... مسلمانان اگرچه از حیث جغرافیایی در اماکن متفاوتی زندگی میکنند، اما مناسک ضروری و شاخصهای اسلامی و همچنین درکی یکسان از میراث فرهنگ عمومی خویش دارند و آن را حفظ میکنند. که به آنها هویتی واحد میبخشد.»(34)
بهگونهای که تا قبل از آغاز حملات استعماری به جهان اسلام، نوعی یکپارچگی اعتقادی، فرهنگی، مادی و معنوی و همچنین دیدگاهی جهانی و فراگیر در میان مسلمان شکل گرفته بود.
د) امت معاصر
امت در طول دوران خفت بار استعمار و تسلط تمام عیار غرب بر جهان اسلام، به مصائب سیاسی فراوانی مبتلا شد و ایدئولوژی آن که اساس هویتش بود، به تدریج تضعیف گردید. استعمارگران نهاد زکاة و نظام اقتصادی شکل گرفته در پیرامون آن را از میان بردند. احوال شخصیهPersonal status) )،تنها قسمتی بود که آنان از شریعت باقی گذاردند و تمامی بخشهای دیگر شریعت، به شکلی منظم و بهتدریج برچیده شد. در نتیجه، برخلاف آرمانهای امت، در شؤون امت تفرقه و نزاع بوجود آمد.
در حال حاضر و در نتیجه فروپاشی امت اسلامی، 52 کشور بوجود آمدهاند. (تعداد کشورهای اسلامی با توجه به زمان انتشار کتاب (1996) میباشد.) این کشورها به درجات مختلف از اسلامیت، پشتیبانی قانونی میکنند. همچنین در میان این کشورها در مورد اینکه کدام یک از ارزشهای اسلامی و شریعت باید شکافهای ساختاری و اجتماعی را برطرف سازد اختلاف نظر فراوان وجود دارد. دامنه اختلاف، از سودان با اعلام این سیاست که میخواهد تفسیری جامع از شریعت اسلامی را بهاجرا گذارد، تا ترکیه که در سال 1920 میلادی پیوندهایش را با فرهنگ اسلامی کاملا" قطع کرد، گسترده است. علاوه براین، یک سوم جمعیت مسلمانان جهان، در دولت های غیرمسلمان به صورت اقلیت زندگی میکنند. با تحمیل نظام «دولت - ملت» توسط استعمارگران و قبول آن بوسیله نخبگان به عنوانابزاری برای حمایت از آزادی و استقلال و دستیابی به رشد درون زا(self sustained growrh) و توسعه سیاسیPolitical development) )، نظام «دولت - ملت»، امت از لحاظ سیاسی فرو ریخت. این مساله، مناقشهای ایدئولوژیک در میان مسلمانان به راه انداخته است که بر محور تضاد میان ملیگرایی که بر خصلتهای منحصر به یک گروه بنا شده و امت که از برادری جهانی میان مومنان حمایت میکند، تمرکز یافتهاست.
1. مردممحوری با نگرش ناسیونالیستی(35)
مفهوم ملی گرایی، خصوصیات مبهمی را داراست و درنتیجه نمیتوان تعریف سادهای از آن ارائه کرد. به نظر کارلتن هایز(Carlton Hages) ملی گرایی عبارت است از : «ادغام هیجانی و شورانگیز در مفهوم میهن پرستی(Patriotism) و ملیتNationality) »). به نظر شافر(Shafer) ملیگرایی «ترکیب متفاوتی از اعتقادات و شرایطی است که بخشی در افسانه و بخشی در واقعیت متحقق شده است.» هانس کوهن (Hans Kohn) معتقد است ملیگرایی وضعیتی ذهنی است که ریشه در تعلق خودآگاهانه فرد به «گروهی» خاص دارد. بدین صورت که فرد خود را «دولت - کشور» منصوب میکند.(36) اما در هر صورت، این «ما»ی ملی، احساسی است که برمبنای نفرت و خشم تعالی مییابد و به ضد گروه رقیب بکار میرود.(37) ملی گرایی ایدئولوژی سکولاری است که در صورت وجود، ایدئولوژیهای دیگر بویژه آنهایی که طبیعتی دینی دارند را، از صحنه خارج میکند.(38) ملیگرایی ابزار استعمار برای ازبین بردن وحدت دینی در جهان اسلام(39) بوده است. در واقع ملیگرایی در نتیجه استعمار گسترش یافت و پس از بین رفتن نظام مستعمراتی، بوسیله طبقه جدیدی از نخبگان که در غرب تحصیل کرده بودند تبلیغ شد. ملیگرایی که «بهندرت موجب بیداری مذهبی تودههای مسلمان شده است»(40) و بیشتر ابزار کنترل و استیلای غرب بر مناطق اسلامی جهان میباشد. ایدئولوژی ملیگرایی و ایدئولوژی اسلامی در سرشت و اهدافشان کاملا" متضاد یکدیگرند. ملیگرایی به دلایل متعدد با مفهوم امت ناسازگار است. اولا" در ملیگرایی از قبیلهگرایی (Tribalism) ستایش شده که این گفته پیامبر(ص) آشکارا آنرا مردود میشمارد:
«کسی که مدعی تعصبات قبیلگی شود و به خاطر این تعصبات بمیرد، جزء ما نیست.»(41)
همچنین در حدیث دیگری آمده است:
«مردم دو دستهاند: مومنانی که آگاهند و گناهکارانی که خطا کارند. همه شما فرزندان آدم هستید و آدم نیز از خاک بود. مردم باید افتخار کردن به پیشینیان خود را رها کنند چرا که این افتخار پارهای آتش از آتشهای جهنم است. اگر امر الهی را اطاعت نکنند، خداوند جایگاه آنها را در حد کرم پستی که خود را در کثافات جابجا میکند، پایین میآورد.»(42)
ثانیاً، ملیگرایی بر مولفههای زمانی، جغرافیایی، فرهنگی، نژادی و دیگر موارد مشابه بنا شدهاست. چنین مولفههایی با تلقی قرآنی امت در تضاد است. "امت مسلمه " فراتر از جغرافیا، زبان، نژاد و یا تاریخ است و برتوحید بنا شده است. قرآن میگوید:
«همانا این امت شماست، امتی متحد و من پروردگار شما هستم پس مرا پرستش کنید» (92 :21).
ثالثاً، ملیگرایی، متاثر از ساختار نظام «دولت - ملت»، به منظور جلوگیری از منافع دیگران و گاهی به قیمت منافع دیگران، بر پیشبرد منافع خویش اصرار میورزد. در مقابل قرآن از امت، ارتقأ فضایل، جلوگیری از فساد و یاری یکدیگر در «پرهیزگاری و نیکوکاری» را انتظار دارد:
«و یکدیگر را به گناهکاری و ستم بر دیگران یار مباشید.» (2: 5).
رابعاً، ملی گرایی چندگانگی فرهنگی(Calrural plurality) و خصومت اجتماعی(Social antagonism) بین واحدهای فرعی جهان اسلام را تشدید میکند. ملی گرایی با ایده وحدت اسلامی که خصوصیت ذاتی امت است در تضاد میباشد. امت نظامی جهانی «با ایدئولوژی قوی و جامع، دولت و ارتشی جهانی برای تضمین تصمیماتش میباشد.»(43)
مقایسه امت و «ملت - کشور»
بحثهایی که تاکنون ارائه شد برای برخی از اندیشهگران مسلمان چون مودودی، حسن البنأ، سید قطب و دیگران شالودهای را ایجاد کرد که موضعی صریح در مقابل هر نوع ملی گرایی اتخاذ کنند. به قول مودودی، «ملیگرایی ریشه همه مصائب و گرفتاریهایی است که بشریت امروز درگیر آن است.»(44) این اندیشهگران مسلمان، حتی با بکارگیری ملی گرایی به عنوان ابزاری برای بسیج افکار عمومی و تودهها در مقابل سلطه خارجی نیز مخالفند.(45) ملیگرایی به دلیل تاکید بر حاکمیت مردمیPopularsovereignty) ) سکولاریسمSecularism) )، و «جزءگرایی»(Particularism) تنگنظرانه، در تضاد با نظام شریعت و جهان گرای اسلامی قرار دارد. بهنظر میرسد از شروع دهه 1970 یعنی هنگامی که حرکت «اصلاحطلبی» تشدید شد، دیدگاههای مدافع ملی گرایی فروکش کرده است. هر چند این مساله بدان معنانیست که ملی گرایی از ذهن مسلمانان محو شده و یا به تحلیل رفته است.
عموماً استدلالهای ارائه شده در رد ملی گرایی، با همان قوت و توان در مقابل طرفداران ملیگرایی عرب نیز بکار میرود. عبدالرحمان بزار معتقد است ملی گرایی عرب بر پایه «پیوندهای زبانی، تاریخی، روانی و منافع اساسی در زندگی بنا شده است.» همچنین اسلام ذاتاً و قبل از هر چیز برای عربها نازل شدهاست.»(46) به همین ترتیب «ساتیالحسری»، پدر معنوی ملی گرایی عرب، آموزه «الدین لله والوطن لجمیع» را ارائه کرده است.(47) در این پیام ملی گرایانه، تلویحاً عربها به لحاظ قومی برتر از سایر مسلمانان معرفی شدهاند. او اگرچه میپذیرد که جهانگرایی اسلامی با همه شکلهای کثرتگرایی ملی و قومی سازشناپذیر است، اما بر این باور است که اسلام با زبان و فرهنگ عربی پیوندهای ویژهای دارد. این درحالی است که اسلام در چهارچوب آموزههای اخلاقیاش همه احساسات و تفاخرطلبیهای قومی مربوط به اعراب را «جاهلیت»، - یعنی نادانی - مینامد و آشکارا آنرا ممنوع و سرزنش میکند. درست است که قرآن به زبان عربی است و عناصر مشخصی از فرهنگ عربی وارد اسلام شده ، و پیامبر اسلام (ص) عرب بوده، اما آنچه مدافعان ملی گرایی عرب در نظر نگرفتهاند آن است که کاربرد قرآنی زبان عربی به دلیل ظرفیت ویژه و موثر آن برای جلب احساسات شنوندگان و برانگیختن استعدادهای آنان بوده است. پذیرش اسلام توسط اعراب باعث شد برادری جهانی در چهارچوب قوانین اخلاقی، جایگزین فرهنگ قبیلهای آنها شود. وحی اسلامی موجب دگرگونی اساسی زبان عربی شد و درواقع «قرآن» به آیین ادبی برتر تبدیل شد(48) پس از نزول قرآن، زبان عربی نمیتوانست محدود به مردم خاصی باشد بلکه بعدها و صرفا" از زمانی که پیامبر(ص) به عنوان نعمت برای تمامی بشر فرستاده شد، زبان عربی به ابزاری مقدس برای تکلم تمامی امت تبدیل شد. در نتیجه:
برای این هویت قرآنی - عربی چیزی زیانبارتر از معرفی مفهومی اروپایی بوسیله دشمنان غربی اسلام، که با اسلام نامانوس است وجود ندارد.و آن مفهوم عبارت است از نژادپرستی یا ملی گرا که به معنی متمایز بودن مسلمانان عرب از برادران مسلمانشان که به نژادهای دیگر تعلق دارند، میباشد. این به اصطلاح قوممداری(Ethnocentrism) یا ملی گرایی عرب «شعوبیه» جدیدی است که صرفاً به منظور تجزیه امت و وارد کردن مسلمانان به منازعه و جنگی برادرکش در مقابل همکیشانشان تنظیم شده است.»(49)
شخصیتهای برجسته «الازهر» و اعضای فعال «اخوان المسلمین» ملیگرایی عرب یا هر ملیگرایی دیگری که مسلمانان از آن حمایت کنند را محکوم کرده و اعراب را به تلاش درجهت وحدت اسلامی که ملیت را صرفاً بر پیوندهای دینی متکی مینماید، فرا میخوانند. ملی گرایی عرب نتیجه توطئهای مسیحی - یهودی برای پارهپاره نگه داشتن امت است. همچنین، ملی گرایی عرب، نتیجه فعالیت برخی روشنفکران حاشیهای بود که شناخت اندکی از اسلام داشتند. رضایت علمای الازهر به آرمان اتحاد عرب نیز بیشتر به دلیل ملاحظات سیاسی و وحشت از دولت اسرائیل بوده است.(50) با این همه، اکثریت مسلمانان ملیگرایی را به عنوان بدعتی وارداتی که تضعیف کننده وحدتاسلامی است، تخطئه میکنند.(51)
نتیجهگیری
امت اسلامی که بر توحید بنا شده باید انداموار، جامع و جهانی باشد و براعضای تشکیلدهنده امت امر به معروف و نهی از منکر به صورتفردی و جمعی، شهادت به این حقیقت که «پروردگاری جز الله وجود ندارد و محمد(ص) فرستاده اوست» واجب شده است. اما انقراض خلافت عثمانی، نفوذ استعمار اروپایی و بسط جهانی فرهنگ اروپایی که از لحاظ تکنولوژیک پبشرفته است، وحدت امت که بر قابلیت اجرایی شریعت بنا شده را به تدریج تضعیف نمود. با این همه، ایدهآل تشکیل امت متحد جهانی در ورای نزاعهای سیاسی به حیات خود ادامه داده است. این ایدهآل نه فقط در موضوعات عبادی، بلکه در شور مذهبی برای اتحاد انداموار میان مسلمانان نیز جلوهگر میشود. بگونهای که اگر در بخشی از جهان اسلام اختلالی بوجود آید، بخشهای دیگر موظف هستند واکنش نشان داده، در حل مساله بکوشند. این مساله در برخی سازمانها همچون سازمان کنفرانس اسلامی، بانک توسعه اسلامی و دانشگاههای بینالمللی اسلامی منعکس شده است.
چکیده: در مقاله حاضر رویکردهای مدیریتی حفاظت دیجیتال مختصراً بیان شده است. ویژگی اشیای دیجیتال، ضرورت حفاظت از منابع دیجیتال، مراکز مسئول، مسائل حقوقی و مالی و راهکارهای فنی موجود همانند مهاجرت و شبیهسازی مورد بحث قرار گرفته است. ضرورت بهکارگیری ابردادههای حفاظتی به عنوان بخشی از آرشیو دیجیتال به منظور پشتیبانی از راهکارهای فنی حفاظت دیجیتال، از دیگر موارد مورد تأکید است.
کلیدواژهها: « آرشیو دیجیتال، ابرداده حفاظتی، حفاظت دیجیتال، رویکردهای مدیریتی، شبیهسازی، مهاجرت
1. مقدمه
رشد سریع ملزومات دیجیتال و استفاده گسترده از رسانههای دیجیتال، مراكز اطلاعرسانی و كتابخانهها را به سوی مجموعههای دیجیتال كشانده است. محصولات دیجیتال در فرمتهای متنوعی تولید میشود، این فرمتها هر روز تغییراتی یافته، ویرایشهای جدیدی از محصولات به بازار عرضه میشوند و ویژگیها و عملكرد نرمافزارها و سختافزارها تغییر مییابد. برخی از نرمافزارها و سختافزارها از رده خارج میشوند و جای خود را به نرمافزارها و سختافزارهای دیگر میسپارند. آنچه مدیران مراكز اطلاعرسانی را به چالش انداخته است ساختار متغیر و تغییرات سریع فناوریهای اطلاعات است. تهدید حاضر، عمر كوتاه اطلاعات دیجیتال و از رده خارج شدن سختافزارها و رسانهها از سویی و نرمافزارها از سویی دیگر است.[1]
دو واژه «حفاظت»[2] و «دیجیتال» در مدیریت اطلاعات، محدوده وسیعی را تحت تاثیر دارند. «حفاظت» یکی از فعالیتهای هسته در کتابخانهها و مراکز آرشیوی بوده است. عامل دیجیتال، شکل ارائه، رسانه و استفاده از محتوا را تحت تاثیر قرار داده است. حفاظت منابع آنالوگ- در دید سنتیـ تنها بر طول عمر رسانه تأکید دارد، اما هنگامیکه «حفاظت» در کنار «دیجیتال» قرار میگیرد، نهتنها به خاطر تفاوت و پیچیدگی فناوریهای اطلاعاتی و ارتباطاتی، بلکه به واسطه ارتباط آن با مدیریت ابرداده و جنبههای بالاتر سازمانی و سیاستگذاری، از اهمیت حیاتی بیشتری برخوردار میشود (Cordiro, 2004)
کاربرد اصطلاحاتی چون بمب زمان[3] (Hedstrom, 1997)، باستانشناسی دیجیتالی[4] (Ross and Gow, 1999 نقل در (Cordiro, 2004باتلاق شنی فناوری[5] (Rothenberg, 1997) نقل در Cordiro, 2004بحران و اضطرار لازم را نمایان میسازند. این اضطرار تنها مربوط به خطر نابودی دادهها نیست، بلکه مربوط به این واقعیت است که به واسطه ضعف راهبرد و فناوریهای حفاظتی، در آینده هزینههای نجات و باستانشناسی فراوانی بر مدیران اطلاعاتی تحمیل خواهد شد (Cordiro, 2004).
امروز با کاهش قیمت ذخیره سازی و افزایش قدرت پردازش رایانه شاهد ظهور انواع نرمافزارها و سختافزارها هستیم و این در حالی است که اگر نخواهیم طبق سیاستی مشخص به حفاظت از محتوای دیجیتالی ذخیرهشده در این رسانهها بپردازیم، بعد از چند سال، محتوای اطلاعاتی این منابع را از دست خواهیم داد.
رشد سریع متون منتشرشده در زمینه حفاظت اطلاعات دیجیتال نیز گواه آن است که مشکلات مربوط به حفاظت اینگونه منابع به شدت مورد توجه واقع شده است (Russell, 1999). «هدستورم» پژوهش در حوزه حفاظت دیجیتال را در چهار زمینه اصلی پژوهشی ـ رسانههای ذخیرهسازی، مهاجرت، تبدیل، و ابزارهای مدیریتی ـ مورد تأکید قرار میدهد (Hedstrom, 1997). تحقیقات در زمینه حفاظت اطلاعات دیجیتال شامل راهحلهایی برای مدیریت و کنترل مهجوریت و کهنگی فناوری، تغییر روشهای مدیریت دادهها برای ایجاد و اجرای استانداردهای غیرانحصاری[6] و عملیات مشترک کاری است. تلاش و پولی که در این زمینه صرف میشود مهم است، اما منافع آن آنی نیست و در اغلب موارد در طول دوره سرمایهگذاری كنونی، بازگشتی ندارد (Coviser, 2003 نقل در (Cordiro, 2004 به علت کمبود این انگیزه طبیعی تجاری، در کنار طبیعت رقابتی فناوری اطلاعات و بازارهای اطلاعاتی، نمیتوان به طور گسترده به تحقیق و تطبیق استانداردها و عملیات حفاظت بلندمدت دست زد (Cordiro, 2004).
2. بیان مسئله
آرشیو سنتی بین دو مفهوم Preservation (که از مصنوعات منفرد مراقبت میکند) و Conservation (که محتوا را حتی در صورت نابودی یا خرابی مصنوع اصلی حفظ میکند) تمایز قائل میشود (آرمز، 1380، ص. 205). این در حالی است که در آرشیو دیجیتال سعی بر حفظ محتوا است.
هنگامیکه اطلاعات در قالبهای دیجیتالی قرار میگیرند، ماهیت، ارزش، اهداف و ساختار متفاوتی را پذیرفته اند. ماهیت محیط كاملاً متفاوت دیجیتالی بر چالشهای موجود در حفاظت منابع افزوده است (Hedstrom, 1997). حفاظت از منابع دیجیتال به واسطه طبیعت پویا و متغیری که دارند بسیار متفاوت از منابع آنالوگ است. و این تفاوتها است که ضرورت مطالعه ماهیت متفاوت اطلاعات دیجیتال را نمایان میسازد. از طرفی دموکراسی سرمایهگذاری در دنیای فناوری اطلاعات، عامل دیگری است که ماهیت به سرعت رشدکننده انواع نرمافزارها و سختافزارها را سبب گشته است. سرعت تغییرات به حدی است که اگر امروز به تبیین راهبردهای حفاظتی نپردازیم فردا بسیاری از اطلاعات دیجیتالی را از دست خواهیم داد.
3. چرا باید از دادهها محافظت کرد؟
● ماهیت دادهها: دادهها در خطر هستند، چرا که در قالب مشخص پروندهای بر روی رسانهای موقت و گذرا ضبط شدهاند و به یك الگوی رمزگذاری (زبان برنامهنویسی) نیز نیاز دارند. رمزگشایی منابع آنالوگ تنها به تواناییهای بشری نیاز دارد، اما مدارک دیجیتال از آن جهت که ماهیتاً به «ابزارهای ذخیرهای» خود محدود نشدهاند، با منابع آنالوگ متفاوتاند. همانطور که «روزمبرگ»[7] اشاره کرده است، در منابع فیزیکی «حفاظت از حامل[8]های فیزیکی، همه صفات قابل ذخیره منابع اصلی را حفظ خواهد کرد» (2000, P. 16 نقل در دیگان، 1382). اما در دادههای دیجیتالی، به ماشینی نیاز داریم که بین دادهها و مفسر انسانی که لایه پیچیده دیگری را به سامانه میافزاید، میانجیگری کند.
● ناپایداری دادهها: دادههای دیجیتالی در خطرند، نه به این خاطر که ذاتاً آسیبپذیر یا ناقص هستند، بلکه به این دلیل که شتاب پیوسته آهنگ همانندسازی، انطباق و افزونگی سختافزار، نرمافزار، و قالببندی دادهها، و استانداردهای تسهیلشده که ممکن است به معنای ناخوانایی، تفسیرناپذیری یا بیاستفادهبودن جریان بیتی در آینده باشد، در جریان است. دادهها به صورت «رمز» ذخیره میشوند، در نتیجه پیش از تشخیص و استفاده از آنها در محیط رایانهایـ حتی اگر از استانداردهای آزادی نیز بهره گرفته باشندـ به عنصری رمزگشا نیاز دارند و این عناصر رمزگشا روز به روز تغییر میکنند.
● پیچیدگی دادهها: اگر تولیدکنندگان كنونی، دادههای دیجیتالی را صریح و روشن ارائه ننمایند، خوانندگان و بهرهگیران آینده با مشکل روبرو میشوند و پیچیدگی دادهها برای آنها رمزگشایی نخواهد شد. یک دیسک نوری چندرسانهای و ابتکاری، بسیاری از ارزشهای خود را از ارتباطات بین اشیای دیجیتالی کسب میکند نه از محتوای اطلاعاتی خود اشیا. اجرای اشیای دیجیتالی پیچیده به برنامهای پیچیده نیاز دارد، و این برنامهها نیز با نگارشهای جدیدی که کراراً از آنها ارائه میشود، پیوسته در حال تغییرند (دیگان، 1382، ص. 275).
سه دلیل بیان شد تا دریابیم که اطلاعات دیجیتال برای بقا نیازمند حفاظت هستند و این، موضوع کماهمیتی نیست. چرخه زندگی دادههای دیجیتال آنقدر طولانی نیست که منتظر ظهور رسانهای بهتر بمانیم. ذخیرهسازی دادهای تاکنون نتوانسته است همانند کاغذ یا ریزفیلم، دوام و پایداری خود را اثبات کند، اما تحولات فناورانه در سویه دیگر این فرایند قرار دارند. ذخیرهسازی دادهها فقط 50 سال پیش و با کارتپانچ شروع شد و به نوارهای کاغذی [9]، نوارهای مغناطیسی، دیسک مغناطیسی، دیسک نوری و امروز به حافظههای سیار[10] مثل کارتهای حافظه برقی[11] رسیده است. اگر بخواهیم از آرشیوهای منابع اصلی قدیمی استفاده کنیم، امروزه یافتن دستگاه خواننده کارتها یا نوارها بسیار دشوار است (دیگان، 1382، ص. 276).
4. حفاظت از منابع دیجیتالی وظیفه كدام مراكز است؟
«کمیسیون حفاظت و نگهداری»[12] پیشنهاد میکند که در خط مقدم دفاع در برابر ازبینرفتن اطلاعات دیجیتال باارزش، پدیدآورندگان، تولیدکنندگان و صاحبان اصلی این نوع اطلاعات باشند (کانی، 1378، ص. 254).
سه رویکرد در این زمینه موجود است:
● رویکرد سازمانی،
● رویکرد ملی،
● رویکرد بینالمللی.
در رویكرد سازمانی، آنگونه كه «نیروی کار آرشیو اطلاعات دیجیتال آمریکا» در 1996 بیان میدارد، اینمسئولیت بر عهده ناشران و مؤسسات دیگر است. دومین رویکرد، رویکرد ملی است و نمونة آن پروژههایی در دانمارک، استرالیا، کانادا و فنلاند است. سومین رویکرد، رویکرد بینالمللی است و توسط آرشیو اینترنت ارائه شده است (منرهایم، 1381، ص. 92). در عمل، تأکید بیشتر بر آن است که حفاظت از اطلاعات دیجیتالی به صورت ملی و توسط کتابخانههای ملی انجام پذیرد. این در حالی است که لازم است میان این مراکز آرشیوی، ارتباطی موجود باشد که به واسطه آن، پویایی منابع حفظ گردد.
5. از چه منابعی باید محافظت نمود؟
یکی از مباحث اساسی در حفاظت دیجیتال، تعیین نوع منابع و سطح حفاظت و نگهداری است. در این زمینه دو رویکرد وجود دارد: برخی از مراکز آرشیوی و کتابخانههای دیجیتال به گردآوری و حفاظت از تمامی اطلاعات دیجیتالی میپردازند، و گروهی از این مراکز طبق خطمشی خاصی به گزینش و سپس حفاظت میپردازند. رویکرد گزینش، طرفداران بیشتری دارد، چرا که گزینشی عمل نمودن، از هدر رفتن منابع مالی جلوگیری خواهد کرد.
درست همانند منابع آنالوگ، اتخاذ سیاستهای واضح و قابل دفاع برای گزینش و حفظ دادههای دیجیتالی، راهبردی حیاتی است و باید براساس ارزش محتوایی منابعـ و نه سهلترین روش حفاظتـ در این باره تصمیمگیری شود. تصمیمگیری در باب سیاستهای صحیح گزینش و حفظ منابع، به گروههایی مرکب از مبتکرین، کتابداران، آرشیوداران، مورخین، و دیگر افراد مرتبط با مواریث نیاز دارد. این مباحث راهبردی، از اهمیتی ملی و بینالمللی برخوردارند. به هر تقدیر هر نوع خطمشی گزینشی که اعمال شود مقادیری از اطلاعات از بین خواهند رفت؛ از این رو لازم است با اتخاذ سیاستهای مناسب با مجموعه و نوع کاربران، میزان اطلاعاتی را که احتمال دارد از میان بروند، کاهش داد.
6. چگونه باید از منابع دیجیتال محافظت کرد؟
«هدستروم» بر این باور است که در حال حاضر هیچ روش قابل قبولی برای حفاظت از اشیای دیجیتالی پیچیدهـ متن، داده، تصویر، صوت، فیلم و منابعی که به نرمافزارهای کاربردی خاص احتیاج دارند – وجود ندارد (Hedstrom, 2003). تلاشهای زیادی در حال انجام است و پژوهشگران در حوزههای مختلف به تعییین اولویتهای تحقیقاتی در این زمینه پرداختهاند. موضوع حفاظت از منابع دیجیتالی همانقدر که به حوزه فناوری وابسته است به حوزههای اجتماعی، اقتصادی و مؤسسات نیز مرتبط است.
6-1. حفاظت از فناوری
نگهداری از زیربنای سختافزاری و نرمافزاری (که از یک منبع دیجیتالی پشتیبانی میکند) را حفاظت از فناوری گویند. اگر حفاظت از فناوری به عنوان راهبردی حفاظتی برگزیده شود باید با چرخه منظم روزآمدسازی رسانه همراه باشد. با توجه به اینکه تعداد زیادی رایانه و برنامه وجود دارند که در یک دوره زمانی باید مدیریت شوند، حفاظت از فناوری، غیرعملی و از نظر مالی ناممکن به نظر میرسد: «هر مجموعهسازی که بخواهد مجموعهای عظیم از منابع دیجیتال را صرفاً از طریق این راهبرد اداره کند، به زودی با موزهای از سختافزارهای رایانهای قدیمی و ناهمخوان روبرو خواهد بود» (Fumbani, 1999, P. 42 نقل از دیگان، 1382، ص. 280). بهرهگیری از این روش حفاظتی چندان منطقی به نظر نمیآید، چرا که در عمل از جهت هزینههای فراوانی که به مجموعه تحمیل میکند، مشکلآفرین خواهد شد.
6-2. کپیبرداری و روزآمدسازی
دو راهبرد «کپیبرداری» و «روزآمدسازی» به منظور حفاظت از دادههای دیجیتالی و در کنار دیگر راهبردهای حفاظتی مورد استفاده قرار میگیرند. در کپیبرداری، جریان بیتی در حافظه جانبی دیگری ذخیره میشود تا در صورت بروز مشکل در نرمافزار یا سختافزار حاضر، اطلاعات از میان نرود. در جریان کپیبرداری، نوع حافظه جانبی تغییری نخواهد کرد؛ اما هنگامیکه بحث از روزآمدی به میان میآید، به این مفهوم است که دادهها با همان الگوی بیتی، اما به رسانه یا حافظه جانبی دیگری از نوعی دیگر منتقل میشود (Tristram, 2002, p. 42).
در روزآمدسازی، جریان بیتی درست به همان صورتی که هست کپی میشود و در دادههای زیرساختاری هیچ تغییری ایجاد نمیکند. هر نوع سیاست حفاظتی که اتخاذ کرده باشیم، روزآمدسازی فرایندی است که باید اجرا شود. با پیشرفت فناوری، روزآمدسازی، فرایندی ساده است و اگر به طور مناسبی انجام گیرد و مستند شود، احتمال از دست دادن دادهها بسیار اندك خواهد بود (دیگان، 1382، ص. 281).
کپیبرداری و روزآمدسازی سادهترین و ارزانترین قسمت حفاظت است. اگر چه از این طریق حفاظت فیزیکی[13] عملی میگردد، اما مهمتر از حفاظت فیزیکی، حفاظت منطقی[14] اطلاعات دیجیتال است. این نوع حفاظت به محتوای اطلاعاتی میپردازد و درک و پردازش اطلاعات کدگذاریشده را توسط انسان و رایانه امکانپذیر میسازد. لازم است منبع دیجیتال به صورت کامل حفاظت شود و حفاظت کامل به معنای حفاظت فیزیکی صرف نیست.
حفاظت منطقی به معنای حفاظت از برنامههای کاربردی، سیستمهای عامل و محیط[15] سختافزاری است که اجرای برنامه را تضمین میکند (Cordiro, 2004). در نتیجه تنها روزآمدسازی نمیتواند تکنیک مناسبی در این شرایط باشد و به همین منظور از راهبردهای دیگری نیز باید در کنار آن بهره جست[16]. دو راهبرد قالب در این زمینه، راهبرد «مهاجرت»[17] و «شبیهسازی»[18] هستند. در ادامه علاوه بر این دو، به چند راهبرد دیگر و در نهایت به استفاده از ابردادههای حفاظتی نیز پرداخته خواهد شد.
6-3. مهاجرت
راهبرد «مهاجرت» شامل انتقال دورهای مواد دیجیتال از نسلی از فناوری ـ سختافزار و نرمافزار- به نسلی دیگر است (Cordiro, 2004).
فایلها شامل دو عنصر پایه هستند: عنصر محتوا و عنصر ساختار. میان دو عنصر ساختار و محتوا ارتباطی وجود دارد که تجلی آن در پایگاههای اطلاعاتی مشهود است. در مهاجرت، عنصر محتوا ثابت است و مهاجرت تنها به انتقال و بازآرایی ترتیب ساختار فایلها در فرمت مقصد میانجامد.
انتقال مستلزم تغییر پیکربندی دادههای زیربنایی است، بدون آنکه در محتوای فکری آن تغییری ایجاد شود. وقتی سختافزار و نرمافزار تغییر مینماید، انتقال دادهها نیز ضرورت مییابد. تغییر سختافزار و نرمافزار به این معنا است که دیگر نمیتوان به دادهها دسترسی داشت، مگر آنکه آنها را به ماشینها و برنامههای جدیدتر انتقال داد. در این انتقال هر چه ساختار دادهای سادهتر باشد احتمال حفاظت از محتوا بیشتر است (1382، ص. 281).
رویکرد نظاممند طولانیمدت در این زمینه آن است که مهاجرت بر مبنای کاهش تنوع فرمتها انجام پذیرد. رسیدن به مجموعهای از استانداردها که توسط عده کثیری از تولیدکنندگان و توزیعکنندگان مورد قبول باشد و مجموعهها هماهنگ با آن، تحت پوشش باشند، تعداد دفعات مهاجرت را کاهش خواهد داد. نمونهای از این فرمتها، «اسجیامال»[19]و «ایكسامال»[20] برای دادهها و ابردادهها و فرمت «تیف»[21] برای تصاویر هستند (Cordiro, 2004). «ایكسامال» زبان نشانهگذاری مشتقشده از «اسجیامال» میباشد که امکان تفکیک ساختار از محتوا را به گونهای مناسب فراهم میآورد. کاربرد این زبان روز به روز در حال افزایش است و از سوی کنسرسیوم وب جهانی نیز پشتیبانی میشود.
«زمان» در انتقال، امری حیاتی است و باید به محض تعریف قالبهای جدید و پیش از مهجور شدن قالبهای كنونی، انتقال صورت گیرد. اگر نسلی از بین برود ممکن است تبدیل دادهها دشوار گردد و اگر نسلهای بیشتری از بین بروند، ممکن است دادهها کاملا از دست بروند. چرخههای انتقال باید نسبتاً پی در پی انجام شوند (دیگان، 1382، ص. 283). در غیر این صورت ممكن است اشكالات غیر قابل پیشبینی نیز پیش آید: ممكن است ساختار فرمت منبع و مقصد با هم هماهنگی نداشته باشند یا دادهها به خوبی برگردانده نشوندـ. مثل زمانیكه فرمت منبع، تا 16 رقم اعشار را پشتیبانی میكند در حالیكه فرمت مقصد تنها 8 رقم اعشار را در نظر میگیرد؛ یا زمانیكه دادهها حفظ میشوند، اما روابط خارجی یا متنی كه اطلاعات در آن قالب معنا مییابد منتقل نمیشوند؛ كدهای اَسكی میتوانند مقادیر جاری سلولها را در یك فایل صفحه گسترده حفظ كنند، اما نمیتوانند فرمولهای مربوط به سلولها را كه منجر به آن مقادیر شدهاند حفظ نمایند.
انتقال، فرایندی نامطمئن است كه بروندادی نامطمئن دارد. یك روش كاهش این ناامنی، استفاده از مدیریت خطرپذیری است كه مراحل انتقال را به پلههایی مشخص و قابل تعریف و تعیین، تقسیم مینماید و با محاسبه میزان ریسك یا خطر و تحلیل مراحل، به كاهش میزان خطر كمك میكند.[22]
6-4. شبیهسازی
در هنگام انتقال اشیای دیجیتال به قالبهای جدید و ایجاد نرمافزار و سختافزار، هر چه شیء دیجیتال پیچیدهتر باشد میزان خسارت نیز بیشتر خواهد بود. این مسئله باعث شده كه بعضی از محققین چنین نظر بدهند که برای چنین منابعی، شبیهسازی بهترین روش است. شبیهسازی، به فرایند بازسازی محیط نرمافزاری و سختافزاری مورد نیاز برای دسترسی به یک منبع گفته میشود. از لحاظ نظری میتوان هم نرمافزار و هم سختافزار را شبیهسازی کرد (دیگان، 1382، ص. 285). شبیهسازها برنامههایی هستند که طراحی شدهاند تا رفتار مشابهی را در محیطهای متفاوت با محیط اولیه خویش، نشان دهند. این برنامهها امکان استقلال از سختافزار و سیستم عامل را فراهم میآورند. در این روش نیازی به انتقال اشیای دیجیتال نیست، بلکه به جای آن، فایلهای اصلی و نرمافزار کاربردی نگهداری میشوند. تحقیقات وسیعی از سوی متخصصان در این زمینه انجام گرفته، اما شبیهسازی هنوز در مرحله آزمایش است (Cordiro, 2004). نمونه شناختهشدهای از این شبیهسازها محصولی از شرکت «اپل مکاینتاش» است كه امکان استفاده از برنامههایی را که بر روی پردازشگرهای قدیمی اپل (كه در حال حاضر مورد استفاده نیست) قابل اجرا بودند، فراهم میآورد (Tristram, 2002, p. 42).
اگر از راهبرد شبیهسازی استفاده شود، سرمایهگذاریها باید در مراحل بعدی و در هنگام اجرای شبیهسازی اعمال شوند.
6-5. باستانشناسی دادهها
جوامع انسانی، دورههایی از مشقت، از جمله بحرانها، جنگها و تحولات سیاسی را تجربه میکنند که طی این دوران، مهاجرت مواد آرشیوی از درجه پایینی از اهمیت برخوردار است. مصنوعات مادی را میتوان در طی قرنها در اتاقهای زیر شیروانی و انبارها به دست فراموشی سپرد و باز احیا کرد، اما اطلاعات دیجیتال چنین نیستند (آرمز، 1380، ص. 210).
اگر مواد دیجیتالی در شرایطی مشابه قرار گیرند، اطلاعات ارزشمند در قالبهای مهجور گرفتار خواهند شد. در این شرایط برای دستیابی به محتوای ارزشمند این دست از منابع لازم است باستانشناسی دادهها انجام پذیرد. باستانشناسی دادهها شامل روشها و رویههایی است که به نجات محتوا از سختافزار و نرمافزار مهجور یا آسیبدیده و ناقص میپردازد. در این الگو، تنها روزآمدسازی انجام میشود، اما هیچگونه مهاجرتی انجام نمیپذیرد. به علاوه، به حفظ اطلاعات مربوط به محیط سختافزاری و نرمافزاری (مانند آنچه در شبیهسازی اتفاق میافتد) نیز نیازی نیست. تنها چیزی که در باستانشناسی دادهها اهمیت دارد وجود جریان بیتی خوانا است.
در این راهبرد برای دسترسی دوباره به اطلاعات، با صرف تفکر زیاد، ساختارهای دادهای و ارتباطی ایجاد میشود. این شیوه، طاقتفرساترین روش نجات در هنگام نیاز است که از مزیت کمهزینهبودن برخوردار است، اما احتمال خطر در آن بسیار زیاد میباشد. استدلال آن است که در آینده، احتمالاً روشهای بهتری برای بازیافت دادهها به وجود خواهد آمد و اگر احساس شود که منابعی از ارزش کافی برخوردارند، از آن روشها برای بازیافت اطلاعات استفاده خواهد شد (دیگان، 1382، ص. 286). اگر چه این روش از مزیت کمهزینهبودن برخوردار است، اما روش چندان قابل اعتمادی نیست.
6-6. چاپ بر رسانههای آنالوگ
برخی معتقدند که میتوان از طریق تهیه جانشینهای آنالوگ برای منابع دیجیتال، از محتوای آنها حفاظت کرد. جانشین آنالوگ ممكن است ریزفیلم، کاغذ، یا هر رسانه دیگری باشد. «دیسک رزتا»[23] نمونهای از این رسانهها است.[24]
در بررسی استفاده از برونداد آنالوگ به عنوان سازوکار حفاظت از پروندههای دیجیتالی، «خروجی از رایانه به ریزفیلم» (کام)[25] تنها گزینه و حق انتخاب خواهد بود. فرایند خروجی از رایانه به ریزفیلم مستلزم چاپ مستقیم پرونده دادههای دیجیتال بر روی ریزفیلم است، به طوریکه هر صفحه از دادهها در قالب فیلمی مستقل ضبط شود. بنابراین برای متنهای الفباییـ دیجیتالی با حجم زیاد یا تصاویر بیتی، روش خروجی از رایانه به ریزفیلم بسیار موفقیتآمیز است. از آنجا که در استفاده از این روش برای اهداف حفاظتی، اطلاعات زیادی از دست میرود، استفاده از آن در تصاویر رنگی مناسب نیست ( دیگان، 1382، ص. 288).
اما این سوال مطرح است که آیا میتوان منابعی چون صفحات وب را که به واسطه پیوندهای فرامتنی به وجود آمدهاند به این روش حفاظت کرد؟ در این صورت تنها چهره بیجانی از واقعیتی که قبلاً وجود داشته است باقی خواهد ماند و این خروجی نمیتواند منعکسکننده واقعیت و برطرفکننده نیاز اطلاعاتی مراجعان آینده باشد.
7. ابردادههای حفاظتی
همانند اطلاعات ساختیافتهای مانند فهرست كتابخانهها که به توصیف مجموعه میپردازند و دسترسی را فراهم میآورند، ابردادهها نیز جزء لاینفک هر مخزن دیجیتالی هستند. ساختارهای استاندارد ابردادهای مثل «دابلین کور» و «ئیایدی»[26] در آرشیو دیجیتالی نقشی اساسی بازی کردهاند (Cordiro, 2004).
در یک تقسیمبندی کلی، ابردادهها را به سه دسته تقسیم میکنند:
● ابردادههای توصیفی،[27]
● ابردادههای ساختاری،[28]
● ابردادههای اجرایی.[29]
ابردادههای ساختاری در آرشیو دیجیتال به این جهت اهمیت دارند که ساختار خارجی منبع دیجیتالی را منعکس میسازند؛ از این رو برای نمایش و مسیریابی از آنها[30] استفاده میشود (Cordiro, 2004).
ابردادههای اجرایی ،دادههای مربوط به جنبههای گوناگون مدیریت منابع دیجیتال هستند. این ابردادهها شامل تاریخ، محیط تولید، فرمتهای فایل، ویژگیهای فایل، اطلاعات حقوقی، و ... میباشند (Cordiro, 2004).
«دی»[31] (1998) ابرداده حفاظتی را چنین تعریف میکند:
گونهای خاص از ابردادههای اجرایی که به عنوان ابزاری برای حفظ اطلاعات فناوری از آن استفاده میشود. این ابردادهها حفاظت و پشتیبانی از شیء دیجیتال را فراهم میآورند؛ به علاوه میتوان برای گزارش راهبردهای شبیهسازی و مهاجرت نیز از آنها استفاده كرد و به این ترتیب از صحت اطلاعات اطمینان یافت (نقل از Cordiro, 2004).
اما در جایی دیگر (OCLC/RLG, 2002) ابرداده حفاظتی چنین شرح داده شده:
ابرداده حفاظتی، اطلاعات مورد نیاز برای نگهداری و حفاظت از زیستپذیری[32]، ترجمهپذیری[33] و فهمپذیری[34] منبع دیجیتالی بعد از گذشت مدت زمان طولانی است.
برای زیستپذیری لازم است كه رشتههای بیتی اشیای دیجیتالی آرشیو، دستنخورده و خوانا باقی بمانند. ترجمهپذیری مربوط به آن است که رشته بیتی به فرمی قابل مشاهده برای کاربر انسانی یا پردازش توسط رایانه، ترجمه شود. فهمپذیری شامل فراهمآوری اطلاعات کافی است به طوریکه محتوای ترجمهشده، توسط کاربر نهایی درک و تفسیر شود (Cordiro, 2004).
برای هر راهبرد خاص یا تکنیک حفاظت بلندمدت، تولید و نگهداری اینگونه ابردادهها حیاتی است.
مدل «نظام اطلاعات آرشیو باز»[35] که توسط «کمیته مشاورهای نظامهای دادههای فضایی»[36] در سال 2002 تدوین شد و هماکنون به عنوان «ایزو 1472» (2002) مطرح است، عملکردهای اصلی نظام آرشیوی را نمایان میسازد. در این مدل دو نوع بسته اطلاعاتی وجود دارد: اطلاعات محتوا، و اطلاعات توصیفی حفاظتی[37](Cordiro, 2004).
7-1. اطلاعات محتوا
اطلاعات محتوا شامل اطلاعات مربوط به بازنمون دیجیتالی است. اطلاعات مربوط به ساختار شیء و معنای شیء از این دستهاند. اطلاعات مربوط به ساختار، ساختار شیء دیجیتال را منعکس میسازند، در حالیکه اطلاعات مربوط به معنای شیء، سازوكاری برای ترجمه شیء دیجیتال فراهم میآورد.
7-2. اطلاعات توصیفی حفاظتی
اطلاعات توصیفی حفاظتی شامل 4 دسته اطلاعاتی هستند:
1. اطلاعات ارجاعی،[38]
2. اطلاعات مربوط به متن،[39]
3. اطلاعات منشأ،[40]
4. اطلاعات مربوط به ثبات.[41]
«اطلاعات ارجاعی» شامل یك نشانگر ثابت و دائمی است که یکتایی و ثبات را نمایان میسازد. علاوه بر آن، تاریخ تولید مدرک و ابردادههای توصیفی موجود را نیز در برمیگیرد.
«اطلاعات مربوط به متن» شامل اطلاعاتی است که ارتباطها را نمایان میسازد.
«اطلاعات منشأ» شامل توصیفی از اصل مدرک، تاریخچهای از حفاظت و نگهداری (شامل نشانگر سازمان یا فردی که حفاظت از اطلاعات را، از تاریخ تولید و بعد از آن، در آرشیو بر عهده دارد) و تاریخچهای از تغییرات استـ به گونهای که هر نوع تغییری که متولی حفاظت، بر شیء دیجیتال وارد کرده باشد در این قسمت توصیف میگردد. اطلاعات مربوط به محیطهای فناورانه اصلی (از جمله اطلاعاتی درباره محیط عملیاتی شیء دیجیتال اصلی از بُعد سختافزاری، سیستم عامل و نرمافزارهای کاربردی) نیز در این بخش میآید. علاوه بر آنچه بیان شد، اهداف حفاظت و اطلاعاتی در رابطه با حق مؤلف، نام ناشر، تاریخ انتشار، اخطارهای حقوقی، قراردادها و اجازهها است.
«اطلاعات مربوط به ثبات» شامل شناسگر صحت است که سازوكاری برای اطمینان از صحت شیء دیجیتال را فراهم میسازد (Calanag, Tabata, & Sugimoto, 2004).
در ژانویه 2003 یك كارگروه به نام «كارگروه ابردادههای حفاظتی: راهبردهای اجرایی»[42] توسط OCLC/RLG تشکیل شد. این كارگروه بر جنبههای عملی اجرای ابردادهها در سیستم حفاظـت دیجیتال تمرکز دارد و یکی از فعالیتهای اساسی آن، پیادهسازی و ارزیابی راهبردهای جایگزین در کدگذاری، ذخیره و مدیریت ابردادههای حفاظتی در سیستم حفاظت دیجیتال است. در گزارش تحقیقی این كارگروه، ابردادههای حفاظتی ضروری برای اهداف حفاظتی این گونه ذكر شدهاند:
● فرمت فایل و نسخه؛
● ارتباط میان فایلها، محتوای مرتبط و اشیاء؛
● ابرداده توصیفی؛
● حق مؤلف، اطلاعات مربوط به حقوق؛
● ابرداده فنی؛
● پدیدآور؛
● مدیر آرشیو، مخزن یا فرایندهای حفاظت؛
● تاریخ؛
● ابرداده اجرایی؛
● تاریخچه فرایند مهاجرت/ نرمالسازی؛
● تاریخچه نسخه، تاریخچه تغییرات؛
● منشأ؛
● متن؛
● توزیعکننده، ارائهکننده، هدیهکننده (PREMIS Working Group, 2004).
در حفاظت دیجیتالی، بحث ابردادهها از اهمیت فراوانی برخوردار است. با کمی تأمل در مباحث و اصطلاحات بهکاررفته درمییابیم که فکر استفاده از ابردادهها به گونهای که اطلاعات ضروری را همراه با اشیا ذخیره سازد، شیء گرایانه است. یکی از خصوصیات اصلی برنامههای شیءگرا، توانمندی کپسولهکردن[43] است. از این خاصیت در کپسوله کردن اطلاعات ابردادهای همراه با اقلام اطلاعاتی یا همان اشیای دیجیتالی استفاده میشود.
8. مسائل حقوقی
اداره حقوق و کنترل دستیابی در اشیای دیجیتال، موضوعی است که پیچیدگیهای آن به طور فزایندهای مورد توجه کتابخانهها و آرشیوها است. کتابخانهها ممکن است حق دستیابی و استفاده از مواد الکترونیکی را داشته باشند، اما حق حفاظت از این نوع مواد مقوله دیگری به شمار میآید (کانی، 1378، ص. 261). چنانچه مرکزی پایگاه اطلاعاتی مربوط به مقالات مجلات را مشترک باشد، دسترسی به مقالات تنها برای مدت زمانی مشخص در اختیار مرکز قرار میگیرد، و در صورتیکه مرکز بخواهد از این منابع حفاظت کند با مشکل حق مالکیت معنوی روبرو خواهد شد.
کسب مجوز استفاده، از مهمترین موضوعاتی است که کتابخانهها در عصر الکترونیک باید انجام دهند. اداره مقررات گوناگون کسب مجوز استفاده، چالش مهم اجرایی و فنی برای انجام مقاصد حفاظتی محسوب میگردد. مثلاً کتابخانه دیجیتالی کالیفرنیا[44] صریحاً بر ضرورت این نکته تأکید دارد که وقتی امکان گرفتن برونداد چاپی از آثار الکترونیکی وجود دارد، قراردادها و نیز مقررات کسب جواز استفاده از آنها، باید اجازه چاپ نسخهای از آثار الکترونیکی را بر روی کاغذهای بدون اسید برای مقاصد حفاظتی بدهند (کانی، 1378، ص. 262). چنانچه اشاره شد یکی از اولین اقداماتی که به منظور حفاظت از اطلاعات دیجیتالی انجام میشود نسخهبرداری است. این در حالی است که در بسیاری از موارد تهیه نسخه دیگری از منابع، با مسائل حقوقی روبرو است.
رشد روزافزون نظام بازدارنده مالكیت معنوی، و کسب مجوز[45]، متضمن این است که بسیاری از مواد هرگز به مجموعه کتابخانهها (برای حفاظت و نگهداری) راه نمییابند. این مواد، داراییهای شرکتها هستند و بدون صرف اعتبارات مالی اساسی و توافقهای قانونی برای کسب مجوز استفاده (که به نوبه خود، کتابخانههای معدودی از عهده هزینههای آن برمیآیند) به مجموعههای عمومی وارد نمیشوند. این واقعیت، از چشمانداز مثبت به کتابخانهها امکان میدهد که مسائل حفاظت از انواع بسیار زیادی از منابع اطلاعاتی مهم (نظیر روزنامهها، راهنماها، نشریات الکترونیکی) را نادیده بگیرند و چنین فرض کنند که این منابع توسط شرکتهای صاحب محصولات، حفاظت و نگهداری میشوند. از سوی دیگر، این سوال مطرح است که آیا شرکتهای صاحب امتیاز این محصولات، علاقه و خیراندیشی لازم را در ایفای این نقش آرشیوی برای نسلهای آینده از خود نشان خواهند داد و آیا این منابع برای عموم قابل دسترس خواهد بود (کانی، 1378، ص. 254)؟
در جریان حفاظت لازم است به فناوریهایی چون فناوری مدیریت حقوق دیجیتالی[46] که از استاندارد سیستم رمزگذاری برای حفاظت از مضامین خصوصی مثل موسیقی و فیلم استفاده میكند [47] توجه داشت. این فناوری امکان تخلف از حق مؤلف را به حداقل میرساند. عملکرد این فناوری به گونهای است که اگر یك کتاب الکترونیکی با این فناوری خریداری شود، اطلاعات دیجیتالی آن رمزگذاری شده است. برای رمزگشایی لازم است خریدار، نرمافزار خواننده[48] را فعال نماید. این نرمافزار همراه با شناسایی خریدار، کدهای لازم را برای بازگشایی فایلهای کدگذاریشده در اختیار وی قرار میدهد.[49] به این ترتیب استفاده، بهاشتراکگذاشتن، و کپیبرداری از فایلها تحت کنترل و نظارت درمیآید. فناوریهای دیگری نیز (مثلاً امضای دیجیتال) وجود دارند که با انجام کدگذاری، به تعریف سطوح دسترسی میپردازند. توجه به این فناوریها و در کنار آنها قوانین موجود که از سوی «سازمان جهانی مالكیت معنوی» برای مجموعههای دیجیتال بیان شده، در انتخاب مناسبترین و عملیترین راهبرد حفاظت به مدیران کتابخانهها، مراکز اطلاعرسانی یا آرشیویستها کمک میکند.
9. مسائل مالی
نگرانی در خصوص اداره و کنترل ذخیره فیزیکی اشیای دیجیتال وجود ندارد. کتابداران و آرشیوداران بنا به حرفهای که دارند، به خوبی میدانند كه چگونه از عهده این کار برآیند و تدابیر پیشگیرانه در برابر سوانح و وقایع مصیبتبار اتخاذ كنند. آنچه دانش ما (یعنی کتابداران و آرشیوداران) و متخصصان فناوری فاقد آن است، چگونگی حفاظت از مواد برای مدت زمان طولانی بر مبنای روشهای مقرون به صرفه و ایجاد پیوند میان سختافزار و نرمافزار ذخیرهسازی، بازیابی و نمایش اطلاعات است، پیوندی که برای دیجیتالی بودن و قابل درک بودن اطلاعات مورد نیاز لازم است (کانی، 1378، ص. 257).
حفاظت از اطلاعات برای مدت زمان طولانی و براساس روشهای مقرون به صرفه، خود مستلزم این است که فناوریها و قالبها به درجه بیشتری از ثبات و پایداری که امروز شاهد آن هستیم، دسترسی پیدا کنند. اما در این میان، نیروهای بازار موجب گرایش به سمت معرفی فناوریهای جدیدتر، سریعتر، بزرگتر و بهتر، به منظور تولید، اشاعه و ذخیره سازی اطلاعات الکترونیکی میشوند. هیچ استانداردی با تغییرات پویایی که در بیست سال گذشته روی داده نمیتواند همگام باشد. اسناد در حال تبدیل به پدیدههای پیچیده و پویایی هستند که از اشیای چندگانه[50] تشکیل شدهاند و در آنها برنامهنویسی و پیوندهای فرامتنی به چشم میخورد. این موضوع، رویکرد جدیدی نسبت به شیوه سنتی حفاظت از کتب و دیگر آثار به شمار میآید. در این راستا، از سازمانها خواسته میشود که برای ایجاد زیر ساختهای فنی پیچیدهای که هر سه تا پنج سال تغییر میکنند و به طور فزایندهای نیاز به تخصصهای فنی پرهزینه برای ادامه کارآیی خود دارند، تعهدات مالی لازم را ارائه دهند (کانی، 1378، ص. 258).
10. حرف آخر: چه باید کرد؟
خطر در حفاظت از مجموعههای دیجیتالی اجتنابناپذیر است. مدیریت خطرپذیری میكوشد با سنجش میزان ریسک در چرخه حفاظت، به کاهش خطر بپردازد. سیاستهای هر مجموعه ممکن است شرایط خاصی را طلب کند. بهترین گزینه در حفاظت مجموعههای دیجیتالی، تعیین اثربخشی روش و کارآیی آن با توجه به نوع مجموعه، اهداف، نوع سازمان، میزان پشتیبانی از تصمیمات مدیریتی، و بسیاری عوامل زیرساختی دیگر است. در حفاظت اطلاعات دیجیتال همواره باید به یاد داشت که اطلاعات دیجیتالی باید از نظر محتوایی، ساختار و روابط ابردادهای حفظ گردند و چرخه تغییرات در طولانیمدت باعث از میان رفتن اطلاعات نشود. هر چند این ادعا که اطلاعات همچنان بدون تغییر حفاظت شوند دور از واقعیت است. اما مدیریت مراکز اطلاعرسانی، مراکز آرشیوی و کتابخانهها باید در صدد کاهش تغییرات باشند تا به محتوا، ساختار و متن اطلاعات تا حد ممکن خللی وارد نشود.[51]
● کتابداران و آرشیوداران باید در تلاشی مشخص، اهمیت و ضرورت حفاظت از اطلاعات دیجیتال را بیشتر نمایان سازند (کانی، 1378، ص. 262).
● خلق دانش: در همکاری برای تحقیق و توسعه، لازم است كه فعالیتهای تحقیقاتی در زمینه حفاظت از اطلاعات دیجیتال انجام پذیرد و هزینههای واقعی حفاظت از اینگونه مواد، به طور دقیق محاسبه گردد.
● اولویتبندی منابع دیجیتال: ارائه رهنمودهایی برای اینکه چه چیزی میتواند و چه چیزی بایست ذخیره شود، لازم است. در حال حاضر، جامعه کتابداران و آرشیوداران میدانند که هر نوع اثری را نمیتوان و نمیبایست ذخیره کرد. نکته مهمی که باید به آن توجه نمود، این است که کدامیک از منابع دیجیتال را حفاظت کنیم و کدام یک را حفاظت نکنیم.
«كارگروه حفاظت کتابخانههای تحقیقاتی برای آرشیو مواد دیجیتال»[52] و همچنین «کمیته مشترک نظامهای اطلاعرسانی» شورای سرمایهگذاری آموزش عالی انگلستان، تدوین رهنمودهایی برای ارزشیابی، انتخاب و اولویتبندی حفاظت از اطلاعات دیجیتال به عنوان یکی از وظایف مهم برای فعالیتهای آینده را مورد توجه قرار دادهاند (کانی، 1378، ص. 259).
● تصمیمات آرشیوی درباره موادی که در مجموعه بسیاری از کتابخانهها مشترک هستند، میتواند از طریق مشورت با دیگر کتابخانهها برای مشخص نمودن قالبهای مناسب و سازوکارهای اشتراک منابع حاصل شود (کانی، 1378، ص. 263).
● چالشهای حفاظت از اطلاعات دیجیتال بسیار جدی و قابل توجه هستند و برای رویارویی با آنها به تلاشهای مشخصی از سوی کتابداران و آرشیوداران به منظور جلوهگرساختن این چالشها و ضرورت محافظت از میراث آسیبپذیر دیجیتال در محافل عمومی نیاز است (کانی، 1378، ص. 265).
● اشیای اطلاعاتی اجزایی هستند که مستقلاً به وجود نیامدهاند و نمیتوانند به طور مستقل به حیات خود ادامه دهند و حفاظت شوند. آنها در محیط فناوری محصورند. این محیط شامل فناوریها، متن اطلاعات، فرمتهای بازنمون و رسانههای ذخیرهسازی میباشد كه لازم است همواره مد نظر باشند. اما از سویی محیط سازمانی نیز عامل دیگری است که در تصمیمگیریهای مدیریتی اثر میگذارد. در محیط سازمانی عواملی چون اهداف، عملکردها، سیستمهای اطلاعاتی و معنا مد نظرند.
تحقیقات فراوانی در حوزه حفاظت دیجیتال در حال انجام است. هر سال كارگروههایی طی بررسی و ارزیابی عملکردها به ارائه راهکارهای مناسبی در این زمینه میپردازند. لازم است مدیران مراکز اطلاعرسانی و کتابخانهها ضمن آشنایی با مفاهیم حفاظت دیجیتال، با رویکردی منطقی، همزمان با ارزیابی موقعیت فعلی خویش، اهداف سازمان و استانداردهای موجود، به انتخاب راهبرد مناسب بپردازند و به این ترتیب از میراث معنوی امروز حفاظت نمایند.
11. منابع
1. آرمز، ویلیام وای. (1380). کتابخانههای دیجیتال (زهیر حیاتی و هاجر ستوده، مترجم). تهران: نشر کتابدار.
2. دیگان، ماریلین، و تاز، سیمون. (1382). آینده دیجیتالی کتابخانهها: راهبردهایی برای عصر اطلاعات (عباس گیلوری، مترجم). تهران: دبیزش.
3. کانی، تری. (1378). عصر تاریک دیجیتال چالش حفاظت از اطلاعات الکترونیکی (کیوان کوشا، مترجم). در خسروی، فریبرز، و تاجالملوک ارجمند. گزیده مقالات ایفلا 97 (دانمارک: 31 اوت- 5 سپتامبر 1997) (ص. 267- 250). تهران: کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران.
4. منرهایم، یوهان. (1381). وب و میراث رقمی ما: وظایف جدید جامعه کتابداری در نگهداری منابع رقمی (علیرضا بهمنآبادی، مترجم). در حری، عباس، و تاج الملوك ارجمند. گزیده مقالات ایفلا 2000 (بیت المقدس: 13-18 اوت 2000) (ص. 98-87). تهران: کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران.
5. Calanag, M. L., Tabata, K., & Sugimoto, S. (2004). Linking Preservation metadata and collection management policies [Electronic version]. Collection Building, 23(2), 56-63.
6. Cohen, D. I., & Rosenzwieg, R. (2006). Preserving Digital History: What We Can Do Today to Help Tomorrow’s Historians? Retrieved April 26, 2006, from http://chnm.gmu.edu/digitalhistory/preserving/7.php
7. Cordiro, M. I. (2004). From rescue to long-term maintenance: Preservation as a core function in the management of digital assets [Electronic version]. VINE, 34(1), 6-16.
8. Cornell University Library. (2003). Digital Preservation Strategies. Retrieved April 26, 2006, from http://www.library.cornell.edu/iris/tutorial/dpm/terminology/strategies.html
9. e-Books and e-Documents Glossary. (2006). Retrieved April 26, 2006, from http://www.amazon.com/exec/obidos/tg/browse/-/11074951/104-9682499-4071119
10. Hedstrom, M. (1997). Digital preservation: a time bomb for digital libraries [Electronic version]. Computers and Humanities, 31(3), 189-202.
11. Hedstrom, M. (2003). It’s about time: research challenges in digital archiving and long-term preservation. Retrieved April 26, 2006, from http://www.sis.pitt.edu/~dlwkshop/paper_hedstrom.doc
12. Lawrence, G. W., Kehoe, W. R., Rieger, O. Y., Walters, W. H., & Kenney, A. R. (2000, June). Risk management of digital information: a file format investigation. Retrieved January 2, 2005, from http://www.clir.org/pubs/reports/pub93/risk.html
13. PREMIS Working Group. (2004, Sep). Implementing preservation repositories for digital materials: current practice and emerging trends in the cultural heritage community. Retrieved Janury 2, 2005, from http://www.oclc.org/research/projects/pmwg/surveyreport.pdf
14. Russell, K. (1999). Digital preservation: ensuring access to digital materials into the future. Retrieved April 26, 2006, from http://www.leeds.ac.uk/cedars/Chapter.htm
15. The OCLC/RLG Working Group on Preservation Metadata. (2002, June). Preservation metadata and the OAIS information model: a metadata framework to support the preservation of digital objects. Retrieved January 2, 2005, from http://www.oclc.org/research/projects/pmwg/pm_framework.pdf
16. Tristram, C. (2002). Data Extinction. MIT Technology Review, Retrieved April 26, 2006, from http://www.library.cornell.edu/iris/tutorial/dpm/terminology/strategies.html
تركيبات ارگانوفسفات (عوامل اعصاب)
كليات
تاريخچه:
عوامل اعصاب در تعدادي از كشورهاي دنيا نظير امريكا، شورويسابق، فرانسه و عراق به مقدار زيادي توليد و ذخيره گرديده است، ولي تاكنون بكارگيري اين عوامل در جنگها كم بوده و تنها موارد قابل ذكر از كاربردشان، استفاده عراق بر عليه كردهاي كشور خود و در جنگ تحميلي بر عليه ايران ميباشد. در دو حمله تروريستي در سالهاي 1994 و 1995 در ژاپن نيز نوعي از اين عوامل (سارين) مورد استفاده قرار گرفته است.
ويژگيهاي فيزيكي و شيميايي:
تركيبات ارگانوفسفات به دو شكل حشرهكشها يا آفت كشهاي گياهي و عوامل شيميايي جنگي توليد و كاربرد دارند. بطور كلي عوامل اعصاب به عوامل G و V تقسيمبندي ميشوند. عوامل G نظير GB (سارين)، GD (سومان) و GA (تابون) و عوامل V نظير VX مي باشند.
اين تركيبات از اسيدهاي فسفريك و فسفونيك مشتق ميشوند.
همه آنها مايعاتي بيرنگ ميباشند كه البته در صورت وجود ناخالصي ممكن است به رنگ زرد تا قهوهاي ديده شوند. عوامل G مايعات فراري هستند (تابون نسبت به سارين و سومان فراريت كمتري دارد)، در حاليكه VX يك مايع غير فرار است. اين موضوع قابليت جنگافزاري عوامل G را بيشتر كرده است. گفته شده تابون بوي ميوه دارد و ساير عوامل بيبو هستند.
مكانيسم عمل و اثرات سمي:
اثر تركيبات ارگانوفسفات ناشي از تأثير بر آنزيمهاي استراز بوده كه مهمترين آنها استيل كولين استراز است. مهار استيل كولين استراز موجب تجمع استيل كولين در فضاي سيناپسي و محل اتصال عصب و عضله ميشود و در نتيجه افزايش فعاليت كولينرژيكي و بلوك دپلاريزان ايجاد خواهد شد.
ميزان فعال شدن مجدد آنزيم يا به عبارت ديگر جدا شدن ارگانوفسفات از آنزيم، بسته به نوع تركيب ارگانوفسفات متفاوت بوده و اين موضوع تا حدي سبب بروز تفاوتهايي در درمان مسموميت حاد ناشي از انواع مختلف عوامل اعصاب ميگردد. بعضي از تركيبات ارگانوفسفات موجب مهار تقريباً غير قابل بازگشت آنزيم ميگردند. در اين مواردپديدهاي بهنام پير شدن (Aging) در آنزيم مهار شده با ارگانو فسفات رخ ميدهد. اين پديده بخصوص در مورد سومان با سرعت زياد انجام شده كه مشكلات باليني فراوان را ايجاد می نماید و بهبودي بستگي به سنتز مجدد استيل كولين استراز خواهد داشت.
در سيستم اعصاب محيطي و عضلات اسكلتي، با تجمع استيل كولين، فاسيكولاسيون و بلوك انتقال تحريك عصبي در محل اتصال عصب و عضله ايجاد ميگردد. علاوه بر اين اثرات حاد آنتيكولين استرازي دو سندرم ديگر نيز مشاهده ميشود:
1-سندرم واسطهاي، حالتي مابين اثرات حاد و نروپاتي تأخيري است و 4-1 روز پس از مسموميت اتفاق ميافتد. در اين سندرم، ضعف بارز عضلات پروكسيمال اسكلتي و عضلات تنفسي و همچنين آسيب اعصاب مغزي مشاهده ميشود.
2-نروپاتي تأخيري ناشي از عوامل ارگانوفسفات (OPIDN)، نوعي آسيب متقارن در آكسونهاي حسي و حركتي ميباشد كه ايجاد آن مربوط به مهار نوعي استراز خاص (NTE) ميباشد. اين عارضه حدوداً 7 تا 14 روز پس از تماس با عوامل ارگانوفسفات روي ميدهد. گفته شده، تنها بعضي ارگانوفسفاتها قابليت ايجاد اين نروپاتي را دارند و عوامل اعصاب در دوزهاي معمول، اين توانايي را ندارند.
اثرات حاد عوامل اعصاب بر روي سيستم اعصاب مركزي بستگي به دوز مسموميت دارد، كه از يك حالت اضطرابي و نوسانات روحي تا تشنجهاي مكرر و فلج تنفسي متغير است. در مسموميت با دوزهاي بالا تغييرات هسيتوپاتولوژيك و آسيبهاي عملكردي در مغز گزارش شده است.
عوامل اعصاب بر روي قلب اثراتي چون آريتمي داشته (نظير بلوك دهليزيبطني و آريتميهاي مختلف بطني) و بر حسب اينكه اثرات موسكاريني يا نيكوتيني آنها غالب شود، ممكن است موجب برادي كاردي يا تاكي كاردي شوند. گزارشاتي حاكی از تغييرات هسيتوپاتولوژيك در ميوكارد ناشي از ارگانوفسفاتها داده شده است.
ارگانوفسفاتها در چشم موجب اسپاسم عضلات مژگاني بهمراه اختلال در تطابق و همچنين ميوز ميگردند. عروق خوني تحت ملتحمه متسع شده و چشم پرخون ميگردد.
اين عوامل در مجاري تنفسي علاوه بر افزايش ترشحات موكوسي، موجب انقباض عضلات صاف جداره برونشها شده و برنكواسپاسم را ايجاد ميكنند.
علائم و نشانههاي مسموميت حاد
علائم سندرم حاد كولينرژيكي به 3 گروه علائم موسكاريني، نيكوتيني و مركزي تقسيم ميشوند كه اين علائم به تفكيك در جدول شماره (1) آورده شده است.
آبريزش بيني، سفتي عضلات سينه و ميوز از جمله علايم اوليه تماس با عوامل اعصاب ميباشند. ميوز طولاني مدت همراه با درد چشم از علائم شاخص مصدومين ناشي از حمله تروريستي با گاز سارين در متروي توكيو بوده است. چشم در تماس با غلظت بالاي اين عوامل،نمایی شبيه مرمري براق دارد.
جدول -1- آثار اصلي عوامل عصبي در نقاط مختلف بدن
|
گيرنده |
اندام متأثر |
علائم و نشانهها |
|
مركزي |
سيستم اعصاب مركزي |
گيجي، اضطراب بيقراري، سردرد، رعشه، عدم تمركز، تشنج، نارسايي تنفسي |
|
موسكاريني |
غدد غشاء مخاط بيني غشاء مخاطي نايژهها عرق اشكي بزاق
عضلات صاف عنبيه عضله مژگاني لوله گوارشي برونشها
مثانه
قلب |
آبريزش بيني ترشح زياد مخاطی تعريق اشكريزش ترشح بزاق
تنگي مردمك ضعف تطابق كرامپ شكمي و اسهال برونكواسپاسم و تنگي نفس تكرر و دفع غير ارادي ادرار
کاهش ضربان
|
|
نيكوتيني |
عقدههاي خودكار
عضلات اسكلتي |
آثار سمپاتيك؛ افزايش ضربان قلب، افزايش فشار خون
ضعف و انقباض غیرارادی |
تدابير درماني
اقدامات اوليه در برخورد با مصدوم:اولین قدم در مواجهه با مصدوم رفع آلودگي همراه با انتقال وي به منطقه عاري از آلودگي است. در زمان انتقال مصدوم، پس از جدا كردن لباسها، وي را در پوشش محافظ ويژه مصدومين قرار داده و به سرعت از منطقه آلوده دور نمود.
در شرايط جنگي كه امكان انتقال سريع نميباشد، بايستي سريعاً دارو درماني را شروع نمود. به اين منظور تجهيزات خاصي با سيستم تزريق خودكار طراحي شده كه حاوي آتروپين و اكسايم ميباشد. همزمان با دارو درماني سريع، وضعيت تنفسي مصدوم بررسي و در صورت نياز احياء انجام شود. لازم بذكر است كه از تنفس دهان به دهان بايد خودداري كرد و براي تنفس مصنوعي از يك كيسه هوا (آمبوبگ) مجهز به فيلتر مناسب و پوشيده شده با مواد محافظ استفاده نمود. در صورت امكان اكسيژن تراپي نيز انجام شود. در انتقال مصدوم بايد در نظر داشت كه حفظ مناطق پاك و بدون آلودگي با اهميت و ضروري ميباشد، لذا مصدوم در هنگام ورود به اين مناطق بايستي كاملاً رفع آلودگي شود.
دارو درماني: داروهاي اصلي در درمان مسموميت با عوامل اعصاب عبارتند از: داروهاي آنتيكولينرژيك نظير آتروپين، اكسايمهاي پيريدينيوم مثل پراليدوكسايم و داروهاي مضعف CNS و ضد تشنج مثل ديازپام.
آتروپين به عنوان دارويي مؤثر و ضروري بايستي بلافاصله و با دوز 2 ميليگرم داخل وريدي يا ناچاراً داخل عضلاني آغاز و هر 15-10 دقيقه تكرار گردد. در شرايط جنگي، تعيين مقدار كافي آتروپين بر اساس اثرات آن تخمين زده ميشود. خشكي دهان و برطرف شدن برادي كاردي علايم قابل اطمينانتري نسبت به برطرف شدن ميوز ميباشند. بعنوان يك قانون ساده، تزريق آتروپين بايد تا زماني ادامه بايد كه ضربان قلب به بيش از 90 بار در دقيقه برسد.
اكسايمها با فعال كردن مجدد آنزيم استيلكولين استراز نقش مهمي را در درمان ايفا ميكنند و استفاده سريع از اكسايمها براي پيشگيري از پديده پيرشدن (Aging) اتصال عامل با آنزيم فوق بسيار اهميت دارد. در صورتيكه فرايند پير شدن آنزيم مهار شده كامل شود، درمان با اكسايمها بياثر خواهد بود.
بهمنظور دستيابي به غلظت پلاسمايي پراليدوكسيم (4 ميليگرم در ليتر)، بايستي دوزهاي 30 ميليگرم بهازاء هر كيلوگرم وزن بدن به شكل وريدي، در عرض 6-4 ساعت يا 10-8 ميليگرم به ازاء هر كيلوگرم وزن بدن در ساعت تزريق شود.
در مسموميت با تابون، بايستي از اوبيدوكيسم به ميزان 250 ميليگرم بصورت داخل وریدی استفاده نمود که می تواندبامصرف مقدار750میلی گرم بهمدت 24 ساعت ادامه يابد.
در مورد مسموميت با سومان، بدليل سرعت بالا در فرايند پير شدن (كمتر از 4 دقيقه) هيچكدام از نمكهاي پراليدوكسيم و اوبیدوكسايم در درمان مؤثر نميباشند، البته آتروپين و ديازپام همچنان مؤثر و بايد تجويز شوند. رويكرد احتمالي موفق در مورد سومان، پيشگيري يا پيش درماني ميباشد.
در اين روش از داروهايي استفاده ميشود كه با اتصال موقت و برگشتپذير به آنزيم استیل کولین استراز این آنزیم را از اتصال به عوامل اعصاب و در نتيجه غير فعال شدن محافظت ميكنند. كارباماتها تركيبات مورد استفاده در اين روش هستند كه شامل: فيزوستيگمين، پپريدوستيگمين، پروستيگمين ميباشند. دوز پيشدرماني پروستيگمين برومايد 30 ميليگرم (يكقرص) در هر 8 ساعت ميباشد. براي درمان مناسب حتماً بايد قرصها مرتب مصرف شوند و با مصرف 3 دوز، سطح دارو به حد مناسبي نزديك ميشود.
ديازپام داروي مناسبي براي كاهش نگراني، آشفتگي، فاسيكولاسيون عضلاني و توقف تشنج ميباشد. ميدازولام و فني توئين انتخاب بعدي هستند. ضرورت استفاده از اين داروها با توجه به اينكه اثرات دراز مدت زيانباري در نتيجه تشنجهاي مكرر در CNS اتفاق ميافتد، قابل درك ميباشد. دوز ديازپام، 5 ميليگرم داخل وريدي ميباشد كه ميتواند هر 15 دقيقه يكبار تكرار گردد تا مقدار مصرف كلي آن به 15 ميليگرم برسد. تجويز ديازپام بايد به محض اينكه از بيمار رفع آلودگي شد و به محيط پاكيزه انتقال يافت، انجام شود.
پيشآگهي مصدومين:
بصورت بالقوه، اغلب علائم مسموميت با عوامل ارگانوفسفره قابل برگشت ميباشند. در مصدوميكه با دوزهاي بالا (قبل از بستن ماسك و پوشيدن لباسهاي محافظتي) تماس يافته يا اينكه سريعاً علايم شديدي همراه با نارسايي تنفسي نشان داده و امكان امداد رساني سريع در مورد وي نباشد، پيشآگهي بسيار ضعيف است.
گازخردل (سولفور موستارد)
كليات
تاريخچه:
خردل به دو شكل گوگردي و نيتروژني وجود دارد. آنچه به عنوان گاز خردل مطرح و در جنگهاي شيميايي كاربرد دارد، فرم گوگردي خردل است. بيش از يك قرن از توليد اين عامل مي گذرد و براي اولين بار در جنگ جهاني اول مورد استفاده قرار گرفته است.آمار مصدومین در جنگ جهانی اول را تا 400 هزار نفر گزارش كردهاند. استفاده از اين عامل شيميايي در طول جنگ تحميلي بارها توسط رژیم بعثی عراق صورت گرفت و تعداد بسيار زيادي مصدوم بر جاي گذاشت.
ويژگيهاي فيزيكي و شيميايي:
خردل گوگردي (گاز خردل) به شكل مايعي روغني به رنگ زرد مايل به قهوهاي ميباشدو نقطه جوش آن
oc 217است.بخار آن سنگین تر از هوامیباشد و به همين علت در سنگرها و گودالهاي ايجاد شده از انفجار بمب تجمع مييابد. به علت حلاليت پائين در آب به كندي هيدروليز ميشود و پايداري آن بسيار زياد است و براي مدتها در آبهاي راكد و سطح زمين باقي ميماند. مايع خردل به ته استخرها يا مكانهاي تجمع آب فرورفته و در كف، يك لايه روغني بر جاي ميگذارد. با توجه به اينكه درجه انجماد خردل oc14 ميباشد، آلودگي در مناطق سردسير براي مدتها ميتواند باقي بماند.
بخار متصاعد شده از خردل گوگردي مايع، قدرت نفوذ پذيري قابل توجهي دارد، به راحتي از لباس عبور كرده و به پوست زير آن صدمه وارد ميكند. باد ميتواند با پراكنده كردن گاز خردل در توسعه فضاي آلوده مؤثر باشد. در درجه حرارتهاي بالا، خردل گوگردي به تركيبات سمي ديگري نظير عوامل اشكآور فعال تبديل ميشود.
مكانيسم عمل و اثرات سمي:
گاز خردل يك عامل آلكيله كننده قوي مي باشد و پس از اتصال به عوامل نوكلئوفيل، DNA، پروتئينها و ديگر اجزاء سلولي موجبات مرگ سلولي را فراهم آورده و آثار كوتاه مدت و دراز مدتي را بر روي بافتها و ارگانهاي مختلف بدن به جاي مي گذارد. جذب گاز خردل از طريق پوستي و استنشاقي به راحتي انجام ميشود. تماس با غلظت 07/0 ميليگرم در ليتر از اين ماده به مدت 30 دقيقه بهعنوان دوز كشنده در نظر گرفته شده است.
ضايعات پوستي ناشي از خردل بمانند ضايعات حاصل از سوختگي ميباشد. معمولاً 4-2 ساعت پس از تماس علائم پوستي (اريتم) ظاهر شده و پس از 18 ساعت پوست تاول زده و نكروز پيشروندهاي آغاز ميشود. 6-4 روز بعد از تماس جاي زخم دچار ادم و پرخوني موضعي شده و 19 روز پس از تماس يك اسكار پيگمانته باقي خواهد ماند. لازم بذكر است كه خطر عفونت ثانويه نيز وجود دارد.
ضايعات چشمي بستگي به ميزان تماس و فرم خردل (بخار يا مايع) دارد. بخار خردل تغييرات دائمي كمتري را نسبت به مايع خردل بهجاي ميگذارد و بندرت و به تنهايي سبب نكروز قرنیه ميشود. ملتحمه چشم در تماس با خردل دچار نكروز، پوسته پوسته شدن و ادم ميگردد. عنبيه و اجسام مژگاني دچار التهاب ميشوند. يكي از اثرات ديررس آن كوري كامل چشم است كه با كراتيت قرنيه همراه است.
ضايعات ريوي ايجاد شده به مدت زمان تماس و غلظت ماده شيميايي در هواي استنشاقي بستگي دارد. در شرايط آب و هواي گرم اين اثرات شدت مييابند. و نكروز لايه اپي تليال حنجره، ناي و برونش، پرخوني و خونريزيهاي نقطهاي در لايههاي سطحي مجاري تنفسي در تماس با گاز خردل اتفاق ميافتد. پرخوني مويرگهاي آلوئولي، خونريزي، ادم، كلاپس و آمفيزم از جمله صدمات جدي بر روي بافت پارانشيمي ريه ميباشند.
از آثار ديگر گاز خردل، تضعيف مغز استخوان ميباشد. تا سه روز اول پس از مسموميت، لكوسيتوز و از روز چهارم به بعد در موارد شديد مسموميت، لوكوپني مشاهده شده است. سيستم ايمني بدن بدين ترتيب دچار نقص گرديده و شخص در معرض عفونتهاي مختلف قرار ميگيرد.
اثراتي چون سرطانزايي، ضعف بينايي، كوري دائمي، برونشيت مزمن، فيبروز ريوي، تنگي مجاري تنفسي و اختلالات رواني از عوارض بلند خردل ميباشند.
علائم و نشانههاي مسموميت حاد
فرد پس از تماس با خردل (بخصوص در تماس پوستي)، ممكن است مدت زماني را بدون علامت بگذارند. طول اين مدت به نحوه تماس، دماي محيط و احتمالاً حساسيت فرد بستگي دارد. علائم پوستي: 2 تا 48 ساعت پس از تماس، اريتم همراه با خارش ايجاد ميشود. در مرحله بعد از اريتم، ابتدا تاولهاي بسيار كوچك تشكيل ميگردد كه بتدريج به تاولهاي بزرگي با جدار بسيار نازك تبديل ميشوند. كنده شدن تاولها، درد شديدي را ايجاد خواهد كرد.
بررسي ها نشان داده است كه محتواي تاولها نميتواند تاولزايي مجددي داشته باشد. سرعت روند التيام ضايعات پوستي كند است و پس از بهبود زخم كه حدود سه هفته بهطول ميانجامد، اسكار هايپرپيگمانته بر جاي خواهد ماند.
علائم چشمي:التهاب ملتحمه، ادم پلكها، بلفارواسپاسم و اشكريزش جزء علائم حاد اوليه ميباشند كه ممكن است ساير نشانهها نظير ميوز، ترس از نور و درد شديد نيز به آنها اضافه شوند. در موارد تماس خفيف با خردل بروز التهاب ملتحمه ممكن است تا 48 ساعت به تأخير بيافتد.
علائم تنفسي:آبريزش بيني (اغلب بصورت شديد)، پس از تماس ديده ميشود. در موارد مسموميت شديد، التهاب دهان، حلق، حنجره و خشن شدن صدا (و حتي گرفتگي كامل صدا) و همچنين خونريزي از بيني، ادم حنجره و اسپاسم (تا حد نياز به تراكئوتومي) اتفاق ميافتد.سرفه ممكن است شديد و همراه با خلط چركي موكوسي و همچنين دلمه نكروزه باشد. پس از تماسهاي اوليه با گاز خردل گوگردي قدرت تشخيص حس بويايي به مرور كاهش يافته و حتي بوي آن در غلظتهاي نسبتاً بالا نيز ممكن است غيرقابل تشخيص باشد.
علائم گوارشي:در صورت مصرف آب يا غذاي آلوده به خردل نشانهها و علائم متفاوتي با ديگر راههاي آلودگي رخ ميدهد، اين علائم نظير تهوع، استفراغ، درد ناحيه شكمي، استفراغ خوني و اسهال (در موارد شديد مسموميت) ميباشند.
تدابير درماني:
اقدامات اوليه در برخورد با مصدوم: قدم اول در مواجهه با مصدوم، دور كردن وي از محيط و منبع آلودگي و رفع آلودگي از وي ميباشد. پس از خارج كردن لباسهاي آلوده بايد نقاطي از بدن كه با فرم مايع آلوده شدهاند را با استفاده از خاك فولر در مقادير زياد، رفع آلودگي نمود. شستشو با حلالهاي آلي، نظير كروزن (پارافين) و بدنبال آن استفاده از آب و صابون نيز بسيار مفيد است. اين شستشو بايستي تا 30 دقيقه پس از تماس ادامه يابد. در مورد آلودگي چشم با فرم مايع، بايستي بلافاصله شستشوي چشم با آب انجام شود.
دارو درماني:
در مورد مسموميتهاي شيميايي با گاز خردل هيچ نوع درمان اختصاصي وجود ندارد و تنها درمانهاي تسكين دهنده پيشنهاد شده است. براي مقابله با درد ميتوان از انواع مسكنها استفاده كرد، اما با توجه به همراه بودن ترس و وحشت مصدوم از وضعيتش توصيه شده از يك ضد درد ملايم به همراه ديازپام استفاده شود. جهت رفع خارش بيمار ميتوان از آنتيهيستامينها، نظير پرومتازين استفاده كرد. در نواحي مبتلا به اريتم و تاولهاي خفيف از لوسيونهاي ملايم مثل كالامين و تركيبات رقيق استروئيدي، مانند لوسيون هيدروكورتيزون نيز ميتوان استفاده كرد.
در مواجهه با ضايعات پوستي (تاول، نكروز و زخم) بمانند اقدامات لازم در سوختگي عمل ميشود. درمان باز و بدون پانسمان یا انجام پانسمان مرطوب به همراه استفاده از كرم سيلورسولفاديازين جهت كنترل عفونت، از جمله اقدامات مؤثر است. در ضايعات گسترده و وسيع درجه دو و سه احتمالاً نياز به مراقبتهاي شديدتري ميباشد.
در آلودگي چشمي، شستشوي با محلول نرمال سالين بلافاصله پس از تماس (15 دقيقه اول پس از تماس) و استفاده از وازلين بر روي حاشيه فوليكولار براي جلوگيري از چسبندگي و استفاده از قطرههاي بيحس كننده موضعي مثل تتراكائين در جهت بيدرد كردن بايستي صورت گيرد. براي بر طرف كردن دردهاي شديد از ضد دردهاي ناركوتيك هم ميتوان استفاده كرد. براي جلوگيري از عفونت چشمي از قطره كلرامفنيكل چشمي و از داروهاي ميدرياتيك مثل قطره چشمي هماتروپين براي جلوگيري از چسبندگي عنبيه به قسمت مركزي عدسي ميتوان استفاده كرد، در صورت التهاب عنبيه اين قطرهها، درد ناشي از اسپاسم عنبيه را كاهش ميدهند. استفاده از عينكهاي با شيشه تيره فتوفوبيا را كاهش ميدهد.
در مورد اثرات و ضايعات تنفسي ايجاد شده، ميتوان از داروهاي ضد سرفه، برنكوديلاتور و آنتيبيوتيكهاي سيستميك استفاده كرد.
البته آنتيبيوتيك انتخابي نبايد اثرات دپرسيون مغز استخوان داشته باشد.در صورتي كه ضايعات تنفسي پيچيده و وخيم باشند، بايستي بيمار تحت مراقبتهاي ويژه قرارگيرد.
دپرسيون مغز استخوان ناشي از گاز خردل معمولاً با دارو درماني قابل برگشت نخواهد بود. اگر آنميآپلاستيك شديدي اتفاق افتاده باشد، ترانسفوزيون گرانولوسيتها و پلاكتها و در مراحل بعدي گلبولهاي قرمز توصيه شده است.
ساير اقدامات توصيه شده بر اساس تجربيات باليني:
1- استفاده از داروهاي ضد استفراغ مثل فنوتيازينها
2- استفاده از هپارين به منظور جلوگيري از ترمبوز وريدي عميق
3- استفاده از متيل پردنيزولون بصورت تكدوز (2 گرم) جهت محافظت عمومي در برابر صدمات بافتي.
4- استفاده از H2 بلاكرها جهت جلوگيري از زخمهاي استرسي
5- استفاده از ويتامينهاي C و B12 و فوليكاسيد
6-استفاده از تيوسولفاتسديم 30% بصورت انفوزيون وريدي نيز در بعضي منابع براي كاهش خواص سمي خردل مطرح شده است.
پيشآگهي مصدومين: اكثر مصدومين زنده ميمانند، ضايعات چشمي اكثراً در عرض 28 روز پس از تماس رفع ميشوند و ضايعات پوستي سطحي در عرض 21-14 روز و ضايعات عميق حدوداً ظرف دو ماه بهبود مييابند.
لويزايت
كليات
تاريخچه:در طول جنگ جهاني اول تعدادي از تركيبات آلي آرسنيكي بهعنوان عوامل جنگ افزار شيميايي توليد و بكار گرفته شدند. از ميان آنها لويزايت مهمترين تركيب ميباشد كه به شكل خالص براي اولين بار در سال 1918 بدست آمد. اين ماده به منظور ايجاد يك عامل كاملاً سمي ناپايدار و سريعالعمل تاولزا طراحي گرديد. البته مداركي دال بر كاربرد آن در جنگ وجود ندارد.
ويژگيهاي فيزيكي و شيميايي:لويزايت مايعي بيبو، بيرنگ و روغني است كه در اثر ماندن و كهنگي، تيره رنگ ميشود.
فرآوردههاي صنعتي آن رنگ آبي تيره و يا سياه دارد و بوي گل شمعداني ميدهد. لويزايت بوسيله محلولهاي آبي قليايي نظير محلول هيپوكلريت سديم و يا در صورتيكه به خوبي با آب مخلوط شود، سريعاً هيدروليز ميگردد. نقطه انجماد آن c 18- ميباشد، لذا در شرايط آب و هواي سرد كاربرد دارد. با مخلوط نمودن لويزايت و سولفورموستارد (گاز خردل) ميتوان نقطه انجماد خردل را پائينتر آورده و آنرا در دامنه وسيعتري از شرايط آب و هوايي بكار برد.
مكانيسم عمل و اثرات سمي:آرسنيك به مانند ساير فلزات سنگين قادر است به دامنه وسيعي از تركيبات بيولوژيك، نظير پروتئينهايي كه داراي گروه سولفيدريل هستند، متصل شود. به نظر ميرسد بسياري از اثرات لويزايت مربوط به مهار فعاليت سيستم پيروات دهيدروژناز و جلوگيري از تشكيل استيل كوآنزيم A از پيروات ميباشد.
لويزايت به سرعت از طريق پوست و غشاءهاي مخاطي جذب ميگردد. ميزان تأثير لويزايت نظير خردل، به خواص تاولزايي آن بستگي دارد، اما لويزايت يك سلاح شيميايي كشنده نيز ميباشد. در صورتيكه حدود 30 قطره (6/2 گرم) لويزايت بر روي پوست ريخته شود و شسته و يا رفع آلودگي نگردد، ميتواند يك فرد متوسط را بكشد.
آنچه درباره اثرات لويزايت بر روي پوست مشخص است، خاصيت تاولزايي اين عامل ميباشد. در مقايسه با خردل، لويزايت سريعتر سبب نكروز اپي درم ميگردد و التهاب و ادم گسترده تري در اپی درم ايجاد ميكند و همچنين موجب ترمبوز عروقي بيشتري ميشود، البته روند بهبودي نيز به همين نسبت سريعتر مشاهده شده است.
در سيستم تنفسي، لويزايت موجب نكروز اپي تليوم مجاري تنفسي همراه با ايجاد غشاي ديفتريك كاذب متشكل از سلولهاي كنده شده اپيتليال، سلولهاي التهابي و مخاط ميَشود. اين غشاء ممكن است كنده شده و سبب انسداد مجاري برونش شود. در ريه ها ادم منتشر و پرخوني بوجود ميآيد. ايجاد نواحي آتلكتازي و آمفيزم ثانويه، اتفاقي معمولي است. برنكوپنوموني ثانويه هم شايع بوده كه دليل اكثريت موارد مرگ به حساب ميآيد.
در چشم، لويزايت موجب بلفارواسپاسم و نكروز سطح قدامي و نهايتاً كوري ميگردد.
علائم و نشانههاي مسموميت حاد
بلافاصله پس از تماس با لويزايت تحريكات چشمي بروز ميكند و پس از آن سرفه، عطسه، ترشح بزاق و اشك ريزش ظاهر ميشود.
در پوست، اريتم و تاول از مشخصههاي تماس با آن ميباشد. مهمترين تفاوت آن با گاز خردل، دردناك شدن پوست و چشم بلافاصله پس از تماس است. حدود 8-4 ساعت پس از تماس اثرات چشمي و پوستي به حداكثر خود ميرسد و بيمار شديداً ناتوان شده، تنفس وي با مشكل همراه ميگردد و قدرت ديدش را از دست ميدهد. در موارد شديد، ادم ريوي بروز كرده و بيمار ممكن است از نارسائي تنفسي تلف شود.
جذب لویزایت از طریق غذا،بروز علائم و نشانه های مسمومیت باآرسنيك را تشديد مي كند . اين علائم شامل درد معده ، استفراغ ، اسهال آبكي ، كرختي و سوزن سوزن شدن بويژه در ناحيه پا ، تشنگي و كرامپ عضلاني مي باشد . بروز حالاتي نظير نوروپاتي ، نفريت و پروتئين اوري يا آنسفالوپاتي ممكن است به دنبال مسمويت حاد با آرسنيك مشاهده شود .
تدابير درماني
اقدامات اوليه در برخورد با مصدوم : دانستن اين مطلب ضروري است كه تركيبات آرسنيكي قدرت نفوذ از دستكشهاي لاستيكي را دارند، از اين جهت به افرادي كه اقدام به رفع آلودگي در مصدومين مينمايند، بايستي آگاهي كامل داده شود. به مانند ديگر مصدوميتهاي شيميايي، مصدوم بايد بلافاصله از محل آلودگي خارج شود.برای رفع آلودگی می توان از خاک فولر که یک ماده رفع آلودگی بسيار مفيد است استفاده كرد. محلولهاي سفيد كننده رقيق نيز جهت رفع آلودگي مؤثر ميباشند.
دارو درماني:از جنگ جهاني دوم تجويز ديمركاپرول، درمان استاندارد مسموميت با تركيبات آرسنيكي نظير لويزايت بوده است. اين ماده قادر است با اتصال به لويزايت، بدن را محافظت نمايد و مهار آنزيمي ناشي از مسموميت را برگشت دهد.
چندين رژيم مختلف در مورد اين دارو توصيه شده است كه دو نوع از آنها در ذيل ذكر شده است:
الف) 5/2 ميليگرم به ازاء هر كيلوگرم وزن بدن هر 4 ساعت تا 4 روز و در ادامه همين دوز، دو بار در روز
ب) روز اول: 400 تا 800 ميليگرم، IM در دوزهاي منقسم
روز دوم و سوم: 200 تا 400 ميليگرم، در دوزهاي منقسم
روز چهارم تا دوازدهم: 100 تا 200 ميليگرم، IM در دوزهاي منقسم
دوز دارو در اين حدود و براساس وزن بدن و شدت علايم تعيين ميشود. اين دارو تنها به صورت عضلاني عمقي و در چندين نقطه تزريق ميشود. تزريق آن كه همراه با درد شديدي ميباشد، ممكن است سبب بروز افزايش فشار خون، تاكي كاردي، تهوع و استفراغ، سردرد، احساس فشردگي در سينه شود كه البته اين علائم ظرف چند ساعت برطرف ميشود. در مطالعه بر روي دو آنالوگ محلول در آب ديمركاپرول، يعني DMSA و DMPS، ديده شده است كه عوارض سمي كمتر و اثرات درماني بيشتري نسبت به ديمركاپرول دارند و همچنين ميتوان آنها را به صورت وريدي و خوراكي تجويز كرد.
در آلودگي پوست، از پماد ديمركاپرول و در آلودگي چشم، از محلول ديمركاپرول (قطره چشمي) استفاده ميشود.
از ديگر اقدامات ضروري، درمان برنكوپنوموني با استفاده از آنتيبيوتيك ميباشد. در مورد پيشگيري و پروفيلاكسي با استفاده از آنتيبيوتيكها اختلاف نظر وجود دارد.
فسژن
كليات:
تاريخچه:
گاز فسژن براي اولين بار در سال 1812 تهيه شد. در طول جنگ جهاني اول توسط آلمانيها به عنوان جنگافزار شيميايي توليد و براي اولين بار در 1915 بر عليه سربازان انگليسي مورد استفاده قرار گرفت. 85% مرگ و مير ناشي از كاربرد سلاحهاي شيميايي در طول جنگ جهاني اول مربوط به گاز فسژن است ولي عليرغم اين واقعيت، كارايي فسژن به عنوان يك جنگافزار شيميايي كمتر از گاز خردل است.
ويژگيهاي فيزيكي و شيميايي:
گاز فسژن، گازي بيرنگ و با بويي خفه كننده شبيه بوي علف كپكزده ميباشد. نقطه ذوب آن Cْ 118- و نقطه جوش آن Cْ 2/8 است. امروزه از اين ماده شيميايي در صنعت استفاده زيادي ميشود. بدنبال سوزاندن بسياري از مواد معمولي مثل پلاستيكهاي فوم، فسژن آزاد ميشود. فسژن بسيار فرار است و در دماي معمولي خيلي سريع بخار ميشود. گفته شده به علت هيدروليز سريع فسژن، نميتوان از آن در آب و هواي مرطوب استفاده كرد. اين گاز از هوا سنگينتر است و در فضاهاي مجاور سطح زمين يا زير زمينها و سنگرها تجمع مييابد. فسژن يك عامل ناپايدار بوده و بيشتر به منظور كشتن و يا ناتوان كردن سربازان بكار گرفته ميشود.
مكانيسم عمل و اثرات سمي:
فسژن با آسيبرساندن به سلولهاي ديواره آلوئول سبب از بين رفتن سد موجود بين آلوئول و فضاي بينابيني ميگردد. مويرگهاي ريوي نيز صدمه ميبيند و با افزايش نفوذپذيري آنها ادم ریوی رخ ميدهد.
تئوريهاي مختلفي را جهت توجيه اثرات پاتولوژيك ريوي فسژن مطرح كردهاند كه يكي از آنها مربوط به آزاد سازي اسيد هيدروكلريدريك حاصل از هیدرولیز فسژن می باشد.گفته شده است که اسید هیدروکلریدریک فقط در هنگامي كه مسموميت با فسژن شديد باشد به مقدار قابل توجهي توليد شده و ميتواند بطور مستقيم موجب آسيب به بافت ريه شود. در فرضيه ديگري پيشنهاد شده است كه مقادير اندك اسيد هيدروكلريدريك ميتواند در مجاري هوايي با ايجاد انقباضات برونش و تحريك موضعي نهايتاً موجب ادم ريوي شود.
تئوريهاي مطرح شده ديگر حاكي از تشكيل ديآميدها از فسژن و همچنين تداخل بين فسژن و طيف وسيعي از مولكولهاي مختلف است. جذب پوستي يا اثرات روي پوست براي فسژن ذكر نشده است. غلظتي معادل 5/0 ميلي گرم در هر ليتر از آن قادر است طي ده دقيقه تماس منجر به مرگ شود. برونشيت مزمن و آمفيزم از جمله اثرات دراز مدت مسموميت با فسژن ميباشند.
علائم و نشانههاي مسموميت حاد
در تماس با غلظتهاي خطرناك فسژن، علائم و نشانههاي زير سريعاً بروز ميكنند:تحريك چشم،تحریك مجاري تنفسي، ريزش اشك، سرفه، احساس خفگي و درد قفسه سينه.
شدت اثرات فوق صرفاً نشان دهنده شدت مسموميت نيست. بيماراني كه متعاقب تماس با فسژن ميميرند، ممكن است در ابتدا علائم مسموميت چنداني را از خود نشان ندهند. ممكن است نوعي مرحله تأخيري، از 30 دقيقه تا 24 ساعت قبل از بروز شكايات و علائم شديدتر روي دهد. وقوع علائم مسموميت، در صورتيكه اقدام به انجام فعاليت بدني شود، تسريع ميگردد و احتمال كلاپس نيز وجود دارد. به محض سپري شدن مرحله تأخيري، بيمار دچار اختلال تنفسي، سرفه دردناك و سيانوز ميگردد و ترشحات ريوي كف آلوده سفيد و يا نوعي مايع زرد رنگ به صورت خلط (كه مرتباً افزايش مييابد) از دهان وي خارج ميشود.
در مراحل بعدي رنگ مايع صورتي ميگردد. در هنگام مرگ كف صورتي رنگي شبيه به قارچ از دهان بيمار خارج ميشود. در معاينه فيزيكي ممكن است كاهش صداهاي طبيعي ريوي و نيز صداهاي غيرطبيعي در تمامي قسمتها مشاهده شود. همچنين قشار خون افت كرده و ضربان به بيش از 130 بار در دقيقه افزايش مييابد. كلاپس گردش خون و نارسائي قلبي نیز ممكن است روي دهد. 80% مرگ ومير در طي 24 تا 48 ساعت اول پس از تماس رخ ميدهد. در جنگ جهاني اول، علت تلفات بيماراني كه از اين مرحله گذر كرده بودند غالباً پنوموني گزارش شده است.
تدابير درماني
اقدامات اوليه در برخورد با مصدوم: خارج كردن مصدوم بلافاصله پس از تماس از منطقه و منبع آلودگي ضروري است. امدادگران حتماً بايد مجهز به ماسك تنفسي باشند. رفع آلودگي مصدومين چندان ضرورتي ندارد. قراردادن بيمار در استراحت كامل و اكسيژن درماني در صورت افت po2 به كمتر از 50 ميليمتر جيوه و يا ايجاد سيانوز، ضروري است.
دارو درماني:الف) استروئيدتراپي. از دوزهاي بالاي استروئيدها (بلافاصله و بطور مداوم پس از تماس) در كنترل ادم ريوي انتشاري مفيد است. به اين منظور ميتوان از متيلپردنيزولون به شكل زير استفاده كرد:
- بلافاصله پس از تماس: 2 گرم داخل وريدي يا عضلاني
- 6 ساعت پس از تماس: 2 گرم داخل وريدي
- 12 ساعت پس از تماس: 2 گرم داخل وريدي
- در ادامه، همين دوز دارو هر 12 ساعت بمدت 1 تا 5 روز تجويز استروئيدها از طريق استنشاقي نيز توصيه شده است.
ب) آنتيبيوتيك، استفاده از آنتيبيوتيكها (نظير پنيسيلين G ،آموكسيسيلين و كلرا مفنيكل) در جهت پيشگيري از عفونت مورد تأكيد قرار گرفته است.
ج) هگزامتيلن تترآمين (HMT)، استفاده از HMT جهت كاهش شدت مسموميت و يا جلوگيري از اثرات فسژن تاريخچه بسيار طولاني دارد. اين ماده جهت خنثي كردن اثرات فسژن در ماسكهاي حفاظتي (بصورت فيلتر) به شكلي گسترده استفاده شده است. استفاده از اين دارو بصورت وريدي (20 ميليليتر از محلول 20%) بلافاصله پس از تماس با فسژن اثرات مفيدي داشته است.
د) ساير داروهاي توصيه شده عبارتند از:آمینوفیلین،دوپامین،فسفات کدئین(کاهش سرفه) آمينوكاپروئيك اسيد، آنتيسرمفسژن.
سيانيدها
كليات
تاريخچه:
تحت عنوان سيانيدها سه تركيب مهم، هيدروژن سيانيد (HCN)، سيانوژن كلرايد و سيانوژن برومائيد به عنوان جنگافزار شيميايي مطرح هستند. استفاده از HCN به عنوان يك جنگافزار شيميايي چندان موفقيتآميز نبوده و خاصيت فرار بودن شديد آن مانع از مصرف وسيع آن در جنگ جهاني اول گرديد. HCN در جنگ جهاني دوم در آلمان به منظور عقب راندن توده نيروهاي دشمن از مرزها، مورد استفاده قرار گرفت. ماده مورد استفاده توسط آلمانها تركيبي به نام BZyklon بود كه در واقع سولفات كلسيم اشباع شده با HCN (40%) ميباشد.
ويژگيهاي فيزيكي و شيميايي:
نقطه جوش HCN حدود C 26 است. در دماي پائينتر از C 26، مايعي بيرنگ و يا زرد مايل به قهوهاي ميباشد.
حساسيت افراد نسبت به بوي آن متفاوت ميباشد، گفته شده HCN بوي بادام تلخ، ويا هسته هلو ميدهد. اين ماده به دليل انتشار و پراكندگي سريع در گروه عوامل شيميايي ناپايدار دستهبندي ميشود.
مكانيسم عمل و اثرات سمي:
به اين تركيبات عوامل خون نيز اطلاق ميشود. اثر سمي اصلي سيانيدها اتصال با آهن سيتوكروم اكسيداز ميباشد كه موجب مهار آن و عدم مصرف اكسيژن توسط سلولها ميشود كه نتيجه آن، تجمع اسيدلاكتيك و مرگ سلولي ناشي از آنوكسي هسيتوتوكسيك است. با توجه به اينكه HCN به شكل گاز ميباشد، راه تماس و مسموميت با آن استنشاقي است.
البته بايد توجه داشت كه مايع HCN از طريق پوست نيز سريعاً جذب ميگردد. سيانيد در بدن در معرض سيستم سمزدايي داخلي قرار گرفته و تنها زمانيكه بدن در معرض مقادير بيش از ظرفيت سمزدايي اين سيستم قرار گيرد، فرد دچار مسموميت ميگردد.
فرآيند سمزدايي توسط آنزيمهاي رودانز (تيوسولفات- سيانيدسولفورترانسفراز) و به ميزان كمتري توسط آنزيم بتا مركاپتو پيروات – سيانيدسولفورترانسفراز صورت ميگیرد. سولفور ترانسفرازها با استفاده از دهندههاي سولفور، تيوسيانات توليد ميكنند كه در مقايسه با سيانيد از سميت كمتري برخوردار است. بعلاوه مداركي دال بر سمزدايي اكسيداتيو و تركيب با كوبالامينهاي آندوژن نيز وجود دارد. در موارد مسموميت حاد با سيانيد، به نظر ميرسد سمزدايي نقش چنداني ايفا نكند، اما بر اساس مطالعات حيواني انجام شده وجود مسيرهاي مختلف فرآيند سمزدايي، توانايي حيوانات در مقابله با غلظتهاي پايين سيانيد را بخوبي توجيه ميكند.
علائم و نشانههاي مسموميت حاد
برجستهترين ويژگي مسموميت با HCN، وقوع بسيار سريع علائم آن است كه متعاقب انتشار سريع سيانيد اتفاق ميافتد. اولين علامت هايپرونتيلاسيون است، كه خود موجب افزايش استنشاق سم ميشود.
بدنبال هايپرونتيلاسيون، هوشياري از دست ميرود و سپس تشنج رخ ميدهد. رفلكس مردمك از بين رفته و مرگ در نتيجه ايست قلبي يا تنفسي اتفاق ميافتد.
در سال 1925 دانشمندي كه خود را در معرض HCN قرار داده بود، مشاهدات ارزشمندي را در رابطه با اثرات حاد تماس با غلظتهاي بالاي HCN ارائه كرد كه به شرح زير ميباشد:
در فضاي حاوي غلظت كشنده، بوي بادام تلخ به مشام ميرسد. بدنبال آن احساس انقباض گلو، سرگيجه، منگي تاريديد رخ ميدهد. در ناحيه شقيقه سر، گرفتگي و فشار و در ناحيه پشت گردن درد احساس ميشود. درد قفسه سينه با تند شدن تنفس همراه است.
نهايتاً فرد هوشياري خود را از دست داده و نقش بر زمين ميشود. از اين لحظه اگر نمونه مورد مطالعه در فضاي حاوي اسيد هيدروسيانيك بيش از دو يا سه دقيقه باقي بماند، پس از مرحله بسيار كوتاهي تشنج و بدنبال آن نارسائي تنفسي و مرگ روي خواهد داد.
تدابير درماني
اقدامات اوليه در برخورد با مصدوم:HCN بسيار سريع جذب ميشود و سطح خوني آن بلافاصله پس از قطع تماس شروع به كاهش مينمايد. بنابر اين اگر سطح HCN به سطح كشنده نرسيده باشد و چنانچه از تماس بيشتر ممانعت به عمل آيد، احتمال بهبود شخص بدون استفاده از آنتي دوت وجود دارد، لذا خارج كردن مصدوم از محل آلودگي HCN بايد بصورت خيلي فوري انجام شود.با توجه به فراریت زیاد HCN احتمالاً فرصتی برای رفع آلودگی وجود نخواهد داشت.
آنتيدوتها:
آنتيدوتها بوسيله تسريع سمزدايي آنزيمي (سديم تيوسولفات)، اتصال مستقيم به سيانيد (تركيبات كبالت) و يا اتصال غير مستقيم (مواد توليد كننده متهموگلوبين) عمل مينمايند.
تركيبات دهنده سولفور و رودانز. سديمتيوسولفات با تسريع سمزدايي آنزيمي به عنوان آنتيدوت درجه دوم مطرح است و به همراه نيتريت سديم بعنوان درمان كلاسيك مسموميت با سيانيد استفاده ميشود. اين ماده سرعت واكنش آنزيمي را تا 30 برابر افزايش ميدهد.
تركيب با فلزات سنگين. سيانيد با بسياري از يونهاي فلزات سنگين بويژه آهن و كبالت، و همچنين نقره، كرم و راديوم، تركيبات پايدار و با سميت پائين تشكيل ميدهند. منبع اصلي آهن در درمان مسموميت با سيانيد،متهموگلوبين حاصل از هموگلوبين خون فرد ميباشد. در مقابل، كبالت معمولاً بصورت ديكبالت ادتات تزريقي مصرف ميشود. هيدرو كسي كوبالامين نيز در مجاورت با سيانيد به ماده غير سمي سيانوكوبالامين تبديل شده و سمزدايي را تسريع ميكند.
ايجاد متهموگلوبين. هر چند بالا بودن سطح متهوگلوبين براي جان فرد امري تهديد كننده ميباشد (كاهش ظرفيت اكسيژنرساني به بافتها) ولي اين تركيب نامطلوب هموگلوبين، خاصيت اتصال به آنيونهاي زيانآور نظير سيانيد را داشته و سميت آنها را كاهش ميدهد. سيانيد در درون گلبولهاي قرمز به ماده مركبي بنام سيانومتهموگلوبين، تبديل مي شود. روش معمول براي ايجاد متهموگلوبيني استفاده از تركيبات شيميايي است. اين تركيبات عبارتند از: نيتريتها (سديم نيتريت وآميل نيتريت)، آمينوفنولها و آمينوفنونها. به نظر ميرسد آمينوفنولها (DMAP) خاصيت آنتيدوتي بيشتر دارند. در شرايط ميدان جنگ، درمان مسموميت با HCN به راحتي امكان پذير نيست و معمولاً استفاده از آنتي دوتهاي تزريقي در اولين پست امداد رساني انجام ميشود.
بطور خلاصه دارو درماني در مسموميت با HCN بشرح ذير ميباشد:
1- در شرايط جنگي (بصورت اوليه) استفاده از آميل نيتريت به شكل استنشاقي تا حدودي ميتواند مؤثر باشد.
2-تزريق آمپولهاي سديم نيتريت يا DMAP و سديم تيوسولفات درپستهاي امداد رساني. سديم با دوز 300 ميليگرم در 10 ميليليتر بصورت داخل وريدي و سديم تيوسولفات به ميزان 50 ميليليتر از محلول 25% بصورت داخل وريدي تزريق ميگردد.
DMAP در آمپولهاي 5 ميليليتري حاوي 250 ميليگرم DMAP به همراه اسيد اسكوربيك و ديسديم هيدروژن فسفات موجود است. دوز توصيه شده، 25/3 ميليگرم به ازاي هر كيلوگرم وزن بدن بصورت داخل وريدي ميباشد. دوزهاي بالاي نيتريتها موجب هيپوكسي و وازوديلاتاسيون و افت فشار خون ميشود.
3-تزريق كبالت ادتات (آمپولهاي 20 ميليليتري). كهير، ادم صورت، درد قفسه سينه، اشكال تنفسي و افت فشار خون از عوارض جانبي آن است كه ميتوان آنها را با تزريق محلول دكستروز به حداقل رساند.
4- گفته شده است، اكسيژن تراپي عليرغم نظرات پيشين تا حدي مؤثر است.
عوامل شيميايي كنترل اغتشاش
كليات:
تعريف:
عوامل كنترل اغتشاش، عواملي هستند كه در مأموريتهاي تاكتيكي محدود و متوسط براي پوشش منطقه و همچنين در مأموريتهاي ضد شورش شهري براي برهم زدن نظم و اجتماع شورش كنندگان، جلوگيري از شورش فزاينده يا متفرق كردن اجتماعات غيرقانوني، خارج كردن نفرات از سنگرها و پناهگاهها و ساختمانها بكار برده ميشوند. از اين عوامل براي آموزش در رزمايش يگانهاي خودی نيز استفاده ميشود.
تاريخچه:
استفاده از عوامل شيميايي جهت ناتوان كردن و آزار دادن و كنترل اغتشاش به سالهاي قبل از ميلاد برميگردد. از اين عوامل به شيوه مدرن احتمالاً طي سالهاي 1910 تا 1914 بوسيله پليس فرانسه براي متفرق كردن شورشيان استفاده شد. در طول جنگ جهاني اول حدود 30 تركيب مختلف توليد و مورد استفاده قرار گرفت.
ويژگيهاي كلي:
اين عوامل طوري طراحيميشوند كه در غلظتهاي كم بيشترين تأثير را داشته و حداقل بر روي يكي از مراكز حياتي بدن مؤثر باشند. از راههاي مختلف قابل جذب بوده و در كمترين زمان علايم مصدوميت را ظاهر ميكنند و فاصله دوز ناتوان كننده آنها تا دوز كشنده زياد است. در برابر شرايط جوي مثل سرما و گرما مقاومند و به سرعت تجزيه و تبخير نميشوند، همچنين در برابر آب مقاومند. وزن مولكولي غبار عامل از هوا سنگينتر بوده و روي سطح زمين پخش ميگردند.
نحوه بكارگيري و پخش:
بطور كلي در بكارگيري اين عوامل طرح و برنامه مناسبي وجود دارد. بكارگيرنده (فرمانده عمليات) بر اساس تجزيه و تحليل از وضعيت و شرايط مواجه با آن و با استفاده از تخمين روشهاي عملكردي، بكارگيري از اين عوامل را آغاز ميكند. فاكتورهاي مورد نظر بكار گيرنده عبارتند از: وسعت منطقه آشوب زده و محدوده آن، شرايط جوي مثل جهت وزش باد، درجه حرارت، رطوبت، بارندگي و ...، مقدار و كميت عوامل و تكنيكهاي پخش عوامل (نارنجك، اسپري، دستگاه ...).
بدليل اينكه اين عوامل در آب نامحلول و در درجه حرارتهاي محيط و بدن غير فرار هستند، براي پخش به شكل آئروسل در آورده ميشوند. جهت پخش نمودن ذراتي با قطر متوسط 5/0 تا 2 ميكرومتر از روشهاي سوختي يا تحت فشار بالا، روش انفجاري و پخش مكانيكي استفاده ميگردد.
انواع عوامل و آثار كلينيكي آنها
اين عوامل به دو گروه اشكآور و تهوعآورها تقسيم ميشوند.
اشكآورها:
اين عوامل به علت نداشتن خاصيت كشندگي و اثرات سوء جسمي (در شرايط كاربرد مناسب) جزء مهمترين گازهاي كنترل اغتشاش محسوب ميشوند.
مهمترين اجزاء اين گروه عبارتند از: CR، CA، BA، CN، CS و اسپري فلفل، قبلاً CN بيشترين استفاده را داشت و امروزه CS بطور وسيع جايگزين آن شده و بيشترين طيف استفاده از گازهاي اشكآور را دارد. CS در دهه 1960 بعنوان عامل اشكآور انتخابي نيروهاي پليس در سرتاسر دنيا شناخته شد. تركيبات كاملتري از آن چون CSL، CS1، CS2، CSX توليد شده است. CS ماده كريستالي جامد و سفيد رنگي است و بوي تند و تيزي شبيه فلفل دارد، به صورت دود سفيد رنگي با بويي شبيه شكوفه سيب آزاد شده و براي چندين ثانيه دوام مييابد. CN رايجترين وسيلهاي است كه براي محافظت شخصي تحت نام تجارتي مك (Mace) استفاده ميشود. البته امروزه با Capsaicin مخلوط يا جايگزين شده است (اسپري فلفل).
اثرات كلنيكي:
بدنبال متابوليسم CS مقداري سيانيد آزاد ميشود كه بطور معمول بواسطه آنزيم رودانز به سولفور متصل و به فرم تيوسيانيد در ميآيد و از طريق ادرار دفع ميشود. بعضي از دانشمندان علت مرگ در مسموميتهاي شديد با CS را بخاطر اثر سيانيد ميدانند.
گازهاي اشكآور احتمالاً از طريق مهار آنزيمهايي كه داراي گروه SH هستند، بر انتهاي اعصاب غشاء مخاطي چشم اثر ميكنند. CN بعنوان يك عامل آلكيله كننده قوي نيز مطرح است. CN در مقايسه با CS سميتر ميباشد و تأثيرش به عنوان اشكآور كمتر است و در نتيجه دوز آزار دهنده آن بالاتر است.
اين عوامل در پوست عموماً موجب، اريتم و سوختگي و درماتيت تماسي اوليه و در ماتيت تماسي آلرژيك (تماسهاي مكرر) ميشوند. احساس سوزش شديد چشمها، كونژكتيويت، قرمزي پلكها، بلفارواسپاسم، اشكريزش شديد و فتوفوبي از اثرات چشمي اين عوامل ميباشند. با توجه به اينكه اين عوامل بصورت آئروسل (پودر يا محلول) منتشر ميشوند، بنابراين بيشتر جذب آنها از مجاري تنفسي است.
اولين علامت تنفسي، احساس سوزش در گلو است كه به درد تبديل ميشود و به ناي و نايژهها توسعه مييابد. عطسه، سرفه،احساس خفگي، آبريزش بيني و گاهي اوقات خون دماغ خفيف نيز اتفاق ميافتد. در صورت استنشاق مقادير بالايي از اين عوامل احتمال آسيبهاي جبران ناپذير در مجاري تنفسي و بافت پارانشيم ريه (ادم منتشر ريه) وجود دارد كه ميتوانند فرد را از پاي درآورند.
تهوعآورها:
تركيبات اين گروه عبارتند از: DM، DC و DA كه بصورت آئروسل پراكنده و منتشر ميشوند و از طريق تنفس يا اثر مستقيم روي چشمها تأثير ميگذارند. از بين اين عوامل DM (ديفنيلآمينآرسين) عامل شناخته شدهتر و با اهميتتري ميباشد. هر سه عامل DM، DC و DA جامدهاي كريستالي هستند. بخار DM خالص (غليظ) به رنگ زرد مايل به سبز و بخار DC و DA سفيد رنگ بوده و در حالت رقيق شده با هوا كاملاً بيرنگ ميباشند.
اثرات كلنيكي:
DM از ساير عوامل سميتر است. اين عوامل عليرغم اينكه بيبو هستند مانند فلفلي قوي دستگاه تنفسي فوقاني را بشدت تحريك ميكنند، همچنين باعث عطسه غيرقابل كنترل، سرفه، تهوع و استفراغ ميگردند و در تمام بدن احساس ناراحتي ايجاد ميكنند. بعلاوه با تحريك چشمها موجب اشكريزش ميشوند. علائم ايجاد شده بوسيله DM پس از 5 الي 10 دقيقه به اوج خود ميرسد و 3-1 ساعت پس از تماس كاملاً از بين ميرود.
اين عوامل داراي اثرات سيستميك نظير درد، افسردگي، لرز، تهوع،كرامپ هاي شكمي، استفراغ و اسهال تا ساعتها پس از تماس ميباشند. از ديگر ويژگيهاي اين عوامل اين است كه اثرات آنها فوراً يا چند ثانیه پس از تماس ایجاد نمی شود و شروع علایم ممکن است چند دقيقه بتأخير بيافتد، در نتيجه افراد با اين باور كه اينها مؤثر نيستند ماسك نميگذارند.
اين عوامل در پوست ايجاد قرمزي، خارش، احساس سوختگي و وزيكول ميكنند. در چشم، DM سبب تحريك، سوزش و اشك ريزش چشم مي شود كه احتمالاً با بلفارواسپاسم و التهاب ملتحمه همراه است. اثرات ريوي آنها، ايجاد سوزش گلو، درد قفسهسينه و علائم شبيه به آسم ميباشد. احساس درد و احتقان بيني و سينوسها نيز اتفاق ميافتد. در مصدومين با اين عوامل سردرد شديد، بخصوص در ناحيه پيشاني وجود دارد. كاهش بارز فعاليتهاي ذهني از ديگر علائم ميباشد .
تدابير درماني:
اقدامات اوليه در برخورد با مصدوم: اولين قدم در امدادرساني، خارج كردن فرد از محيط آلوده و بردن وي به محلي امن و عاري از آلودگي است. لازمبذكر است كه پوشيدن دستكش و ماسك جهت امدادرساني ضروري ميباشد.
براي رفع آلودگي، مصدوم را در برابر باد و هواي تازه قرار داده و توصيه نمائيد چشمشهايش را باز نمايد و نفس عميق بكشد. از وي بخواهيد آبدهان و بيني خويش را كه احتمالاً حاوي مواد شيميايي است تخليه نمايد و از لمس كردن چشم و صورت با دستها خودداري كند. لباسهاي آلودهاش را درآورده و در كيسهاي قرار دهيد و درب آنرا محكم ببنديد. در صورت امكان بايستي پس از در آوردن لباسها، با دوش آب سرد كاملاً رفع آلودگي شود.
از سوختگي شيميايي در پوست و چشمها بوسيله شستشوي فراوان با آب جلوگيري نمائيد. در صورت وجود محلولهاي آلكاليني مثل تركيبات بي كربناتسديم 6% يا كربنات سديم 3% ، مي توان بوسيله آنها رفع آلودگي كرد. اين تركيبات با هيدروليز كردن عامل سريعاً علايم را بهبود ميبخشند. هنگام انجام تمام اين اقدامات تشويش مصدوم را برطرف نمائيد و به وي اطمينان دهيد كه مشكلاتش به سرعت رفع خواهد شد.
دارو درماني: در صورت وجود اريتم به همراه احساس خارش و سوزش ميتوان از لوسيون كالامين يا كورتيكواستروئيدهاي موضعي استفاده كرد. در صورت وجود التهاب و تاول ميتوان اقدامات لازم در رابطه با سوختگيهاي درجه 2 را در مورد آنها انجام داد. در درماتيتهاي تماسي حادوترشحدار، پانسمان و كمپرس مرطوب با محلول بارو (5/2 % آلومينيوم استات) براي 30 دقيقه، 3 بار در روز مفيد است. بلافاصله پس از كمپرس مرطوب بايستي از استروئيد موضعي استفاده كرد. اثرات ريوي چون سرفه، ناراحتي سينه و تنگي نفس خفيف معمولاً پس از 30 دقيقه تنفس در هواي تميز از بين ميروند.
عوارض جدي ريوي تنها در صورتيكه شخص با غلظتهاي بالا تماس يابد ديده ميشود.
در چنين شرايطي بايستي فعاليت بدني بيمار محدود و وي را تحت مراقبت ويژه قرار داد.
منبع:
http://www.bmsu.ac.ir
عوامل موثردرپيشروي....................................................................................................3
انواع ماموريت هاي انفرادي.............................................................................................4
عوامل جمع آوری اخبار .....................................................................................................7
زنده ماندن درشرايط سخت...............................................................................................8
تعريف بهداشت................................................................................................................9
تجهیزات انفرادی.............................................................................................................13
گشتی .............................................................................................................................13
هدف ازاموزش رزم انفرادي................................................................................................14
موضع وانواع ان..................................................................................................................16
انواع سنگرانفرادي.............................................................................................................17
استتار..............................................................................................................................18
عوامل موثر در پیشروی
1-داشتن برتری آتش نسبت به دشمن 2- اختفاء 3- سرعت 4- زمین
تکنیک خیز
خیز سریعترین روش برای حرکت از یک پناهگاه به پناهگاه دیگر بوده و از حالت درازکش به شرح زیر اجرا میشود.
1- به آهستگی سر را بلند کرده وموضع بعدی را انتخاب می نماییم. 2- به طور آرام سر را پائین آورده و بازوهای خود را به طرف بدن طوری جمع کنید که آرنجها پائین نگه داشته شوند. ضمناً دراین حال باید پای راست را قدری جمع کنید . 3- با راست نمودن بازوها و بلند کردن بدن ، روی دستها وبازوها قرار بگیرید. 4-روی پاهای خود پریده وپای چپ را جلو بگذارید. 5- به جلو خم شده و در حالیکه تفنگ را با هر دودست گرفته اید به شکل مارپیچ بطرف موضع جدید بروید. 6- قبل از به زمین زدن خود هر دو پا را روی زمین مستقر سازید . 7- روی زانوهای خود به زمین افتاده و همزمان دست راست خود را به سوی پاشنه قنداق بکشید. 8- به جلو بیفتید و با کمک قنداق تفنگ از افتادن کامل روی زمین خودداری کنید. 9- سنگینی بدن را روی طرف چپ قرار داده و با دست راست ته قنداق تفنگ را در گودی شانه راست بگذارید و به موضع آتش بغاطید. 10- هراندازه که ممکن است به زمین چسبیده واگر تصور می کنید که از طرف دشمن دیده می شوید به سمت راست یا چپ که اختفاء وپوشش داشته باشد بخزید. 11- در گودترین نقطه زمین قرار گرفته و سپس به جلوخزیده بطوریکه شعاع چشم شما زیرهدف قرار گیرد.12- در صورتیکه دستور تیراندازی داشته باشید تیراندازی نمایید.
تکنیک خزیدن
با در نظر گرفته پوشش و اختفاء موجود و همچنین سرعت مورد نظر ، این کار را می توانید در دو روش زیر انجام دهید:
1- خزیدن کوتاه : وقتی که پوشش و اختفاء کم و شرایط دشمن خوب باشد انجام می شود.
2- خزیدن بلند: وقتی که پوشش و اختفاء موجود و قدرت دید کم و سرعت بیشتری مورد نظر باشد انجام میشود.
انواع ماموریت های انفرادی
1- نگهبان صحرائی 2- دیده ور 3- پیام رسان 4- رابط
نگهبان صحرائی
نگهبان صحرائی سربازی است مسلح که به منظور پاییدن یک منطقه و جلوگیری از غافلگیر شدن گمارده می شود. نگهبان صحرائی معمولا توسط پاسگاه های مراقبت یا عده ای در حال توقف گمارده می شود. محل او نزدیک یگان در حدود 100 متری و درجایی انتخاب می شود که بتواند فرمانده خود را زود خبر کند.
شرایط محل نگهبان صحرائی
1- دارا بودن حداکثر میدان دید و تیر 2- داشتن اختفاء و استتار و پوشش 3-راحت بودن هنگام پاییدن
وظایف نگهبان صحرائی
1- سمت و منطقه خود را دانسته وبا پاییدن دائمی آنچه را می بیند گزارش می دهد.
2- همواره برای روبه رو شدن با دشمن آماده باشد.
3-عابرین و کسانی را به پاسگاه نزدیک می شوند متوقف می نماید.
اعمالی که برای نگهبان صحرائی ممنوع می باشد:
1- ترک پست 2- خوابیدن 3- حرکت کردن بی مورد 4- استعمال دخانیات 5 – دادن اجازه عبور به اشخاص غیر مجاز 6- حرف زدن یا درآوردن صدا 7- غذا خوردن 8- پیچیدن سر وگوش به نحوی که نتواند بشنود 9- نظافت جنگ افزار 10- ادای احترام 11- کلیه اعمالی که سبب غفلت در انجام وظیفه و یا جلب توجه دشمن می گردد.
دیده ور
دیده ور سربازی است مسلح که به منظور پاییدن منطقه و جلوگیری از غافلگیری یگان مربوطه در هنگام حرکت به جلو ، پهلوها یا عقب اعزام میشود.
طرز عمل دیده ور
1- پیش از حرکت بایستی تفنگ خود را پر وضامن کرده و نیزه فنگ نموده و به حالت به دستفنگ حرکت نماید.
2- با فرمانده تیم و دیده وران مجاور ارتباط نظری داشته و آن را حفظ نماید.
3- به کلیه عناصر دشمن که در تیررس اومی باشند آتش می کند و دشمنی را که در خارج از برد موثر تفنگ دیده می شود با علامت دشمن پدیدار شد گزارش می نماید. (با استفاده از علائم دست و بازو )
4- هنگام برخورد با دشمن با خیزهای سریع و کوتاه خود را به نخستین پناهگاه که برای دیدبانی مناسب باشد می رساند و با اجرای دیدبانی محل استعداد دشمن را مشخص کرده و فرمانده تیم یا گروه خود را آگاه می سازد.
5- در صورتیکه به گشتی دشمن برخورد کرده و گشتی مذبور در حین عقب نشینی از سمت دیده ور بود نباید او را دنبال کرده و از سمت خود منحرف شود.
تعریف پیام و انواع آن
پیام عبارتست از خبری که یک شخص به شخص دیگر و یا یگانی به یگانی دیگر به وسیله یکی از وسائل ارتباطی ارسال می گردد.
1- پیام زبانی 2- پیام نوشتاری یا کتبی
تعریف پیام رسان
پیام رسان سربازی است که پیام زبانی یا نوشته ای را به صورت سواره یا پیاده از یک محل به محل دیگر می رساند.
تجهیزات پیام رسان
1- قطب نما 2- جنگ افزار انفرادی 3- سایروسایل از قبیل چراغ قوه ، ساعت ، نقشه و کتابچه یادداشت
انواع پیام رسان
1- جدولی : پیام رسانی است که در ساعت معین از نقطه ای به نقطه دیگر در مسیر معین وبرابر جدول زمانی اعزام می گردد.
2- ویژه : پیام رسانی است که در صورتیکه پیام یا دستور خیلی فوری و مهم باشد از پیام رسان ویژه استفاده می شود.
3- زوجی : پیام رسانهایی هستند که درماموریت مشکل وخطرناک از یک یا دو مسیر جداگانه اعزام می گردند.
تعریف رابط
به نفراتی گویند که برای حفظ ارتباط نظری بین دو عده ای که در دو مسیر موازی با یکدیگر حرکت می کنند گمارده می شوند.
اطلاعات رزمی
به دانستنیهایی از قبیل جو ، زمین و دشمن گفته می شود که فرمانده از آنها در پیش بینی عملیات و اجرای آن استفاده می نماید.
اخبار وانواع آن : آنچه که از جو ، زمین یا دشمن به دست آمده ولی درستی یا نادرستی آن هنوز روشن نیست . 1- اخبار مثبت 2- اخبار منفی
اطلاعات
اخباری که پس از بررسی و تائید پذیرفته شده اند.
عوامل جمع آوری اخبار
1- جاسوسان 2- آورگان جنگی 3- اسرای جنگی 4- یگانهای در خط 5 – مفسرین 6- زندانیان جنگی
منابع اخبار
1-نفرات دشمن 2- مدارک دشمن 3- وسائل دشمن 4- فعالیتهای دشمن
اعمالی که باید در مورد زندانیان جنگی انجام داد:
1- بازرسی : از نظر جنگ افزار ومدارکی که همراه دارند تا آنها را از بین نبرند.
2- جداکردن : افسران ، درجه داران ، سربازان و غیر نظامیان را باید جدا کرد تا فرماندهان افراد خود را تشویق به فرار نکند.
3- سکوت : زندانیان جنگی نباید با هم صحبت کنند تا نتوانند در مورد راههای فرار مشورت کنند.
4- سرعت عمل : هرچه زودتر باید آنها را به عقب تخلیه تا بتوان آنها را سریعاً بازجویی و از اطلاعات بدست آمده استفاده کرد.
5- محافظت : باید سالم به بازداشتگاه برسند و نباید کسی به آنها اهانت نماید و نباید کسی به آنها غذا بدهد.
اعمالی که باید درموقع اسارت یا دستگیری توسط دشمن انجام داد:
1) همیشه از اصول سربازی و شرافت سربازی پیروی نماید . 2- اگر اسیر شدید به هر روشی که ممکن است به مقاومت ادامه دهید .3- از هر موقعیت برای فرار خود ودیگران استفاده نمائید و دیگران را هم کمک کنید. 4- با دشمن هیچهمکاری نکرده و هیچ خبری را از رفقای خود به دشمن ندهید . 5- اگر از شما سوال شد فقط اسم ، شهرت ، درجه ، خدمتی ، و تاریخ تولد خود را بگویید.
زنده ماندن در شرایط سخت
زندگی سختی که هر سرباز در مدت گریز از اسارت یا دستگیر شدن تا رسیدن به یگان خودی انجام می دهد.
چگونه در شرایط سخت آب تهیه کنیم:
1- با استفاده از شبنم های صبحگاهی 2- با کوبیدن ساقه ها و برگهای درختان 3- با استفاده از چاله که با پلاستیک پوشیده شده و درون آن گیاه گذاشته می شود.
شرایط یک پناهگاه
1- در دسترس بودن غذا 2- نزدیک بودن محل آب 3- محفوظ بودن از باد و طوفان 4- مخفی بودن از دید دشمن
منظور از آموزش رزم شبانه
1- افزایش توانایی دید درشب 2- از بین رفتن ترس و هراس سربازان از تاریکی 3- بکار بردن صحیح و به موقع جنگ افزار و وسائل انفرادی 4- آشنایی با فنون و حرکات در شب و نگداری سمت 5- بالا بردن میزان جنگجویی سربازان برای شرکت در رزم شبانه
اصول دید در شب
1- چشم خود را به تاریکی عادت دهیم 2- به طور نامنظم به اطراف نگاه کنیم 3- از دید کناری استفاده کنیم
مناطق خطرناک
محلی که در آنجا سرباز در معرض دید و تیر دشمن قرار دارد . عبارت است از:
1- شبکه های سیم خاردار 2- میادین مین 3- جاده ها 4- کوره راهها 5- دهکده های زیر دید دشمن
عواملی که به دید در شب لطمه می زند:
1- کمبود ویتامین آ در بدن 2- سرما خوردگی ، سردرد و خستگی زیاد 3- استعمال سیگار و مواد مخدر
قواعد اختفاء در شب
1- در افق باز نایستد زیرا انسان در شب به خوبی نمایان است . 2- برای اختفاه از بوته ها و درختان خشک استفاده نکنید زیرا تولید صدا می کند . 3- از ایجاد هر نوع روشنایی خودداری کنید. 5- خود را با زمینه اطراف همرنگ سازید.
تعریف بهداشت
کلیه اعمالی که برای حفظ تندرستی انجام می شود بهداشت گویند.
مهمترین اقدامات برای حفظ تندرستی
1- تمیز نگهداشتن اعضای بدن 2- ورزش مداوم و مناسب 3- خواب به موقع و کافی 4- تغذیه خوب 5- اجتناب از مواد مخدر 6- رعایت دستورات بهداشتی
تعریف کمکهای نخستین
مراقبتهای لازم از مجروحین و بیماران پیش از رسیدن مامورین بهداری.
مراحل نجات بخش
1- بند آوردن خون 2- باز کردن راه هوا 3- پوشانیدن زخم 3- جلوگیری از شوک و درمان آن
علائم شوک
1- رنگ پریدگی 2- تشنگی 3- لرزش بدن و عصبی شدن 4- عرق زیاد و سر 5- ضعف
زخمهایی که مستلزم کمکهای ویژه هستند :
1- سینه 2- شکم 3- فک 4- سر 5- سوختگی ها 6 – شکستگی ها
روشهای حمل مجروحین
1- حمل استمدادی 2- حمل با تخت روان بهداری با نوع ابتکاری آن 3- حمل روی دست 4- حمل به وسیله کشش با گردن 5- حمل روی پشت 6- حمل پشت به پشت 7 – با استفاده از بند تفنگ یا دو عدد فانسقه
روشهای تنفس مصنوعی
1- روش دهان به دهان 2- روش دهان به بینی (این روش در مورد مجروحین دهان یا فک اجرا می شود.
پیشگیری یا درمان
بند آوردن خون و یا باز کردن راه هوا و پوشانیدن زخم از عوامل اساسی در معالجه یا درمان شوک به شمار می رود. ولی در هر حال بایستی مجروح را در وضع راحتی بخوابانید . کوله پشتی و تجهیزاتش را بگیریدو خیلی به ملایمت و با احتیاط با او رفتار کنید جز در موارد ضروری او را حرکت ندهید ولی اگر مجروح در وضع ناراحتی خوابیده و شکستگی ظاهری ندارد می توانید او را در وضع بهتری بخوابانید. چنانچه بیمار آسیب یا زخم در ناحیه سر و فک و سینه ندارد سر و شانه های او را پائین تر از سایر قسمت های بدن قرار دهید تا خون بیشتری به مغز او برسد . فرد زخمی شده را به کمک پتو ، کت و سایر پوشاک گرم نگه دارید. اگر مجروح بیهوش نیست به او مایعات گرم بدهید.
مراقبت از پاها
ناخنهای خود را به شکل مستقیم کوتاه کنید تا به داخل گوشت فرو نرود. – از جورابهای اندازه استفاده کرده وجورابهای پاره را نپوشید.- پیش از راهپیمایی پوتینهای خود را امتحان کرده که تنگ یا گشاد نبوده ومیخ هم نداشته باشد.
مارگزیدگی
شخص مارگزیده نباید راه برود.- هر قدر ممکن است باید او را آرام نگه داشت .- در موقع مارگزیدگی از رگبند بین محل مارگزیدگی و بدن استفاده شود. – اگر ماده ضد عفونی کننده دارید فوراً بمالید .- یک تیغه ریش تراش در مقابل شعله آتش بگیرید تا ضد عفونی شود.- در محلل فرو رفتن دندانهای مار بریدگی به شکل (×) به طول و عمق 6 میلی لیتر ایجاد کنید.- محل بریدگی را بمکید و اب دهان را که خونی است مرتب بیرون بریزید.- عمل مکیدن را حداقل 15 دقیقه ادامه دهید و بعد رگبند را به مدت 10 ثانیه شل کرده ودوباره محکم کنید و مکیدن را ادامه دهید و آنگاه شخص مارگزیده را فوراً به بهداری منتقل کنید و بهتر است عمل مکیدن را ادامه دهید.
گرما زدگی
حالت خیلی سختی است که گاهی با مرگ و میر همراه است . – بیماران گرما زده با پوست بدن خشک و قرمز درخشان ، معمولاً دچار تب شدید و بیهوشی گردیده و گاهی هم هذیان میگویند.
علائم
در محیط گرم اگر کسی عرق نکرده و پستش خشک گردیده و حرارت بدنش بالا رود این علائم را باید با خطراتی تلقی نمود.
درمان :
این نوع بیماری را بهتر است در آب خنک ( حتی اگر یخ در آن نباشد بهتر خواهد شد) فرو ببرید و روی بدن اوآب بپاشید .- به مصدوم آب نمک خنک بدهید و خنک کردن بیمار در هنگام تخلیه او باید ادامه یابد.
سرما خوردگی
روش پیشگیری
برای پیشگیری این عارضه باید لباس خنک و نسبتا گشاد بپوشید. کفشهای مناسب و دستکش که جای شست جدا وچهار انگشت دیگر با هم باشند خیلی خوب است . – لباسهای خیس را نپوشید. – در موقع فعالیت لباس کمتری بپوشید تا از عرق کردن و یخ زدن بعدی جلوگیریبه عمل آید .- دست برهنه یا لبهای خود را به فلز (قمقمه و وسائل غذا خوری )نزنید زیرا یخ می بندد.
درمان :
پوشاک یخ زده را درآورید.- قسمت یخ زده را سریعاً با آب ولرم و هوای گرم وغیره گرم نگه دارید.- شخص سرما زده را در پتو پیچیده و مشروبات گرمبه اوبدهید. – پس از آنکه عضو یخ زده نسبتاً گرم شد آن را به ملایمت در یک پارچه خشک وتمیز ضدعفونی شده پیچیده و تاولهای آن را باز نکنید .
تعریف جیره و انواع آن
1- جیره عادی 2- جیره اردویی 3- جیره عملیاتی 4- جیره اضطراری 5- جیره دانشجویی
آماد آب
سلسله اقداماتی که آب مورد نیاز یگانها را در شرایط مختلف رزم با رعایت اصول بهداشتی به حد کافی تامین و توزیع می کند.
در هر گروهان کیسه برزنتی به ظرفیت 136 لیتر موجود است که قادر است در هر ساعت 270 لیتر آب را تصفیه کند و بدین ترتیب در کلیه شرایط رزمی نیازمندی آب یگان را تامین می نماید. علاوه بر امکانات فوق قرصهای تصفیه آب تحویل داده شده که در موقع ضروری که با انداختن در داخل قمقمه یا ظرف آب مصرفی را ضدعفونی می نمایند. بهترین طریق در صورت استفاده از کلیه طرق بالا یا جوشانیدن آب و سپس مصرف آن است. (آب باید حاقل یک دقیقه بجوشد.)
وسائل حمل آب در یگانها
1- گروهان : مخزن 1514 لیتری 2- دسته : گالن 20 لیتری 3- گروه : سطلهای آب برزنتی 4- افراد: قمقمه
بار مبنا
مقدار مهماتی که با پرسنل و وسائل یگان حمل می شود.
تجهیزات انفرادی
عبارت است از وسائل و ساز و برگ که یک سرباز در حالات مختلف رزم و تمرینات صحرائی به آن نیازمند است.
انواع تجهیزات
1- بار همراه 2- بسته خواب 3- کیسه انفرادی
بار همراه
بار همراه اقلامی از تجهیزات انفرادی است که یک سرباز در میدان رزم به آن نیازمند است . مانند : کلاه آهنی بسته زخم بندی ، غلاف سرنیزه ، قطب نما ، کوله پشتی ، پلا تشخیص هویت ، کلید کنسرو ، کیف نخ سوزن ، جیره اضطراری ، یک دست لباس اضافی ، کمربند برزنتی ، بند حمایل ، جنگ افزار سازمانی ، جای خشاب ، جلد نارنجک دستی ، بیل و کلنگ ، قاشق ، چنگال ، کارد ، قمقمه با جلد ، وسائل نظافت شخصی ، قند ،چای و یقلاوی
بسته خواب
وسائلی است که با خودروی یگان حمل می شود و عبارتند از : زیلو ، دو تخته پتو ، نیم تخته چادر انفرادی با وسائل همراه.
گشتی
افراد برگزیده و سازمان یافته از یک یگان برای انجام ماموریتهای رزمی و یا شناسائی جدا شده و اعزام می گردند سازمان آن بستگی به ماموریت آن دارد.
اهمیت گشتی
گشتی با دارا بودن مهارت زیاد آفندی مشخص گردیده و افراد آن بایستی با ابتکار و ورزیدگی بتوانند دور از پشتیبانی یگان اصلی در منطقه دشمن انجام وظیفه نمایند. گشتی در شرایط جنگهای چریکی نیز به خاطر توانایی در سلب نمودن آزادی چریکها ، محدود ساختن عملیات و کاهش نفوذ آنها در مردم شایان اهمیت می باشد.
انواع گشتی
1-گشتی شناسائی : برای کسب خبر از دشمن و یا تحقیق درباره درستی یا نادرستی اخبار به دست آمده قبلی اعزام می شوند ، این گشتی معمولاً تلاش می کند که از برخورد با دشمن دوری نماید.
2-گشتی رزمی : برای ایجاد تامین ، اذیت کردن و از بین بردن دشمن و تخریب تاسیسات و ساز و برگ ، اعزام و این گشتی نیز بایستی اطلاعات رزم را اعم از اینکه ماموریت او بستگی داشته یا نداشته باشد جمع آوری و گزارش نماید.
نکات مهم در گشتی
1- کنترل گشتی 2- شمارش و آمادگی 3- دور از نمایان شدن 4 سمت یابی 5- عبور از مناطق خطرناک
هدف از آموزش رزم انفرادی
1- کشتن 2- کشته نشدن
انواع اقدامات در برابر جنگ افزار های دشمن
1- اقدامات عامل : به اعمالی گفته می شود که سرباز برای از بین بردن یا خنثی نمودن دشمنی که خطر ایجاد می کند به کار می رود . مثلا تیراندازی به دشمن ، انداختن نارنجک روی دشمن و ایجاد دود برای دیده نشدن .
2- اقدامات غیر عامل : به اعمالی گفته می شود که سرباز برای حفظ خود و کاهش اثرات آتش دشمن انجام می دهد . این اقدامات با آتش همراه نبوده بلکه معمولاً مبنی بر پراکندگی ، استتار ، اختفاء ، پوشش و فریب می باشد.
پوشش
حائلی که سرباز را در برابر آتش دشمن حفظ کند که بر دو نوع است : 1- طبیعی 2- مصنوعی
اختفاء
عبارت است از حفاظت در برابر دید و تیر دشمن که ممکن است طبیعی یا مصنوعی باشد
قواعد اختفاء
1-از حرکت بیهوده خودداری کنیم 2- از تمام وسایل اختفاء استفاده شود 3- در هنگام دیدبانی پائین تر قرار گیریم 4- از خط افق دوری کنیم 5- اشیا براق را نمایان نسازیم 6- سکوت را رعایت کنیم 7 خطوط منظم پیرامون اشیا را بهم نزنیم .
دیدبانی
طرز پاییدن یک منطقه را دیدبانی گویند . سربازانی که در خط هستند باید دایم مراقب سمتهای خطر بدون اینکه خود را در معرض دید دشمن قرار دهند باشند . سرباز برای غافلگیر نشدن همیشه دشمن را خواهد پایید و برای اینکه عده ای از آنها بتوانند استراحت نمایند یک تعدادی مراقبت از سمتهای خطر را بر عهده می گیرند.
شرایط محل دیدبان
1- دارا بودن حداکثر میدان دید 2- داشتن پوشش و اختفاء 3- دور بودن از نقاط مشخص 4- داشتن زمینه تاریک
شرایط زمین برای تیر اندازی
1- دارا بودن دید و تیر دست کم تا برد مفید جنگ افزار مربوطه 2- داشتن پوشش و اختفاء 3- مانع تیراندازی دیگران به ویژه تیربارها نگردد. 4- محل آن برای تیراندازی تا حد امکان راحت باشد.
تیراندازی نزدیک شده و به آن چسبید . – سنگرهای تنگ و گود بهترینحفاظت را علیه تیرهای دشمن تامین می کند.- در مسافت های نزدیک یک مانع یا برآمدگی کوتاه برای حفاظت مناسب است به شرط آنکه قطر آن کافی باشد.
با خط سیر منحنی : برای محافظت از گلوله های سوختار محترقه باید در یک محل باریک و گود قرار گرفت تا ترکش گلوله ها از بالای سر عبور کند . در صورت عدم امکان باید در محلی قرار گرفت که از همه طرف حائلی داشته باشد. در برابر گلوله های افشان کلاه آهنی سرباز و سرپناه سنگرها به قطر دو پا مناسب می باشد.
موضع و انواع آن
محل یک یگان ، جنگ افزار یا سرباز که از آنجا به دشمن تیراندازی می شود موضع گویند. این محل برای جنگ افزارهای سنگین موضع تیر نامیده می شود.
1- موضع اصلی 2- موضع یدکی 3- موضع فرعی
شرایط موضع
1- داشتن میدان تیر و دید 2- دارا بودن اختفاء و پوشش 3- داشتن ارتباط با مواضع مشاور 4- از نظر جنس زمین تا می شود به وسیله وسائل انفرادی قابل کندن باشد 5- حداکثر حفاظت را با کمترین زمان و کار تامین نماید 6- در سمتهای مختلف امکان تیر داشته باشد.
موضع تعجیلی یا بدون فرصت
موضعی است که آنرا سرباز در زیر آتش دشمن و با استفاده از گودیها ، حفره ها ، شیارها و قیفهای انفجاری تهییه می نماید این نوع موضع و سنگرها ممکن است دراز کش یا نشسته باشد.
موضع با فرصت
موضعی که در صورت داشتن وقت کافی و با در نظر گرفتن شرایط یک موضع خوب ایجاد می شود.
انواع سنگر انفرادی
1- یک نفره : این سنگر را می توان با استفاده از قیفهای انفجاری در محلهای مناسب یا از سنگرهای درازکش که به طور تعجیلی تهیه گردیده اند تکمیل و آماده نمود.
2- دونفره : - توسط دو نفر در شرایط مختلف رزم به منظور حفظ جان و اجرای آتش موثر تهیه و از آن استفاده می شود.- تهیه آن به کمک دو نفر خیلی آسان بوده و در هنگام کار یکی حفاظت را برقرار و دیگری سنگر را حفر می کند.- سنگر دو نفره آسایش و استراحت بیشتری را برای افراد تامین می نماید زیرا یکی استراحت و دیگری می تواند به حال آماده باشد. – در صورت زخمی یا مجروح شدن یکی از افراد سنگر بدون پدافند نمی ماند. – مشخصات سنگر دو نفره مانند سنگر یک نفره بوده فقط طول آن بیشتر و حدود شش پا می باشد.
3- دراز کش : - در مناطق عقب و در اردوگاهها برای محافظت در برابر آتش توپخانه و هواپیما از سنگر درازکش می توان استفاده نمود. – عرض و عمق این سنگر دو پا و طول آن به اندازه قد نفر خواهد بود. – این سنگر باید به خوبی استتار شده و از محل زیست سرباز تا آنجا بیش از چند ثانیه راه نباشد.
مشخصات سنگر انفرادی یک نفره
1- عرض سنگر باید به اندازه عرض شانه سربازی که از آن استفاده می کند باشد. 2- طول سنگر به اندازه ای باید باشد که ابزارهای سنگرکنی بتواند در داخل آن کار کند . 3- عمق سنگر باید به اندازه عمق یک سرباز باشد. 4- سکوی آتش از کف سنگر یک پا و نیم بالاتر و از سطح زمین معمولا با اندازه چهار پا پائین تر 5- باید چاله آبی جهت جمع آوری آب در وسط سنگر حفر شود. – 6- باید چاله نارنجکی به منظور حفاظت جان سرباز که ار انجار نارنجک دشمن که بداخل سنگر پتاپ می شود حفر کرد . طول به اندازه یک پا و نیم و شیب داخل 30 درجه و شیب 10 درجه بطرف چاله نارنجک . 7- خاکریزی در اطراف سنگر بعنوان جان پناه به ضخامت 3 پا و ارتفاع آن از زمین نیم پا آماده کرد. 8- آرنجگاهی جهت گذاشتن آرنج در موقع تیراندازی بین لبه سنگر تا لبه داخلی خاکریز حفر کرد.
استتار
به مجموعه اقداماتی گفته می شود که باعث جلوگیری از کشف محل ما برای دشمن انجام می گیرد یا همرنگ کردن خود و وسائل با محیط به طوری که باعث جلب توجه دشمن نگردد.
اصول استتار
1- انتخاب محل 2- انضباط استتار 3- ساختمان استتار
عوامل تشخیص یا شناختن
1- وضعیت نسبی 2- شکل 3- سایه 4- بافت 5- رنگ 6- حرکت
روشهای استتار
1- پنهان کردن 2- همشکل کردن 3- فریب دادن
قواعد استتار
1- از تمام حفاظتهای موجود باید استفاده نمود . 2- شکل ، سایه ، بافت و رنگ اشیاء را نباید بهم زد. 3- تهیه مواضع بایستی از آغاز تا پایان کار همراه با استتار باشد . 4- استتار بیش از حد موجب کشف مواضع می شود . 5 در موقع به کار بردن اشیاء طبیعی در استتار بایستی برنگ آنها با توجه به محیط افراد دقت نمود. 6- در پایان استتار باید آن را از دید دشمن بازدید نمود.
منظور از حرکات در رزم
1- نزدیک شدن به دشمن برای دستگیر کردن یا کشتن او 2- دور شدن از دشمن به سبب الزامات تاکتیکی 3- جابه جا کردن عده ها و نفرات برای مقابله با دشمن .
پیشروی
در نزدیکی دشمن ، حرکت به سوی دشمن را پیشروی گویند.
انواع پیشروی
1- پیشروی مخفی 2- پیشروی نمایان 3- پیشروی مختلط
1- تصفيه ، كنترل و مهار آلودگي پرتوزا در محيط آب و خاك در شرايط اضطراري..................5
1-1- آب سطحي···································································································· 5
1-2- آب زيرزميني ··········································································································· 8
1-3- خاك سطحي ············································································································ 9
1-4- پاكسازي معابر و جاده ها ·········································································· 13
2- روشهاي كنترل و مهار آلودگي در محيطهاي گياهي و جانوري در حوادث هسته ا········· 14
2-1- روشهاي كنترل و مهار آلودگي در محيطهاي گياهي در حوادث هسته اي·························· 14
2-2- رفع آلودگي راديواكتيو از حيوانات ··································································· 18
منابع ومراجع ························································································· 24
- چکيده
روشـهاي كنترل و مهار آلودگي آب و خاك در حوادث هسته اي از مهمترين مباحث هم در
زمينه هاي نظامي و هم در موارد غيرنظامي و شهري مي باشد. يکي از مهمترين موضوعات در مهندسي پدافند غير عامل ، استفاده از روشهاي مهندسي درتصفيه، مهار ، کاهش اثرات و کنترل عوامل
هسته اي در ميادين جنگ ،حملات تروريستي وپدافند شهري مي باشد. در اين مطالعه مواردي از روشهاي بکار گرفته شده در تصفيه ،مهار،کاهش اثرات و کنترل عوامل هسته اي پس از حــادثه هسته اي آورده شده است.
ازجمله روشهاي تصفيه ، مهار،کاهش اثرات و کنترل عوامل هسته اي در محيط آب مي توان به روش Phytoremetiation اشاره نمود اين روش يك روش موثر جهت حذف آلودگي از خاك، آب زيرزميني،و آب سطحي مي باشد.يكي ديگر از موثرترين روشهاي كنترل آلودگي آب سطحي در حادثه هسته اي استفاده از روش dilution مي باشد .اين روش رقيق سازي توسط آب مي باشد .
ازديگر روشها، استفاده از رس جهت ريختن در كناره ها و درون آب جهت ته نشين شدن در كف آب، افزودن آهك به درياچه ها ، سدها و منابع آبي آلوده شده در حوادث هسته اي، افزودن پتاسيم به درياچه ها و سدها و منابع آبي، جلوگيرياز ورود روانابهاي آلوده که در واقع سبب افزايش آلودگي منابع آبي نظير رودخانه ها، كه نياز آبي آشاميدني را تامين مي کنند، تغيير مسير آبهاي وارده به منطقه آلوده، جهت جلوگيري از آلودگي آبهاي سطحي ، استفاده از مواد شيميايي(crownb – dicyclohexyl18 ,crown ethers) که اين ماده بصورت انتخابي استرنسيوم -90 را تا مقادير 90% حذف مي نمايد. همچنين استفاده از زئوليت جهت حذف سزيم نيز اشاره شده است .
لازم به ذکراست با توجه به ماهيت و حرکت آلودگيهاي راديو اکتيو احتمال آلودگي آبهايي نظير چشمه و چاهبسيارکمترمي باشد ليکن روشهاي پمپاژ و تصفيه و حفاظت طولاني مدت منابع آب زير زمينياز روشهاي مهم در کنترل و تصفيه آبهاي آلوده زير زميني مي باشد.
خاک سطحي نيز از بستر هاي مهم در آلودگي راديو اکتيو و موثر برانسان ميباشد. اين موضوع از آن نظر حائزاهميت است که تعليق مجددآلودگي بر اثر فرآيند هاي آب و هوايي مي تواند بسيار خطرناک باشد.
- برداشت خاك سطحي و دفن آن
- برداشت خاك سطحي زمينها و مزارع
- ساخت موانع ، خاكريزها و در نهايت سدها جهت جلوگيري از فرسايش خاك آلوده
- اسكرابر كردن خاك سطحي
- پوشش خاك آلوده بوسيله رولهاي پلاستيكي
- افزودن آهك به خاك زمينهاي كشاورزي
- پوشش دادن خاك
- استفاده از مواد تثبيت كننده و فيكساتورها به خاك
- افزودن افزودني هاي خاص به خاك نظيرپتاسيم
- شخم زدن در اندازه عميق خاك
از جمله روشهاي موثر درتصفيه ، کنترل و مهار آلودگي در بستر خاک ميباشد.
يکي ديگر از محلهاي مهم درعمليات رفع آلودگي پاکسازي جاده ها و معابر عبوري مي باشد
روش Wet vaccaming و روش Pressure Water دو روش بسيار موثر با استفاده از امکانات و ادوات شهري موجود در شهرداري ها مي باشد که با استفاده از تمهيداتي مي توان در رفع آلودگي سريع از آنها استفاده نمود.
رفع آلودگي از بسترهاي گياهي و جانوري نيزدراين مطالعه مورد بررسي قرارگرفته است که درمتن بطورمشروح به آن پرداخته شده است.
1- تصفيه ، كنترل و مهار آلودگي پرتوزا در محيط آب و خاك در شرايط اضطراري
دراين بخش روشـهاي كنترل و مهار آلودگي آب و خاك بكار گرفته شوده و يا بهينه جهت بكارگيري پس از حــادثه هسته اي تعريف شده و موارد مربوط به هريك آورده شده است. اين بخش روشهاي كنترل آلودگي درآبهاي سحطي و زيرزميني و خاك هاي سطحي را دربر دارد.
1-1- آب سطحي
الف- تصفيه آب سطحي بوسيله روش Phytoremediation (5)،(4)،(3):
براساس مطالعات انجام شده چنين آمده است كه يكي از روشهاي بكار گرفته شده جهت تصفيه آب سطحي آلوده پس از حادثه هسته اي انجام روش Phytoremediation مي باشد. اين روش يك روش موثر جهت حذف آلودگي از خاك، آب زيرزميني،و آب سطحي مي باشد. با استفاده از گياهان مناسب مي توان تصفيه آب هاي سطحي آلوده را با درنظر گرفتن شرايط اين روش انجام داد.
تعريف و شرح فرآيند اين روش در بخش مربوط به تصفيه آب زيرزميني آورده شده است.
ب- كنترل آلودگي آب سطحي به روش dilution(13)،(11) :
يكي از موثرترين روشهاي كنترل آلودگي آب سطحي در حادثه هسته اي استفاده از روش dilution مي باشد .اين روش رقيق سازي توسط آب مي باشد .معمولاً آبهاي سطحي اعم از رودخانه ، درياچه،سد و غيره داراي حجم و دبي هاي مشخص هستند كه مي توان با محاسبات مربوط به هر منبع آبي ميزان توانايي دقيق سازي هريك را متوجه شد و يا با اختلاط آب دو منبع آبي اين عمل را انجام داد . اين روش يك روش مهندسي و سفيد موثر ميباشد.
ج- تصفيه آب سطحي آلوده بوسيله ريختن رس در كناره ها و درون آب(13)،(12):
يكي از روشهاي كاربردي جهت مقابله با آلودگي آبهاي سطحي توسط ريزش اتمي و يا آلودگيهاي ديگر استفاده از رس جهت ريختن در كناره ها و درون آب جهت ته نشين شدن در كف آب مي باشد. اين عمليات بيشتر براي سدها و درياچه ها قابل انجام است . با افزودن رس به كناره ها و درون آب ، راديونوكلويئدها جذب رس شده و پس از جذب مي توان رس آلوده را برداشت كرده و جهت مراحل بعدي انتقال داده و مجدداً رس پاكيزه را جهت ادامه فرآيند جايگزين نمود.
د- افزودن آهك به درياچه ها ،سدها و منابع آبي(7):
براساس مطالعات انجام شده ، افزودن آهك به درياچه ها ، سدها و منابع آبي آلوده شده در حوادث هسته اي ميتواند ميزان آلودگي را تا حد مناسبي پايين آورد. اين عمل در واقع همان عمليات ترسيب شيميايي راديونوكلويئدها مي باشد.كه بصورت معمول در تصفيه آبها قابل انجام بوده و انجام ميشود. تفاوت اين عمليات با تصفيه آب فقط در ميزان ابي است كه بايد بصورت يكجا برروي آن فرآيند صورت گيرد. در واقع اين عمليات به نوعي يك پيش تصفيه مي باشد.
ه- افزودن پتاسيم به درياچه ها و سدها و منابع آبي(7):
اين عمليات را در واقع مي توان به نوعي حفاظت از اكوسيستم گياهي منابع آبي دانست با انجام اين عمل ، از اين گياهان حفاظت شده و سزيم جذب آنها نشده و پتاسيم جذب گياه ميشود. با انجام اين عمل ، انتقال آن بموجودات آبزي نيز به حد كمتري مي رسد. پس از انجام عملياتهاي شماره 4 و5 بوسيله روشهاي مختلف سعي ميشود تا اين منابع اختلاط داده شوند وسبب رسوب مواد راديواكتيو شوند.
و- جلوگيري از ورود رواناب هاي سطح منطقه آلوده شده به منابع آبي(2)(26):
پس از حادثه هسته اي چرنوبيل جهت جلوگيري از افزايش آلودگي منابع آبي نظير رودخانه ها، كه در واقع نياز آبي آشاميدني كيف را تامين مي كردند اما مهندسي صورت گرفت و روانابهاي سطحي منطقه جمع آوري گرديده و موانعي برسر راه رسيدن به رودخانه قرار گرفت. با احداث حوضچه هايي آب آلوده مي تواند جمع آوري شود و سپس تصفيه گردد.
ز- جلوگيري از ورود آبهاي سطحي به منطقه آلوده شده(26):
جهت جلوگيري از آلودگي آبهاي سطحي دريك حادثه هسته اي مي توان آبهاي ورودي به منطقه حادثه ديده را تغيير مسير داده و از آلوده شدن ابهاي تميز جلوگيري نمود. اين عمليات در واقع يك عمليات مهندسي پيشگيرانه است. و احتياج به تجهيزات فني و مهندسي جهت تغيير مسير رودخانه ها و ديگر منابع آبي دارد.
ح- استفاده از مواد شيميايي(crownb – dicyclohexyl18 ,crowm ethers) (25)
اين روش جهت رفع آلودگي از منابع آب نظير سد، درياچه ، و رودخانه و حتي آب زيرزميني مورد استفاده قرار گرفته است. اين ماده بصورت انتخابي استرنسيوم -90 را تا مقادير 90% حذف مي نمايد. همچنين استفاده از زئوليت جهت حذف سزيم نيز اشاره شده است . اين روش جهت استفاده در شرايط حادثه هسته اي و پخش مقادير زيادي آلاينده راديواكتيو در محيط هاي آب سطحي كاربرد دارد. از اين سيستم مي توان جهت تصفيه آب زيرزميني و آب سطحي استفاده نمود و جزء روشهاي جديد جهت تصفيه آب در شرايط حادثه هسته اي مي باشد.
1-2-آب زيرزميني
الف- تصفيه آب زيرزميني به روشpump & treat (15)،(21)،(22)،(24)،(27):
يكي از روشهاي گفته شده كه جهت بكار گيري جهت تصفيه آب زيرزميني پس از حادثه هسته اي احداث چاههاي هسته اي احداث چاههاي پمپاژ و تصفيه آبهاي زيرزميني در روي زمين بوسيله تاسيسات ساخته شده در روي زمين مي باشد. تعريف و شرح فرآيند به همراه مزايا در اين مرجع آورده شده است كه پس از پمپاژ آب به روي زمين ، عمليات تصفيه طي فرايند تصفيه شيميايي (كواگولاسيون- فلوكولاسيون) انجام شده است.
ب- تصفيه آب زيرزميني بوسيله روش phytoremediation (15)(4)(3):
يكي از روشهاي موثر جهت تصفيه آب زيرزميني انجام روش phytormediation در محل سفره آب آلوده مي باشد. اگر چه اين عمليات ، يك عمليات وقت گير است ليكن در صورتي كه سطح آب زيرزميني به اندازه كافي بالا باشد و گياهان موثر نيز در دسترس باشند قابل انجام است . شرح فرآيند و تعاريف و مزايا و معايب اين روش در بخش مربوط به تصفيه آب زيرزميني آورده شده است.
ج- تصفيه آب زيرزميني به روش natural attenuate (15):
يكي از روشهاي موثر جهت حذف آلودگي آبهاي زيرزميني ، روش فوق مي باشد . در اين روش جهت پاكسازي آب زيرزميني آلوده پس از حادثه هسته اي ، آب مودر نظر بصورت كاملاً پايش شده به حال خود رها ميشود. تا مواد و راديونوكلوئيدهاي آن بصورت طبيعي واپاشي شده و تخريب شده و فعاليت خود را از دست بدهند. البته اين عمل با توجه به پارامترهاي متعددي انجام ميشود. معمولاً انجام عمليات فوق براي آبهاي غير آشاميدني صورت مي گيرد . اين عمليات براي يك مورد آب آلوده به تريتيم انجام شده است.
د- آب چاه(13)(10)(20)(23)(28):
براساس اسناد بدس آمده آب چاه پس از حادثه هسته اي و اي محلات هسته اي به ميزان بسيار كم آلوده ميشوند و در صورتي كه اقدامات اوليه كنترل آلودگي يعني ايزوله كردن دهانه چاه و بسته بودن دهانه آن ، آلودگي به آن سرايت نمي كند و معمولاً در اين مواقع ، آبهاي چاهها ، داراي اطمينان بيشتري هستند.
ه- آب چشمه(13)(10)(20)(23)(28):
چشمه ها نيز جزء آبهاي زيرزميني محسوب ميشوند . اين منابع نيز در محلات هسته اي و حوادث هسته اي جزء ايمني ترين آبها محسوب مي شوند . بدليل نهان بودن خروجي آب چشمه ها ، اين منابع بصورت طبيعي تحت حفاظت هستند و معمولاً آلودگي را كمتر از سطح دريافت مي كنند . اين منابع تحت فشار بوده و به همين دليل آلودگي به منابع آنها راه پيدا نمي كند و كمتر آلوده ميشوند.
1-3-خاك سطحي
براساس مطالعات انجام شده و مستندات موجود اقدامات لازم در مورد مسائل كنترل و رفع آلودگي از خاك معمولاً در فازهاي سوم يا فازهاي بعدي انجام ميشود. در اين بخش سعي شده است تا روشهاي بكار گرفته شده در مورد تصفيه ياكنترل و مهار آلودگي هسته اي در خاك سطحي آورده شود.
الف- برداشت خاك سطحي و دفن آن(2)(9)(10)(11)(12)(13)(14)(15)(16)(17)(18): پس از حادثه هسته اي چرنوبيل در اوكراين خاك سطحي بخش اعظمي از قسمتهاي آلوده شده توسط ماشين آلات خاك برداري در اين بخش و اطراف كيف برداشت شده و در سلولهاي دفن ويژه دفن گرديده است. البته اين خاك شديدا به “fallout”آلوده شده بود.
ب- تصفيه خاك سطحي به روش phytoremediation (3)(4)(5):
يكي از روشهاي تصفيه خاك سطحي پس از حادثه هسته اي چرنوبيل،استفاده از روش آسان و ارزان و مفيد phytoremediation است . شرح روش و تعريف آن در بخش معرض روشهاي تصفيه خاك و آب زيرزميني در اين گزارش آورده شده است.
ج- تصفيه خاك سطحي به روش Natural attenuation(12)(4):
يكي از روشهاي تصفيه خاك كه پس از حادثه هسته اي چرنوبيل مورد استفاده قرار گرفت روش تصفيه فوق يا همان تخريب طبيعي پايش شده است. اين روش در بخش مربوط به تصفيه خاك تعريف شده است. لازم بذكراست اين روش روشي بسيار كند بوده و ريسك خطر زيادي براي انسان و حيوان دارد.
د- برداشت خاك سطحي مزارع(6)(7)(13):
يكي از روشهاي گفته شده در شرايط حادثه هسته اي در رفع آلودگي از محيط زيست ، برداشت خاك سطحي مزارع كشاورزي است. دراين حالت جهت جلوگيري از ورود راديونوكلوئيدها به چرخه غذايي انسان ، لازم است تا خاك آلوده ( آلودگي شديد) برداشت شده و به روش فني دفن شود.
ه- شخم زدن در اندازه عميق خاك(7)(10)(11)(12)(13)(14):
يكي ديگر از روشهاي گفته شده در شرايط پس از حادثه هسته اي جهت دفع آلودگي و مهار و كنترل آن ، انجام عمليات شخم زني عميق در زمينهاي كشاورزي است . با استفاده از اين روش خاك رويي به زير منتقل شده و از دسترس ريشه گياهان دور ميشوند . البته بايد در نظر داشت اين عمل درآلودگي هاي كم و متوسط زمين هاي كشاورزي قابل انجام است و جهت آلودگي هاي شديد قابل انجام نيست.
و- افزودن افزودني هاي خاص به خاك(پتاسيم)(8)(12)(13):
يكي ديگر از روشهاي گفته شده در شرايط پس از حادثه هسته اي جهت كنترل آلودگي در خاك سطحي بخصوص در زمين هايي كه استفاده هاي كشاورزي دارند ، افزودن پتاسيم به خاك است. با استفاده از اين روش ، گياهان با وجود پتاسيم كافي در خاك، سزيم را جذب نمي كنند و آلودگي به گياهان منتقل نمي شود.
ز- استفاده از مواد تثبيت كننده و فيكساتورها به خاك(9)(13)(17):
يكي ديگر از روشهاي گفته شده در شرايط پس از حادثه هسته اي جهت دفع آلودگي و مهار و كنترل خاك سطحي استفاده از مواد ثبتيت كننده و فيكساتورها جهت جلوگيري از تعليق مجدد و انتقال آلودگي است. يكي از مواد تثبيت كننده مناسب آب مي باشد. با پاشيدن آب آلودگي در سطح خاك مي ماند و در اثر تردد حيوانات و انسان ها معلق نميشود.
ح- پوشش دادن خاك(11)(13)(16)(17)(18)(19):
يكي ديگر از روشهاي گفته شده در شرايط پس از حادثه هسته اي و ريزش fallout جهت دفع آلودگي و مهار و كنترل آلودگي خاك سطحي ، انجام خاك ريزي و تصطيح خاك سطحي مي باشد .با اين عمل خاك آلوده در زير خاك تميز قرار گرفته و از انتقال آلودگي به انسان جلوگيري ميشود . البته اين پوشش بايد به نحوه باشد كه به راحتي فرسايش پيدا نكرده و روانابهاي سطحي آن نيز كنترل شوند . پوشش با 3 اينچ خاك تشعشع را به نصف و تا 12 اينچ به 1/0 كاهش مي دهد.
ط- افزودن آهك به خاك زمينهاي كشاورزي(12)(13):
يكي ديگر از روشهاي گفته شده در شرايط پس از حادثه هسته اي جهت دفع آلودگي و مهار و كنترل آلودگي در زمين هاي كشاورزي پخش و اختلاط آهك در خاك سطحي اينگونه زمينهاست. با انجام اين عمليات استرنسيم موجود در ريزش اتمي توسط گياهان جذب نميشود و مي توان اقدامات بعدي را انجام داد . اين عمل در آلوگيهاي كم خاك قابل انجام مي باشد.
ط- پوشش خاك آلوده بوسيله رولهاي پلاستيكي(17):
براساس مطلب مندرج در مرجع فوق با استفاده از رولهاي پلاستيكي سطح منطقه آلوده شده پوشيده ميشود. اين عمل به چند منظور انجام ميشود:
× جلوگيري از تعليق آلودگي
× جلوگيري از آلودگي افراد و پرسنل عمليات كننده در منطقه آلوده شده
× جلوگيري از فرسايش خاك و انتقال آن به عمق خاك توسط آب سطحي
ي- اسكرابر كردن خاك سطحي (soil washing)(17):
بر اساس مطالعات انجام شده در مرجع فوق مي توان خاك آلوده را برداشت كرده و توسط دستگاههاي موجود آن را شستشو داد. به اين فرآيند اصطلاحاً soil washing گفته ميشود. كه شرح آن در روشهاي تصفيه خاك آورده شده است. اين عمل را مي توان بوسيله دترجنت يا بوسيله ديگر مواد انجام داد.
م- ساخت موانع ، خاكريزها و در نهايت سدها جهت جلوگيري از فرسايش خاك آلوده (17);
در اين روش جهت كنترل آلودگي خاك سطحي پس از حادثه هسته اي ، موانعي در روي خاك ساخته ميشود كه در طي آن از فرسايش خاك سطحي و انتقال آلودگي توسط آن به حد چشمگيري كاسته ميشود . اين روش در واقع نوعي مهار آلودگي است.
1-4- پاكسازي جاده ها و معابر(6)(7)(11):
پس از ريزش اتمي در اثر حادثه هسته اي و يا رها سازي تصادفي مواد راديواكتيو در جاده ها و معابر بايد عمليات رفع آلودگي به سرعت انجام شود.
الف-روش Wet vaccaming(6)(11):
در اين روش با استفاده از ابزار آلات پاكسازي معابر و جاده ها اقدام به شستشوي خيابان با دترجنت بوسيله ماشين شستشو مي شود در اثر اين عمل مواد آلاينده هسته اي از سطح جاده كنده شده و توسط يك پمپ خلاء به داخل كشيده ميشود و در انباره پساب آن ذخيره ميشود. در نهايت پساب جمع شده جهت تصفيه در محل تصفيه خانه تخليه ميشود.
ب- روش Pressure Water (6):
دراين روش با استفاده از ماشين آبپاش اقدام به آبپاشي و شستشوي جاده ها توسط پمپ فشار قوي ميشود. بدين وسيله در اثر فشار مواد آلاينده از سطح جاده كنده شده و به كناره منتقل ميشود.
در كناره جاده نيز اين مواد اكثر با رس خاك كليت مي شوند.
2- روشهاي كنترل و مهار آلودگي درمحيطهاي گياهي وجانوري درحوادث هسته اي
در اين بخش روشهاي كنترل و مهار آلودگي و تصفيه آلودگي ناشي از حوادث هسته اي در محيط هاي گياهي و مزارع كشاورزي به اختصار آورده شود.لازم به ذكر است عمليات هاي آورده شده در شرايط حادثه و اقدامات اضطراري گفته شده است .
2-1- روشهاي كنترل و مهار آلودگي در محيطهاي گياهي در حوادث هسته اي
الف-جلوگيري از انجام عمليات كشاورزي:(29)(13)
در اثر حادثه چرنوبيل بخش قابل توجهي از زمين هاي زراعي منطقه حادثه ديده به شدت آلوده شده به نحويكه امكان فعاليت كشاورزي در آن وجود نداشته است اين به دليل خطرات جاني براي كشاورزان منطقه بوده و كليه زمين ها بصورت غير قابل استفاده رها گرديده است اين عمل سبب مي شود تا آلودگي بصورت طبيعي از بين رفته و آپاشي طبيعي اتفاق افتد.
ب-جلوگيري از رشد گياهان وحشي خوراكي و از بين بردن آنها:(30)(23)(13)
پس از حادثه هستـه اي و ريزش اتمي در جنگـلها بخش عمده اي از آلودگي به روي زمين هاي جنگل نشست مي كند.در گونه هاي مختلف از گياهان خوراكي مانند قارچ و تمشك ميزان جذب راديو نوكلوئيد ها به شدت بالا است.بخصوص در قارچ ها كه بصورت طبيعي راديو نوكلوئيد ها را در خود جمع ميكنند.و بصورت بيولوژيكي راديو نوكلوئيدهاي را در خود تجمع مي دهند.از بين بردن اينگونه از گياهان در اولويت قرار دارد.زيرا امكان ورود به چرخه غذايي حيوانات و گياهان در اين زمينه بسيار بالاست.137 Crدر بين راديونوكلوئيدها از جذب بالايي در اين گياه برخورداراست.
ج-استفاده از پوشش هاي پلاستيكي جهت حفاظت از ريزش اتمي: (31)(13)
پس از حادثه هسته اي،جهت حفاظت از علوفه هاي درو شده در فضاي باز در برابر ريزش اتمي ،لازمست تا با استفاده از پوشش هاي مناسب ايزوله شده و ايمن شوند.بدين منظور از پليمرهاي سنتتيك استفاده مي شود.با كشيدن رولهاي پلاستيك بر روي اين مواد به ميزان زيادي از آلوده شدن آنها جلوگيري مي شود.
د-نحوه برخورد با گياهان ريشه اي خوراكي در حادثه هسته اي و ريزش اتمي: (23)(10)(13)
معمولا پس از حادثه هسته اي و انجام ريزش اتمي سطح زمين هاي كشاورزي آلوده مي شود و ميوه ها و غلات و علوفه هاي روي زمين آلوده مي شوند ،ولي گياهاني كه قسمت خوراكي آنها در زير زمين قرار دارد آلودگي كمتري را دريافت ميكنند در صورت نرسيدن آلودگي به قسمت هاي زيرين خاك در اين زمين ها،اين گياهان پس از پايش شدن قابل خوردن مي باشند .اين گياهان معمولا راديونوكلوئيد هاي با نيمه عمر بالارا جذب مي كنند(Cr 137) ليكن اين مقادير آنقدر قابل توجه نيستند كه بتوانند بلافاصله سلامتي انسان را تهويه كنند.
ه-نحوه برخورد با گياهان دريايي در حادثه هسته اي و ريزش اتمي:(23)
در اثر آلوده شدن دريا بوسيله انفجارات اتمي و يا ريزش هاي آن گونه هاي آبزي گياهان دريايي كه خوراكي هستند بصورت بيولوژيكي راديونوكلوئيد ها را جذب نموده و در خود متمركز ميكنند.اين گياهان بايد به سرعت برداشت شده و جهت جلوگيري از ورود به چرخه غذايي نابود شوند.
و-شستشوي گياهان و ميوه ها: (20)(10)(13)(14)
يكي از راههاي رفع آلودگي از ميوه هايي نظير هنداونه ،نخود ،لوبيا در صورتيكه آلودگي در سطح آنها باشد و اين ميزان قابل توجه نباشد بوسيله شستشوي معمول رفع آلودگي شده و قابل استفاده خواهند بود.
ز-از بين بردن ميوه هاي رسيده آلوده بر روي درختان: (20)(2)(13)
ميوه هاي رسيده كه آلوده به ريزش هاي اتمي شده باشند ،داراي مقادير قابل توجهي از مواد آلاينده هسته اي بوده و لازمست به نحو مناسبي مديريت شده و بصورت ايمن پس از چيدن دفن بهداشتي شوند.
ح- بسته بندي ، فريز كردن ، كنسرو كردن:(2)
با انجام عمليات فوق زمان لازم جهت واپاشي راديونوكلئيد ها فراهم ميشود و اين گياهان و ميوه ها بصورت طبيعي رفع آلودگي ميشوند البته ميزان آلودگي اوليه ملاك بسيار شاخص در اين زمينه مي باشد.
ط-قطع درختان آلوده : (7)(13)(19):
يكي از راههاي مناسب جهت كاهش خطر انتقال و تعليق مجدد آلاينده هاي هسته اي ، قطع درختان يا هرس كردن آنها در فضاي شهري و يا جنگل و غيره مي باشد. گياهان قطع شده سپس خرد شده و جهت دفن بهداشتي و فني آماده ميشوند و يا جهت كاهش حجم سفرانده ميشوند. در صورتي كه آلودگي اين درختان در حد مناسبي باشد جهت ساخت خمير كاغذ به كارخانه فرستاده مي شوند. در كارخانه در اثر افزودن مواد شيميايي مي توان آلودگي را حذف نمود، ليكن آلودگي تجهيزات يكي از مهمترين نقاط بحراني اين عمل محسوب ميشود.
ي- تغيير در زمان قطع درختان(7) :
در موارديكه آلودگي ايجاد شده در درختان كم باشد و جنگل داراي كاربريهاي صنعتي باشد لازمست تا با دادن زمان لازم ، واپاشي طبيعي صورت گرفته و رفع آلودگي بصورت طبيعي انجام شود.
ك- پخش آهك در زمين هاي كشاورزي: (7)(12)(13)(17) :
با پخش آهك در زمينهاي كشاورزي مي توان ميزان كلسيم لازم را در اختيار گياهان قرار داده و بدين صورت گياهان استرنسيم موجود در سطح خاك را از طريق ريشه جذب نخواهند كرد.بدين وسيله ميزان جذب آلاينده ها توسط گياه كاهش يافته و مصرف توسط حيوانات ( در صورت پايش) امكان پذير خواهد شد.
ل- نابود كردن گياهان كم ارتفاع: (7)(11)(12)(13)(14)(17):
در اثر آلودگي گياهان كم ارتفاع نظير چمن و مَرغ لازمست تا اين گياهان برداشت شده و به همراه خاك سطحي دفن بهداشتي و فني شوند.
م- تناوب كشت (7)(10)(13)(14):
درصورتيكه كشتزار آلوده شود بايد كل كشتزار برداشت شده و بصورت بهداشتي محصولات درو شده دفن شوند و بجاي مواد غذايي سعي شود تا گياهان غير خوراكي در زمين كاشته شوند ( كتان،پنبه) انجام تناوب كشت در زمنيه رفع آلودگي بسيار مهم است.
ن- شخم زدن چراگاههاي آلوده و مزارع (11)(12)(13)(14)(17):
جهت كاهش تماس با ذرات آلاينده ناشي از حادثه هسته ا در چراگاهها و مزارع با حيوانات لازمست تا مزارع شخم عميق ( بالاي 18 اينچ) زده شوند تا ذرات راديواكتيو از حد نهايي ريشه دور شوند . با اين عمل جذب آلاينده ها توسط ريشه گياه به حداقل خواهد رسيد.
2-2- رفع آلودگي راديواكتيو از حيوانات
در اين بخش راههاي كنترل و رفع آلودگي خارجي و داخلي حيوانات و احشام و حشرات به اختصار توضيح داده ميشود. آلودگي خارجي منظور سطح بدن حيوانات و منظور ازآلودگي داخلي ، آلودگي ناشي از بلع غذا و آب آلوده مي باشد.
الف- آلودگي داخلي:
I. خوراندن Potacium Blue به احشام : (14)
جهت جذب آلودگي داخلي احشام و حيوانات توسط آلاينده هاي راديواكتيو،از اين ماده جهت جذب آلاينده ها و دفع توسط سيستم مدفوعي و ادراري و يا شير استفاده ميشود.
II. تغذيه با علوفه تميز قبل از كشتار:( 14)(20)
جهت رفع آلودگي داخلي دامهايي كه به مقادير بسيار كم با آلاينده هاي هسته اي آلوده شده اند ؛ لازمست تا جهت مصرف شدن گوشت آنها بصورت ايمن، چند هفته قبل از كشتار با علوفه تميز ، تعليف شوند تا آلودگي از بدن آنها خارج شود . اين مسئله درواقع به تعويق انداختن زمان سالخي مي باشد. با اين عمل آلودگي كاهش يافته و تا حد قابل قبولي پايين مي آيد.
III. استفاده از علوفه بسته بندي شده: (10)
جهت جلوگيري از آلودگي حيوانات و احشام لازمست تا اين احشام بوسيله علوفه بسته بندي شده تعليف شوند ، بريدن سطوح خارجي بسته علف امري لازمست ، زيرا ممكن است كه سطوح بسته آلوده شده باشد.
IV. استفاده از هگزاسيانوفرات براي خوراندن به حيوانات:(8)(33)
جهت جذب آلودگي داخلي در حيوانات لازمست تا با استفاده از ماده هگزاسيانوفرات و افزودن به علوفه ،مواد به حيوانات خوانيده شود.اين ماده در درون دستگاه گوارش با مواد راديواكتيو بخصوص سزيم تركيب شده و سبب دفع آن از بدن قبل از جذب توسط خون مي شود.
V. استفاده از آلژينات جهت جذب استرنيسم 90:(8)(7)
با استفاده از آلژينات كه يك ماده كاملا طبيعي است مي توان آلاينده هاي داخلي بدن حيوانات را جذب نموده و رفع آلودگي نمود اين ماده نيز خواصي مانند هگزاسيانوفرات دارد .اين ماده همچنين در تصفيه فاضلاب نيز كاربرد دارد و از جلبكهاي دريايي استحصال مي شود.
VI. خوراندن كلسيم به گوسفندان و گاوها:(8)(33)
.با استفاده از جيوه كلسيم در گوسفندان مي توان از جذب استرنيسم –90 در آنها جلوگيري نمود .با وجود كلسيم جذب استرنيسم –90 به حداقل مي رسد.
VII. خوارندن آمونيم هگزاسيانوفرات به احشام(AFCF)(33)
اين ماده خواصي نظير هگزاسيانوفرات دارد با اين تفاوت كه بسيار موثر تر عمل مي نمايد اين ماده نيز سبب عدم جذب Cr-137 در حيوانات مي شود.
ب-آلودگي خارجي :
I. انتقال حيوانات به پناهگاه :(12)(9)(20)(28)(31)(32)(23)
پس از حادثه هسته اي و بلافاصله بايستي كليه حيوانات به محل امن برده شوند .در اين محل بايستي علوفه و آب و غذا در دسترس وجود داشته باشد .تا حيوانات از خطر آلودگي داخلي و خارجي در امان باشند .وجود پناهگاه و انجام اين عمل بسيار حائز اهميت است.
II. انتقال حيوانات از منطقه حادثه ديده و رفع آلودگي :(12)(10)(20)(26)
پس از گذر مراحل مقدماتي لازمست تا حيوانات سالم در پناهگاه را بصورت جداگانه به سرعت از منطقه خارج نموده و حيوانات آلوده را جهت رفع آلودگي به محل مناسبي منتقل نمود و سپس رفع آلودگي كرد.رفع آلودگي خارجي كمك به آب و صابون و مايعات شوينده قابل انجام بوده و به نحو مناسبي رفع آلودگي مي نمايد .
III. تخليه حوضچه هاي پرورش ماهي:(28)
جهت جلوگيري از آلودگي ماهيان لازمست تا بلافاصله حوضچه هاي پرورش ماهي در سطح منطقه تخليه شوند و در صورت آلودگي كليه ماهيها بعنوان مواد آلوده بطريق بهداشتي دفن شوند.
IV. انتقال سريع كندوهاي عسل :(28)
جهت جلوگيري از آلودگي محصولات غذايي (عسل )لازمست تا كندوهاي عسل سريعا از منطقه حادثه خارج شده و در محل امن قرار داده شوند.در صورت آلودگي كليه كندوها بايد دفن بهداشتي شوند.
V. بكار گيري از موانع فيزيكي جهت جلوگيري از ورود انسان ودام وحيوانات وحشي :(32)
جهت جلوگيري از مواد راديو اكتيو از موانع فيزيكي نظير سيم خاردار و يا موانع ديگر در دورتادور منطقه حادثه ديده استفاده شود.اين عمل سبب جلوگيري از خروج حيوانات آلوده و ورود حيوانات پاك مي شود.
VI. نابود كردن حيوانات موذي و خطرناك:(32)
به دليل وضعيت نابهنجار در شرايط حادثه امكان ازدياد حيوانات موذي و آلودگي باقوه اين حيوانات و انتقال آلودگي به انسان و ديگر حيوانات و ادوات لازمست تا بشدت با اين حيوانات مبارزه شود.همچنين در اثر امواج ضربه و انفجار حيوانات وحشي به شدت ترسيده و خطرناك مي شوند.كه لازمست نسبت به نابود كردن و دفن اين حيوانات نيز اقدام شود.
منابع ومراجع:
1- Elsevier “Handbook of Radioactive contamination and Decontamination”J.Severa and J. Bar
2-MSN Encarta-Chernobyl` Accident
3- EPA” Ground Water Issue”Bruce E. Pivetz, February 2001
4-DOE, “Botanicals and Biodegradables for Industrial, Organic,and Radioactive Waste Reduction”
5-Forestes.org”Phytoremediation A Green Way to Clean Up Pollution”, 2000
6-www.defra.gov.uk Department for Environmental, Food and Rural Affairs,
“Strategic national guidance “, 2004
7-“Compilation of a Countermeasures compendium for Food production systems and inhabited Areas” A.F. Nisbet. at.all
8- Barents rescue” Radioactive contamination Consequences for agriculture and foodstuffs”
Brenda J. Howard, 2001
9-DOD 3150.8-M, desember 1999
10- University of FLORIDA “Chapter 12: Radiological Accidents”, 1998
11- Emergency Data hand book .www.nrpb.org “Water countermeasures”
12- Canada Departmint of Agriculture Publication 1208”FALLOUT ON THE FARM”1967
13- U.S.Department of Agriculture,” Protection of Food and Agriculture against Nuclear attack”1962
14-Off-site Nuclear Emergency Management –Capabilities and Challenges _salzburges” Protective Actions in the kate pahse- Intervention Criteria and Decision –making “, 2003
15-DOE,”From cleanup to stewardship Appendix E”, 1999
16- SC-ems, FM 3-5/MCWP 3-37.3
17- DoD51 00.52-M “chapter 19, site restoration”
18- “Chapter 4, danagement of nuclear safety”
19-SF-00101 Helsinki, Finland.”Decision analysis of protective actions in forest areas”Mari Sinkko. et. al
www.nhoem.state.nh.us.”Emergency 20-Information for Farmers, food Processors, and Distributors.
21- Its. Apps. em.doe.gov.pdf.”Costs of post-cleanup stewardship activites unlnown.”
22- D)E_ )RR .Risk- Based End State Vision,Rev,DIA.”Hazard Area3-Bethel Valley.March2004
23- www.davistownmuseum.org/cbm/ .RADNET.” information about source points of anthropogenic radioactivity”
24- DOE.RL-2002-68.” Groundwater at the Hanford site”March 2003.
25- EDP sciences “Review of advanced methods for reating radioactive contaminated water.” M.DUBOURG.1998.
26- www.ukresilience.info 26-Annex A “local Authority command & control.”
27- Hanford –site .pnl.gov/2001 “cleaning up Hanford`s Groundwater” .2001.
28-
29- Depts.clackamas.cc.or.us.htm”Enviornmental Impact”
www.elsevier.com/loacte.foodchem30-” Areview of edible mushroom radioactivity “Pavel Kalac. Ganuary 2001.
31- University of FLORIDA,”nuclear power plant Emergency – Considerations for Agricultural Producers.”1998.
32- Federal Emergency Management Agency” Animals in Disaster”
33- Center for Ecology and Hydrology – Merlewood, Grange-over-sands, cumbria, LA116GU, UK. “Recent advances in animal radioecoloty and mitingation of animal product contamination after accidents”B.J. Howard .et, al.
آنچه که در زیر میخوانید مروری است کلی بر تاریخچه صداخفه کن
صداخفه کن ها :
اولین صداخفه کن عملی توسط شخصی بنام آقای هیرام پرسی ماکسیم اختراع شد . وی در روز 2 سپتامبر سال 1869 در شهر بروکلین بدنیا آمد . پدر ماکسیم , آقای هیرام استیونس ماکسیم مخترع مسلسل معروف ماکسیم بود . همچنین عموی او آقای هادسون ماکسیم مکتشف مواد منفجره موسوم به شدیدالانفجار بود . ماکسیم در سال 1886 یک دانشمند تمام عیار و البته جوانترین دانشجوی دانشگاه ماساچوست محسوب میشد , یک مهندس فنی 17 ساله !
کارنامه درخشان اختراعات ماکسیم شامل 59 اختراع عملی و کاربردی است . بسیاری میپندارند که آقای ماکسیم بیشتر بر روی طراحی و ساخت سلاح های جنگی متمرکز بوده , در حالی که بسیاری از اختراعات وی همانند رله (تقویت) امواج رادیویی و دستگاه سنجش و ثبت علائم حیاتی بدن , هزاران نفر را از مرگ حتمی نجات داده . اختراع صداخفه کن توسط وی نیز مصادف بود با روزهای سیاه آمریکا . رکود اقتصادی پس از جنگ جهانی اول هزاران نفر را بی کار کرده و به سمت جرم و جنایت سوق داده بود . صدا خفه کن ماکسیم وسیله مناسبی برای سوءاستفاده و قتل و جنایت آن هم در سکوت محسوب میشد که البته این امر دولت آمریکا را بر آن داشت تا قوانین سفت و سختی در خصوص حق مالکیت و حمل صداخفه کن وضع کند .
حال بپردازیم به نحوه عملکردصداخفه کن ها
صداخفه کن های امروزی در سه مدل تولید میشوند .
1-ساده 2-رفلکسی 3- شبکه ای
ساختار کلی صداخفه کن ها بسیار ساده و ابتدایی میباشد البته صداخفه کن های مدرن دارای پیچیدگی های خاص خود هستند که در ادامه به آنها نیز خواهیم پرداخت . در کل صدای حاصل از شلیک گلوله را میتوان معلول دو چیز دانست : 1- صدای بم انفجار باروت . 2- صدای سوت شکلی که از شکافته شدن هوا توسط مرمی بوجود می آید . یک صداخفه کن به طور کلی از چند استوانه تو در تو تشکیل شده . هر کدام از این استوانه ها بر روی خود دارای تعداد زیادی سوراخهای ریز و درشت هستند . و ما وقتی صداخفه کن را به لوله سلاح وصل میکنیم در واقع یک استوانه با دهها سوراخ و کانال تو در تو به لوله سلاح افزوده ایم .
گاز حاصل از انفجار باروت پس از خروج از لوله اصلی وارد فضای آزاد نمیشود ( در سلاح های معمولی دقیقا همین امر موجب شنیده شدن صدای شلیک میشود ) بلکه وارد صداخفه کن شده و در دهها سوراخی که ذکر کردیم اصطلاحا < گم > میشود . تنها مقدار کمی از گاز باروت مستقیما و بدون عبور از سوراخها و کانالهای درون صداخفه کن وارد فضای آزاد میشود که آنهم قابل چشم پوشی است . قسمت دوم مشکل ما یعنی صدای سوت شکل حاصل از شکافته شدن هوا توسط گلوله ( که معمولا سرعتی فراتر از سرعت صوت دارد ) نیز توسط صداخفه کن ها مرتفع میشود که این کار به شکل زیر صورت میگیرد :
قطر داخلی ترین لوله صداخفه کن که گلوله از آن عبور میکند بسیار نزدیک به کالیبر گلوله انتخاب میشود . نتیجه این کار افت تدریجی فشار گاز باروت در طول لوله صداخفه کن و کاهش انرژی جنبشی گلوله است . حالا از سرعت و صدای سوت شکل گلوله کاسته شده , همین و بس آقای هیرام ماکسیم در ابتدای طراحی و ساخت این وسیله متوجه شد که با توجه به سرعت بسیار زیاد گازهای خروجی از لوله نمیتواند به یکباره عمل پایین آوردن سرعت مرمی و فشار گازهای خروجی را انجام بدهد . همینطور مطلبی که آقای ماکسیم دریافت این بود که میزان حجم این گازهای خروجی زیاد نمیباشد . سپس او توانست با انحراف مسیر خروج گاز و با هدایت آن درون حفره هایی از سرعت زیاد آن بکاهد و در نتیجه بخش بسیار زیادی از صدای حاصل از شلیک کاسته شود . به دلیل پایین آمدن فشار گاز باروت در طول لوله صداخفه کن , سرعت مرمی نیز کاهش می یافت ( البته طول صداخفه کن بستگی بسیار زیادی به نوع فشنگ سلاح دارد ) . همینطور باید به این نکته توجه داشت که ساختمان هر صداخفه کنی متناسب با سلاح مورد نظر طراحی میشود . مثلا نمیتوان از صداخفه کن ویژه کلت 45 در تپانچه برتا استفاده کرد و یا از صداخفه کنی که برای M-16 طراحی شده است در سلاح G3 استفاده نمود .
اولین نمونه های آزمایشی صداخفه کن ها دارای طول و یا قطر بسیار زیادی بودند . طبعا این طول و یا قطر بسیار از قدرت تحرک تیرانداز می کاست . این مدلها در حقیقت لوله ای بود که چندین برش ساده در فواصل معینی از هم داخل آن قرار میگرفت .
سپس با ساخت یک مغزی حلزونی شکل و قرار دادن آن در یک لوله توانست میزان قابل توجهی از طول و قطر صداخفه کن را کاهش دهد . البته صداخفه کن های حلزونی به دلیل آنکه موجب انحراف مرمی میشوند , مورد استفاده قرار نمیگیرند .
صداخفه کن ها معمولا 95 درصد صدای حاصل از شلیک گلوله را در خود خنثی میکنند . دقیقا همین مکانیزم در منبع اگزوز ماشین ها و ورودی کمپرسورها بکار برده میشود . این مکانیزم در ذهن آقای ماکسیم به ایده ای تبدیل شد که وی در سال 1930 از آن پرده برداری کرد , ایده سیستم تهویه مطبوع بی صدا برای ساختمانهای بزرگ .
آشنایی با اسلحه سازمانی ارتش اتریش ...........................................................................3
آشنایی با سلاح سازمانی ارتش آلمان................................................................................5
G36اسلحه اي سازماني با برد قوي.................................................................................13
آشنایی با کلت برتا..........................................................................................................16
تفنگ تک تیرانداز قناصه DRAGUNOV SVD.....................................................................19
آشنایی با تیر بار دوشکا...................................................................................................23
آشنایی با اسلحه سازمانی ارتش اتریش
ارتش اتریش از سال 1960 به دنبال جایگرینی برای سلاح مورد استفاده خود یعنی Fal بلژیکی شد .وظیفه طراحی و ساخت این سلاح به کارخانه اشتایر اتریش سپرده شد که درآن زمان از طراحان معروفی مانند هرست و سپ ،کارل واگنرو کارل موسر سود جست .نمونه های اولیه ی سلاح مورد نظربا نام STG.11 درسال 1977 به نماینده ی ارتش تحویل داده شد و پس ازانجام تست های لازم توسط ارتش اجازه ی تولید انبوه آن را صادرشد .سلاح ازنوع بالپاپ است یعنی خشاب سلاح درپشت مکانیزم ماشه و درانتهای سلاح قرارمی گیرد .استفاده ازاین طرح باعث می گردد که از لوله بلند تری درمقایسه با سلاح هم اندازه غیربالپاپ بهره جست واین باعث افزایش قدرت وبرد سلاح می گردد.
سلاح AUG را می توان موفق ترین سلاح بالپاپ دنیا دانست که صد ها هزارقبضه ازآن توسط کشورهایی مانند استرالیا ،عربستان سعودی ،مالزی ،عمان زلاندنو ایرلند و....استفاده می گردد.حتی گارد ساهی آمریکا نیزازمهمترین استفاده کنندگان این سلاح محسوب می شود .درنگاه اول ممکن است AUG یک سلاح انقلابی به نظربرسد ولی درحقیقت این سلاح یک ترکیب دقیق وحرفه ای ازچند سلاح شناخته شده است .درطراحی AUG نشانه هایی ازسلاح هایی مانند انفیلد انگلیس ،فاماس فرانسه ،408-Tw3 روسیه و.... به چشم می خورد. درمجموع سلاح AUG یکی ازانعطاف پذیرترین سلاح های ساخته شد ه تا کنون می باشد .قابلیت تعویض کالیبرسلاح از56.5 به 9 میلیمتردرمدت زمانی کوتاه ازمشخصه های این سلاح است که کاربرد سلاح را برای مأموریت های پلیسی علاوه بروظایف ارتشی فراهم می سازد .
عملکرد گلنگون آن ازنوع چرخشی وبسته می باشد .بدنه سلاح تماما ازجنس آلومینیم با نوارفولادی تقویت شده است .مکانیزم سلاح دارای رگولاتورمخصوصی است که فشارگازرا برای کاربرد هایی خاص مانند پرتاب نارنجک تفنگی تنظیم می کند . سلاح دارای 4 نوع لوله با طول های مختلف می باشد که هرکدام را می توان ظرف چند ثانیه تعویض کرد .قنداق ودستگیره به صورت یک پارچه ازجنس پلیمرفشرد ه وبه صورت ارگونومیک طراحی وساخته شد .برای شلیک درحالت تک تیرباید ماشه را تا نصف کورس کشید وبرای حالت رگبارباید ماشه را تا آخرکشید .مکانیزم نشانه روی AUG مجهزبه یک دوربین 5.1 برابرمی باشد .دایره ای کوچک درون لنزطوری تنظیم شده که قطرآن با قد یک سرباز درفاصله ی 300متری برابرباشد .ظرفیت خشاب درحالت 56/5، 30فشنگ ودرحالت 9میلیمتری Luger 42فشنگ می باشد .
مشخصات فنی؛
کالیبر؛56/5 یا 9 میلیمترلوگر درمدل SMG
مکانیزم مسلح شدن ،فشارغیرمستقیم گازباروت
نوع گلنگون ؛چرخشی
وزن ؛8.3 کیلوگرم
نواخت تیر؛650تیردردقیقه
برمفید ؛450-500متر
آشنایی با سلاح سازمانی ارتش آلمان
پس از عدم موفقیت کمپانی هکلرکخ در معرفی سلا ح های11 Gو 41G سه گزینه ی مطرح جهت استفاده به عنوان سلاح سازمانی آلمان پس از جنگ سرد عبارت بود از ؛
1) ادامه دادن به تولید واستفاده از سلاح 3- G (ژ-3)
این سلاح هنوز درایران و کشورهای مختلفی از جهان به طور گسترده مورد استفاده قرار می گیرد .با این سلاح 3- G ویژگیهای منحصر بفردی دارد ولی مشکلاتی مانند گیر کردن تیر ،وزن زیاد ومشکل جابجایی ،حساس بودن به مهمات مورد استفاده وشرایط محیط و لگد شدید باعث شده است که بسیاری ازاستفاده کنندگان وخود آلمان به فکر جایگزینی آن بیفتند .
2) استفاده از هزاران قبضه اسلحه 47- Ak موجود درانبارهای ارتش آلمان شرقی بعد از اتحاد دو آلمان .
3) طراحی وساخت یک سلاح مدرن و جدید مطابق با نیازها که گزینه اخیر پس از بحث و تبادل نظر فراوان مورد قبول واقع شد وکمپانی معظم هکلرکخ مسئول ساخت آن شد .
لازم به ذکراست که تفنگ تهاجمی سلاح اصلی سربازان پیاده نظام محسوب می شود ونقش مهمی درصحنه ی نبرد ایفا می کند .حتی یکی از نقاط ضعف امریکا درجنگ ویتنام عملکرد بد سلاح M16 درآب هوای بسیارمرطوب ویتنام بود .
ویژگی مورد نظرسلاح جدید عبارت بوداز قابلیت اعتما د انعطاف پذیری ،وزن کم ،عدم حساسیت به مهمات مورد استفاده ،قابلیت تحمل شرایط سخت محیطی ،سادگی تعمیرو نگهداری و سرویس ،دقت وبرد قابل قبول ،طراحی ارگونومیک مناسب و مطابق با استاندارد های ناتو .
سلاح مورد نظر که 36 G نام گرفت بیش ازآنکه یک طرح انقلابی باشد در نتیجه ی تکامل طرح های دیگر به وجود آمده .هسته ی مرکزی 36 G با اندکی تغییرات درایالات متحده تبدیل به دو سلاح XM-8 وXM-29 شده است که این نشان از بی عیب و نقص بودن طرح 36G دارد .
مشخصات فنی 36 G ؛
مکانیزم گلنگدن 36 G ظاهراً برگرفته از سلاح آمریکایی آرمالیت 18- AR است که مورد بهسازی واصلاح قرارگرفته وپس از تست شلیک هزارگلوله درون مکانیزم کاملا تمیزبود . تمیز کردن اسلحه به سادگی با یک برس نرم وحلال رقیق و پس از آن روغن کاری انجام می پذیرد .عملکرد گلنگون سلاح 36 G برخلاف انواع مدل های قبلی ساخت هکلرکخ توسط فشار غیرمستقیم گاز باروت صورت می گیرد وگلنگدن آن از نوع چرخشی است .
مکانیزم گاز این سلاح به سوپاپ مخصوصی مجهز شده که به صورت خودکارتنظیم شده و گازباروت را درخلاف جهت صورت تیرانداز خارج می کند . دریچه ی پوکه پران درسمت راست بدنه قراردارد و مانع ازبرخورد پوکه ی پرتاب شده با صورت تیرانداز می شود .تمامی قطعات توسط پین های تاشو به بدنه ی اصلی چفت شده اند بنابراین برای بازوبسته شدن به هیچ ابزارخاصی نیازندارد .بدنه و اکثرقسمتهای خارجی این سلاح از جنس پلیمر فشرده تقویت شده با الیاف مغزی ساخته شده وتمامی قطعات متحرک اعم از گلنگون ،حامل گلنگون و....از پلیمرهای تقویت شده با فیبرکربن ساخته شده اند که این امرکاهش وزن و سادگی نگهداری آن را موجب می شود .
گونه های مختلف عبارت اند ا زk 36G که تفاوت آن با مدل اصلی درلوله کوتاه شده ومحافظ دسته آن است .36 G Mمدلی است که به عنوان تیربارمورد استفاده قرارمی گیرد و دارای لوله قوی ترو دو پایه وهمچنین خشاب کا سه ای با ظرفیت 100تیراست.C36G با طول لوله کوتاه تربرای درگیری های شهری برای یگان نیروهای ویژه . 36G درحالت پایه ازیک خشا ب 30تیربا جنس شفاف تغذیه می شودکه درکناره دارای گیره هایی برای نصب دو یا سه خشاب به یکدیگربرای تعویض سریع خشاب است .
خشاب سه تایی و کاسه ای
36Gارتش آلمان مجهز به دوربین چشمی با بزرگنمایی 5.3 برابربوده که به صورت استاندارد دارای سیاست نشانه روی لیزری است وبرای اهدافی تا 800 مترعلامت گذاری شده .با توجه با ماهیت جنگ های شهری مدرن این سلاح بعنوان تفنگ تهاجمی دقیق برای ساقط کردن اهداف درفواصل بیش از500مترطراحی نشده است .البته درصورت استفاده ازدو پایه وبند درفواصل بیش از500مترنیزمی توان شلیک های دقیقی انجام داد .
یکی ازمعدود مشکلات 36G ماشه سنگین آن است که حتی درصورت سقوط سلاح ازارتفاع 2متری نیزعمل نکرده وشلیک نمی کند .
فشنگ مورد استفاده سلاح ،استاندارد ناتوی 45 - 56/5 است و سرعت علمی تیراندازی آن 750تیردردقیقه است .وزن سلاح پایه 3/3 کیلوگرم است و با توجه به خصوصیات فوق 36G یکی از بهترین سلاح های تهاجمی جهان است .
اسلحه مدرن XM29OICW
در واسط دهه ی 90 گروهی متشکل از کمپانی های Allint،Techsystems،Brasher و Omega از آمریکا مسئول ساخت این اسلحه ی پیشرفته برای ارتش ایلات متحده شدند.OICW در سال 2002 توسط ارتش ایلات متحده ی آمریکا XM29 نام گرفت.تاریخ ورد به خدمت XM29 که M29 در صورت ورود به خدمت خواهد بود سال 2008 در نظر گرفته شده است.برنامه ی کنونی استفاده از M29 در جوخه های پیاده نظام متشکل از 9 سرباز بوده که به صورت ترکیب با دیگر سلاح ها خصوصا M8 به کار برده خواهد شد.ناگفته نماند که این سلاح یک سیستم مستقل بوده که بعد از ورود به خدمت انقلابی در نحوه ی رزم سربازان پیاده نظام آمریکا در درگیری های با مسافت نزدیک به وجود خواهد آورد.نا گفته نماند که دو سلاح دیگر از XM29 برگرفته شده اند که شمال تفنگ های تهاجمی و نارنجک انداز مستقل هستند.این دو سلاح از کل سیستم یکپارچه که همان XM29 بوده زودتر وارد خدمت شده اند.
قابلیت های فنی XM29
XM29 سلاحی ترکیب شده از یک نارنجک انداز 20 میلیمتری نیمه اتوماتیک به عنوان بخش اصلی(مدول HE) و یک تفنگ تهاجمی 56/5 میلیمتری به عنوان بخش ثانویه(مدول KE)است.هر دو سیستم فرعی و همچنین سیستم شناسایی هدف/کنترل آتش(TA/FCS)در یک واحد قابل حمل توسط یک کاربر،جمع شده اند.
XM29 یک بخش یکپارچه با شبکه ی رزم زمینی است که قابلیت ارتباط و انتقال داده با دیگر سیستم های موجود در میدان رزم مانند کامپیوتر های تاکتیکی و نمایشگر های متصل به کلاه آهنی سربازان را دارا میباشد.نارنجک انداز 20 میلیمتری که به عنوان اصلی ترین این سلاح به کار برده میشود و به صورت عمل کننده با گاز فقط در حالت نیمه اتوماتیک شلیک میکند.این بخش با طرح بول پاپ ساخته شده است و از یک خشاب جاسازی شده در قنداق تغذیه میشود.لوله ی دارای خان نیز نارنجک های 20 میلیمتری HEAB(High Explosive Air Bursting) را با دقت قابل قبولی تا مسافت 100 متری شلیک میکند.در حالت استاندارد فقط یک ماشه برای شلیک نارنجک انداز و تفنگ تهاجمی منظور شده است.البته امکان اینکه قبضه ی مستقلی برای نارنجک انداز ساخته شود وجود دارد.
یک سیستم پیشرفته ی شناسایی هدف/کنترل اتش TA/FCS روی نارنجک انداز با رابطه های انتقالی داده ی مخصوصی قابل نصب است.بنابراین اطلاعات گرفته شده از TA/FCS به فیوز سر جنگی فشنگ هوشمند نارنجک انداز منتقل شده و اطلاعات گرفته شده از TA/FCS به فیوز سر جنگی هوشمند نارنجک انداز منتقل شده و اطلاعات هدف و نحوه ی در گیری با آن را مشخص میکند.این فیوز ها که فقط در انواع مهمات 20 میلیمتری انفجار شونده در هوا قبل از برخورد به کار میروند برای تاثیر بیشتر در چند حالت مختلف منفجر میشوند.این حالت های مختلف شامل انفجار در طی برخورد مستقیم،انفجار در هوا قبل از برخورد با توجه به مسافت از پیش برنامه ریزی شده(در انواع پیشرفته)و حالت انفجار در چند هزارم ثانیه بعد از عبور از شیشه میباشد.در تمام حالت های انفجار سر جنگی ترکش شونده موجب وارد آوردن خسارات کلی به هدف می شود. یکی از بزرگترین مزیت های این سلاح همان طور که گفته شد امکان برنامه ریزی کردن سر جنگی با توجه به اطلاعات در یافت شده از TA/FCS برای انفجار در یک مسافت مشخص و از پیش تعیین شده است.
محاسبه ی مسافت با توجه تعداد و طول خان در لوله و سپس تعداد گردش سر جنگی در حال نزدیک شدن به هدف انجام میگیرد.یکی از کاربرد های جالب این سلاح در از بین بردن افراد در داخل سنگر ها است به طوری که با توجه به مسافت برنامه ریزی شده سر جنگی از دیوار عبور کرده و در داخل سنگر منفجر میشود و یا بعد از عبور از دیوار سنگر در یک متری دیوار و در بالای سر فرد داخل سنگر منفجر میشود و ترکش ها را به اطراف پراکنده میکند که اطراف میتواند با هدف گیری دقیق اطراف سر افراد داخل سنگر خواهد بود.این مزیت فوق العاده نیاز به شلیک دقیق را بر طرف کرده است و قابلیت کشندگی سلاح را به شدت افزایش داده است.یکی دیگر از مزیت های بی نظیر سر های جنگی انفجاری،وابسته نبودن آن به مسافت برای تاثیر بیشتر است.ناگفته نماند که از تاثیر گلوله های معمولی در نتیجه ی کاهش سرعت با افزایش مسافت،کاسته میشود.البته برای افزایش ضریب ایمنی و در امان ماندن غیر نظامی ها در مناطق درگیری در هر حالت 8 ثانیه بعد از شلیک در صورت اصابت نکردن به هدف و یا منفجر نشدند در هر مسافتی سر جنگی خود را از بین میبرد و یا به اصطلاح خود کشی می کند.
بزرگترین ضعف سر های جنگی انفجاری 20 میلیمتری پیچیدگی فوق العاده ی فیوز های الکترونیکی یا مغز گلوله و بالا بودن هزینه ی ساخت این مهمات است.هر کدام از این گلوله های انفجاری در حدود 20 دلار هزینه دارد.البته ناگفته نماند که به اصطلاح مرمی این سرهای جنگی از دو قسمت مجزا تشکیل شده است که به فیوز الکترونیک یا کامپیوتر مرمی در وسط این دو قرار میگیرد.برای کاهش هزینه ها امکان استفاده از سرهای جنگی ساده تر و یا فشنگ های 20 میلیمتری ضد زره اصابت مستقیم نیز امکان پذیر است.
سیستم شناسایی هدف/کنترل آتش این اسلحه پیچیده ترین و گران ترین بخش این سلاح است.این بخش از سلاح تشکیل شده از دوربین های دید روز و شب که امکان دید را در تاریکی مطلق به میزان 60 در صد امکان پذیر میسازد،تصویر ساز حرارت هدف،تنظیم کننده ی فیوز سر جنگی،حس گر های گرمای محیطی،قطب نما،مسافت یاب لیزری و کامپیوتر بالستیک که توانایی جستجو و نشانه گیری را در 24 ساعت شبانه روز و در تمامی شرایط آب و هوایی دارد.
بعد از شناسایی هدف توسط کاربر،مسافت یاب لیزری فاصله ی آن را دقیقا مشخص کرده و سپس داده ها و محاسبات مربوطه در کامپیوتر بالستیک پردازش شده از طریق چشمی و یا نمایشگر متصل به کلاه آهنی به کاربر نمایش داده میشود.این داده ها و اطلاعات هدف توسط یک رابط به کامپیوتر موجود در سر جنگی داخل خزانه ارسال و القا میشود که تعیین کننده ی حالت و مسافت انفجار است.با انفجار گلوله در هوا و بدون اصابت مستقیم با توجه به این داده ها تاثیر مخرب و ویران کننده این سلاح آشکار تر میشود.در صورت به وجود آمدن مشکل در این سیستم فقط حالت اصابت مستقیم نارنجک انداز مورد استفاده قرار میگیرد.این سلاح 5 برابر بیشتر از سلاح های کنونی مرگبار بوده و دو برابر برد این سلاح ها را دارد.در عین حال زمان حضور سرباز پیاده نظام را در وضعیت رزمی و در میدان نبرد کاهش داده موجب افزایش بقای خود کاربر میشود.
این سلاح همچنین میتواند تمام داده ها را به سلاح های مشابه خود در میدان نبرد و یا یک سیستم ناظر بر درگیری(به طور مثال فرماندهی عملیات)ارسال نماید.تحقیقات انجام گرفته تا کنون این بوده که XM29 حدود 500 درصد از سلاح های موجود موثر تر است.لازم به ذکر است که قیمت یک قبضه از این سلاح 10 هزار دلار بوده که 10 برابر یک تفنگ استاندارد M16 است.
3ژ (G3)
سلاحی که در بیش از 50 کشور جهان در حال خدمت می باشد
تاریخچه سلاح ژ 3 در ایران و منطقه خاورمیانه
بیش از 35 سال است که سلاح ژ 3 به عنوان اسلحه سازمانی در اختیار ارتش و نیروهای مسلح ایران می باشد.این سلاح در ابتدا بصورت تعداد محدودی توسط کارخانه هلکروکخ اقدام به راه اندازی خط تولید این سلاح در صنایع مسلسل سازی ارتش ( جنگ افزار سازی فعلی ) نمود.بعد از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی متخصصین آلمانی ایران را ترک کردند.در جریان پیروزی انقلاب اسلامی با هجوم مردم به کارخانه و اشغال آن بسیاری از مدارک فنی و ابزار آلات تولید آن معدوم و مفقود گردید.سپس با تلاش متخصصین متعهد و انقلابی ایرانی کارخانه ، خط تولید بازسازی و راه اندازی گردید.این سلاح خوب به دلیل پاره ای از مسائل فنی و کیفیت پایین ساخت و مونتاژ در برابر بعضی از شرایط محیطی مثل گرد و غبار و آلودگی های ناشی از اشتعال باروت در هنگام شلیک بسیار حساس می باشد.اما با نگهداری صحیح و نظافت به موقع این سلاح بسیار قابل اطمینان می باشد.بدلیل استفاده از این سلاح در ارتش ایران و انعقاد پیمان منحله سنتوبین سه کشور ایران ، ترکیه و پاکستان ، این دو کشور نیز نسبت به انتخاب این سلاح برای نیروهای مسلح خود مبادرت ورزیدند ، و هم اینک تولید سلاح ژ3 تحت امتیاز شرکت هلکروکخ در این دو کشور ادامه دارد.نمونه های جدید تولیدی این سلاح مجهز به مکانیزم چکاننده سه تیر می باشند.با انجام اصلاحاتی بر روی این سلاح از قبیل ارگونومی ، بالا بردن کیفیت ساخت و مونتاژ و جدی گرفتن این امر می توان تا سالیان زیادی از این سلاح خوب استفاده نمود.
ژ 3 – آ 3 (G3–A3)
در طول دهه پنجاه ارتش آلملن غربی همانند سایر ارتش های کشورهای عضو ناتو نیاز به یک سلاح
انفرادی با قابلیت شلیک فشنگهای51x 62/7 ناتو را احساس می کرد.در ابتدا آلمان ها سلاح اف ان فال FN FAL ساخت بلژیک را برای این منظور انتخاب کردند.در سال 1956 با ایجاد تغییراتی در سلاح سیرکا شوروی ارتش آلمان سلاحی تحت نام G1 ا تولید نمود.( لازم به ذکر است که سلاح سیرکا مادر دو سلاح معروف کلاشینگف و CEMTE که خود مدل ابتدایی سلاح ژ3 است ، می باشد این سلاح شاهد تحولاتی با دو نگرش متفاوت در طول تغییرات خود بوده است که یکی نگرش روسها و آقای کلاش نیکف بوده و دیگری نگاه اروپای غربی و مهندسان شرکت CEMTE اسپانیا و نهایتا شرکت هکلرو کخ آلمان بوده است) بنا به دلایل واضحی آلمان ها خاستار به دست آوردن خودکفایی و تولید این رده از سلاح ها بودند.در ابتدا تقاضای ساخت اسلحه fal بلژیکی در آلمان مطرح شد که این امر از سوی کشور بلژیک به دلیل مشکلاتی که ارتش آلمان در هنگام اشغال آن کشور در زمان جنگ جهانی دوم برای آنها ایجاد کرده بودند با مخالفت روبرو شد.در نتیجه آلمان ها متمایل به کارخانه اسلحه سازی Cemt e شدند.یک مدل از سلاح های ساخت کارخانه مذکور با نام مدل A مورد پسند ارتش آلمان واقع گردید و آنها توانستند امتیاز تولید آن را از کارخانه اسپانیایی خریداری نموده و خط تولید آنرا به آلمان و کارخانه هکلروکخ در شهر اوبرندورف ( هم اینک کارخانه هکلروکخ در این شهر می باشد ) انتقال دهند.در سال 1959 ارتش آلمان غربی با تکمیل و بهینه سازی طرح نهایی سلاح Cemt e مدل A ، اسلحه ژ3 را به جهانیان معرفی کرد از آن زمان تاکنون اسلحه ژ3 در بسیاری کشورها ( نزدیک به 50 کشور جهان ) بکار گرفته شده و چندین کشور هم اینک در حال تولید این سلاح تحت لیسانس کارخانه هکلروکخ آلمان می باشند.کشورهای یونان ، پاکستان ، ترکیه و پرتغال از این جمله اند.
رمزموفقیت و کسب محبوبیت این سلاح در سادگی ساختمان ، استحکام و بهای پایین تولید آن نسبت به رقبای دیگرش مثل FN – FAL بلژیکی و M14 آمریکایی می باشد.تولید این سلاح تا سال 2000 در کشور آلمان ادامه داشت،ولی شکل کلی و مکانیزم این سلاح مبنایی برای تولید مدل های دیگری از سلاحها ، توسط این کارخانه شد.همانند مسلسل دستی MP – 5 که نمونه کوچک شده ژ3 با کالیبر 19x 9 و سلاح هجومی HK 33 با کالیبر 56/5 ، تیربارهای سبک HK 23 و HK 21 با کالیبر های
45 x 56/5 و 51 x 62/7 و تفنگ تک تیر انداز PSG 1 .
ظریب اطمینان بالا ، بهای پایین ، عملکرد عالی ، این اسلحه را تبدیل به یکی از بهترین سلاحهای بکار گرفته شده توسط ناتو کرده است.برای مقاصد پلیسی و امنیت درون شهری کارخانه سازنده مدل نیمه خودکار آن را با نام HK 41 و HK 91 ارایه کرده است.
مکانیزم
این سلاح توسط خشاب 20 تیری تغذیه می شود . گلنگدن آن از نوع تاخیری و محصول تفکرات مهندسان کارخانه ماوزر ( آلمان نازی ) می باشد که بعد از جنگ جهانی دوم به اسپانیا مهاجرت نموده و پایه های اولیه کارخانه CEMTE را بنیان نهادند ، شاید به همین دلیل باشد که مدل های اولیه ژ3 بسیار شبیه به محصولات این کارخانه بودند.بدنه اصلی آن از جنس ورق فولادی پرسکاری شده می باشد.قاب دستگاه چکاننده نیز از ورق فولادی پرسکاری شده ساخته شده است.مدل های اولیه ژ3 دارای روپوش لوله فلزی و شکاف درجه تاشو بودند.در اواسط دهه 60 میلادی طرح اولیه مقداری متحول گردید و مدل های G3A3 و G3A4 عرضه گردیدند.این سلاح ها با روپوش لوله پلاستیکی و شکاف درجه چهار وضعیتی چرخشی ارائه شدند.مدل G3A3 آن دارای قنداق ثابت پلاستیکی و G3A4 دارای قنداق کشوئی فلزی بودند.مدل های بعدی این دو سلاح در قسمت دستگاه چکاننده کمی متحول شدند.بدین شکل که قبضه تپانچه ای شکل آن و حافظ ماشه از جنس پلاستیک ساخته شدند.
کوتاه ترین اسلحه ژ3 مدل G3AK4 که در واقع همان مدل G3A4 با لوله کوتاه تر شده است.ژ3 های تولید آلمان همگی قابلیت نصب دو پایه تاشو و دوربین را دارا هستند. ( لازم به ذکر است که تمامی مدل های ژ3 با تعویض روپوش لوله قدیمی با نوع جدید قابلیت نصب دو پایه را خواهد داشت ) . مدل های استاندارد آن قابلیت نصب سر نیزه ، دوربین و پرتاب نارنجک تفنگی بدون نیاز به نصب تجهیزات خاص و یا تعویض شعله پوش را دارند.دستگیره گلنگدن آن در قسمت بالای لوله قرار دارند و از نوعی است که در هنگام شلیک سلاح ثابت می ماند.برگه ناظم آتش در آن دقیقا بالای ماشه و در قسمت چپ قرار دارد و معمولا با سه حرف SEF به معنای ضامن: S ، تک تیر: E ، و رگبار: F علامتگذاری می شود.
مشخصات فنی: تفنگ ژ3 _ آ 3 قنداق ثابت
کالیبر 51 x 62/7 میلیمتر
نواخت تیر 500 تا 600 تیر در دقیقه
انرژی دهانه 290 - 300 کیلو پوند متر
برد موثر 400 متر
برد نهایی 3750 متر
تعداد خان 4 راستگرد
طول سلاح 1020 میلی متر
طول لوله 450 میلی متر
سرعت دهانه 780- 800 متر در ثانیه
وزن سلاح بدون خشاب 300/4 کیلو گرم
وزن خشاب خالی 284 گرم
وزن فشنگ 24 گرم
شعاع دید 572 میلی متر
مشخصات فنی: تفنگ ژ 3 _ آ 4 قنداق کشویی:
طول سلاح بسته 840 میلی متر
باز 1020 میلی متر
وزن سلاح بدون خشاب 600/4 کیلو گرم
وزن خشاب خالی 284 گرم
G36 اسلحه اي سازماني با برد قوي
پس از لغو پروژه ی G11((هکلرکوخ)) در پایان جنگ سرد سه گزینه بعنوان سلاح سازمانی ارتش آلمان مطرح شد.اول در ادامه دادن به استفاده از سلاح قدیمی کلاشینکف AK-47 موجود در انبارها باقیمانده از ارتش آلمان شرقی(بعد از اتحاد دو آلمان) و در نهایت طراحی و ساخت یک سلاح مدرن و جدید که گزینه اخیر پس از بحث و تبادل نظرهای بسیار مورد قبول واقع شده و کمپانی معظم((هکلرکوخ))مسئول ساخت این سلاح گردید.
قابل ذکر است که تفنگ تفنگ تهاجمی سلاح اصلی سرباز پیاده نظام است.علی رغم پیچدگی فوق العاده میدان های نبرد الکترونیکی امروز هنوز پیروزی در جنگ با طرفی است که سربازان تفنگ بدست خود را جهت اشغال کردن و گرفتن زمین به جلو می فرستد.
برای انجام چنین عملی سربازان پیاده نظام به سلاحی نیاز دارند که قابل اعتماد بوده وزن کمی داشته حساس به نوع مهمات مورد استفاده نبوده شرایط سخت محیطی را بخوبی تحمل کرده به سادگی قابل تعمیر نگهداری و سرویس کردن و از دقت و برد قابل قبولی برخوردار بوده و در نهایت کار کردن با آن(فاکتورهای ارگونومی لوازم جانبی مونتاژ و سایت هدفگیری) آسان و بدون مشکل باشد.این چنین مشخصاتی پیش فرض فلسفه ساخت تفنگ تهاجمی سازمانی ارتش آلمان G36(GEWEHR 36 را تشکیل می دهند
G36 در سال 1990 از پروژه HK-50 ارتش آلمان(BUNDESWEHR) بوجود آمد که شامل یک سری سلاح در کلاس های متفاوت با مشخصات یکسان بوده.G36 پیش از اینکه یک طرح انقلابی باشد در نتیجه تکامل طرح های دیگر بوجود آمده است و با وجود اینکه حداکثر تکلولوژی روز در آن مورد استفاده قرار گرفته در واقع تکلولژی فوق العاده ای در آن به چشم نمی خورد.
ناگفته نماند هسته مرکزی G36 با اندکی تغییرات در ایالات متحده تبدیل به دو سلاح XM-8 و مدول انرژی جنبشی XM-29 شده است که این نشان از بی عیب و نقص بودن طرح G36 دارد
مشخصات فنی G36[/b]
گلنگدن و مکانیزم گاز G36 بسیار شبیه به AR-18 بوده که البته نسبت به آن مورد بهینه سازی و اصلاح قرار گرفته است.در نتیجه ی این پیشرفت نسبی در یک تست بعد از شلیک هزار تیر در بررسی هایی که به عمل آمد هنوز هم مکانیزم کاملا تمیز بود.تمیز کردن اسلحه نیز به سادگی با یک پرس نرم و حلال رقیق و سپس با روغن کاری انجام می گیرد.
G36 سلاحی با مکانیزم گازی است که قفل گلنگدن آن چرخشی از نوع استونر(یوجین استونر طراح M16) است.این مکانیزم یک سنت ***ی از طرف((هکلرکوخ))محسوب می شود که تاکنون در سلاح های بزرگ حود از سیستم قفل تاخیری مکشی استفاده می کرده است.
تمام سیستم های متحرک سلاح اعم از گلنگدن و حامل گلنگدن فنرها و قطعات رابط کوچک از پلیمرهای تقویت شده با فیبرکربن ساخته شده اند که این موجب کاهش وزن و سادگی در نگهداری همچنین افزایش قابلیت اطمینان شده است .
G36K مدل کارابین این سلاح بوده که تنها تفاوت آن با مدل اصلی در لوله و محافظ دست کوتاه شده آن است.همچنین MG36 مدلی به عنوان تیربار مورد استفاده قرار می گیردد دارای لوله قوی تر و دو پایه و همچنین خشاب کاسه ای با ظرفیت 100 تیر است.G36C نیز به گونه ای طراحی شده با لوله ی کوتاه تر برای استفاده یگان نیروهای مخصوص است که به تعبیری حتی از آن به عنوان یک SMG با کالیبر بزرگ نیز می توان نام برد.
G36 پایه از یک خشاب 30 تیر با جنس شفاف تغذیه می شود که در کنار دارای گیره هایی برای متصل کردن دو یا سه خشاب جهت سرعت عمل در تعویض آن است.ناگفته نماند این سلاح به صورت مدولی ساخته شده است و با ابزار ساده ای می توان حتی در مناطق درگیری آنرا تبدیل به گونه ی دیگری از G36 کرد.
در اهرم انتخاب آتش سلاح حالت های ضامن تک تیر شلیک دو تیر یا سه تیره و مسلسل تعبیه شده است و حالت فقط تک تیر برای کاربران غیر نظامی و پلیس در حال ساخت است.
G36 ارتش آلمان مجهز به دوربین چشمی با بزرگنمایی 5/3 برابر بوده که به صورت استاندارد دارای یک سایت نشانه گذاری نقطه قرمز تابشی نیز است.سایت چشمی از 200 تا 800 متر علامتگذاری شده و از قسمت بغل دارای بخشی است که در نشانه گیری اهدافی با سرعت 15 کیلومتر بر ساعت در مسافت 200 متری از هر دو طرف چپ و راست پیشگامی ایجاد می کند.
نقطه تداخل خطوط عمودی و افقی نیز روی سایت نشانه گذاری در هدف گیری از مسافت 0 تا 200 متری به کار می روند.البته ناگفته نماند که بیشتر درگیری ها در جنگ های کنونی در مناطق شهری در فواصل 15 تا 200 متری انجام می گیرند.
یکی از مشکلاتی که در G36K وجود دارد ماشه ی سنگین آن بوده که حتی در صورت سقوط سلاح از ارتفاع 2 متری نیز عمل نکرده و شلیک نمی کند.همچنان که گفته شد با توجه به ماهیت جنگ های مدرن شهری این سلاح بعنوان یک تفنگ تهاجمی دقیق برای ساقط کردن اهداف در فواصل بیش از 500 متر طراحی نشده است البته در صورت استفاده از دوپایه و بند حتی در فواصل بیش از 500 متر نیز می توان شلیک های دقیقی انجام داد
بزرگترین مشکلی که حداقل در گونه های اولیه G36 مشاهده شد گرم کردن محافظ دست زیر لوله در تیراندازی ادامه دار و مسلسل بود که مهندسان((هکلرکوخ)) با طراحی یک شیلد عایق این مشکل را نیز برطرف کردند.
قابل ذکر است این سلاح از فشنگ های استاندارد ناتوی کالیبر 45*5.5 میلیمتری استفاده کرده و سرعت علمی تیراندازی آن 750 تیر در دقیقه است.طول این سلاح 998 میلیمتر است و در حالت قنداق تاشد به بغل 758 میلیمتر است.
در دو مدل دیگر یعنی مدل کارابین G36K این اعداد به 860 و 615 و در مدل مخصوص نیروهای ویژه G36C این اعداد به 720 و 500 کاهش می یابد.جالب توجه است که سرنیزه این سلاح بر گرفته از کلاشینکف AK-47 وده که احتمالا به دلیل استفاده از استوک های موجود در انبار تسلیحات ارتش آلمان است.
این سلاح در گونه پایه فقط 3/3 کیلوگرم وزن دارد و از هر نظر یک سلاح ایده آل برای سربازان پیاده نظام است.
آشنایی با کلت برتا
تپانچه برتا FS92 بدون شک یکی از بهترین سلاح های کمری دنیا به شمار می رود چرا که بیش از 20 کشور جهان آن را بعنوان سلاح کمری ارتش و نیروی پلیس خود برگزیده اند. این تپانچه در ارتش آمریکا با نام M9 شناخته می شود. مدل 90TOW نمونه بهینه سازی شده FS92 شناخته می شود. در این مقاله به تحلیل این تپانچه می پردازیم:
قاب:
قاب این تپانچه از نو طراحی شده و ورود صحیح گلوله به خزانه و خروج بی دردسر پوکه را باعث می شود. سطح داخلی کاملا صاف و سیقلی است. در فضای داخلی قاب و در نزدیکی پین باز و بسته کردن سلاح، یک جاذب ضربه فنری و فلزی تعبیه شده که در هنگام عقب نشینی آلات متحرک در زمان شلیک از شدت عقب نشینی می کاهد.
این قطعه با جذب ضربه دریافت شده و پخش و خنثی سازی آن باعث افزایش عمر قطعات می شود.
حافظ ماشه بصورت گرد ساخته شده تا با انگشت تیرانداز بهتر چفت شود.
ریل نصب وسایل جانبی:
این ریل در قسمت زیرین و جلویی لوله تعبیه شده و بخشی از بدنه سلاح است. شما می توانید انواع چراغ قوه و لیزر را به این ریل نصب کنید. در زمانی که هیچ وسیله ای به ریل متصل نیست یک پوشش مخصوص بر روی آن قرار می گیرد تا از آسیب رسیدن به آن جلوگیری و خارج کردن سلاح از غلاف را تسهیل کند.
ریل مذکور به روش ماشین کاری بوجود آمده است.
اسلاید آناتومیک:
بدنه و اسلاید این سلاح طوری طراحی شده است تا خارج کردن آن از غلاف بدون مشکل انجام شود. شیارهای طولی ایجاد شده بر روی قاب گلنگدن باعث تسهیل عمل مسلح کردن سلاح و بکارگیری آسان تر ضامن آن شده است. ضامن رها کننده گلنگدن از نو طراحی شده تا با خطوط اسلاید و بدنه هماهنگ باشد.
تمامی قطعات فلزی از جمله ضامن (در صورت وجود)، پین باز و بسته کردن و ضامن رها کننده گلنگدن با ماده ای به نام Bruniton پوشیده شده اند تا از خوردگی و اصطکاک نا خواسته قطعات جلوگیری شود.
قبضه ارگونومیک:
پوشش قبضه این مدل یک تکه ساخته شده است تا نصب و تعویض آن آسان تر انجام شود. برای افرادی که دست کوچک تری دارند نوعی قبضه باریک تر موجود است. قسمت پشتی قبضه بصورت منهنی ساخته شده تا با دست تیرانداز بهتر چفت شود. در کل این قبضه طوری ساخته شده تا حتی در شرایط مرطوب به بهترین شکل در دست تیرانداز قرار گیرد.
چخماق ماشین کاری شده :
در چخماق این سلاح یک روزنه تعبیه شده تا از وزن آن کاسته شده و بر سرعت عمل آن افزوده شود. این چخماق در مدل های F وG نصب می شود.
سایت نشانه روی قابل تعویض از نوع Super luminova پوشیده شده است که نور محیط را جذب کرده و در محیط تاریک از خود باز می تاباند. سایت های جلویی و عقبی را می توان با انواع دیگر از جمله سایت های شبتاب تریتیومی تعویض کرد. این سایت ها نسبت به سایت نشانه روی مدل 92 دارای میدان دید وسیع تری به میزان 5 میلی متر هستند.
خشاب ظرفیت بالا:
خشاب روان و ظرفیت بالای این تپانچه عمل مسلح کردن سریع را ممکن می سازد. این سلاح با دو خشاب متفاوت ارائه می شود:
کالیبر 19&9:
خشاب دو ردیفه با ظرفیت 15،10و 17 تیر.
کالیبر0/45 S&W:
خشاب دو ردیفه با ظرفیت 11،10و 12 تیر.
باز و بسته کردن و نظافت آسان:
عمل باز و بسته کردن و نظافت سلاح به آسان ترین شکل ممکن انجام می شود. در هنگام بازیا بسته کردن سلاح هیچ حادثه غیرمتقربه یا ناخواسته ای روی نخواهد داد.
اسلاید پس از گذشتن از قسمت عقبی قاب بصورت خودکار چفت می شود.
مدل 90 TOW نوع F :
ماشه یک یا دو زمانه. دارای ضامن دستی بر روی اسلاید و قابلیت خواباندن ماشه و دارای قفل اتوماتیک سوزن آتش.
مدل 90 TOW نوع G :
ماشه یک یا دو زمانه. دارای مشخصات مشابه با مدل قبلی و قابلیت مسلح کردن چخماق با کمک فشردن یک اهرم مخصوص.
اندیکاتور مسلح بودن:
وقتی گلوله در خزانه قرار می گیرد، علامت قرمز رنگ روی ناخن فشنگ کش بیرون زده و شما را از مسلح بودن سلاح مطلع می سازد. این نقطه در سمت راست سلاح قرار می گیرد و می توان آن را با دیدن یا لمس کردن احساس کرد بنابراین اطلاع از مسلح بودن سلاح در شب و محیط تاریک نیز ممکن خواهد بود.
قفل سوزن اتوماتیک:
این مکانیزم باعث می شود که سوزن آتش به جلو رانده نشود مگر اینکه ماشه تا آخر به عقب کشیده شود.
تفنگ تک تیرانداز قناصه DRAGUNOV SVD
این جنگ افزار توسط یک اسلحه ساز کهنه کار روسی بنام ( ایوگینی فدروویچ دراگانوف ) در اواخر دهه 1950 طراحی و در اوائل دهه 1960 ساخته شد. مکانیزم عملکرد این سلاح بسیار شبیه به کلاشنیکف بوده و اکثر قطعات آن از روی این سلاح ساخته شده.در حال حاضر این سلاح در خدمت ارتش روسیه و اکثر کشورهای بلوک شرق و بسیاری از کشورهای جهان از جمله جمهوری اسلامی ایران می باشد .چون در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران این نوع سلاح قبل از ورود با سازمان رزم نیروهای مسلح ایران از عراقیها به غنیمت گرفته شد ، از اینرو با نام عربی ( قنّاصه ) به معنی شکارچی معروف شده .
مشخصات تفنگ تک تیرانداز قناصه
جنگ افزاری است نیمه خودکار ساخت روسیه که با فشار غیر مستقیم گاز باروت مسلح و با هوا خنک میشود ، دارای برگه ناظم آتش دو وضعیتی بالا ضامن و پائین آتش میباشد.(این سلاح تا به ضامن باشد مسلح نمی شود ) با خشابهای 10 تیری از زیر تغذیه شده و به محض اتمام فشنگ در حین تیراندازی آلات متحرکه عقب ایستاده که نشان دهنده خالی بودن خشاب میباشد ، دستگاه چکاننده در این سلاح از نوع ضربتی میباشد. این جنگ افزار دارای دو نوع دستگاه نشانه روی میباشد :
الف ) دستگاه نشانه روی مکانیکی : که تشکیل شده از یک شکاف درجه که از اعداد 1 الی 12 مدرج شده که هر عدد نمایانگر ضریب 100 متر میباشد و علامت تاکتیکی آن همسطح 400 متر می باشد و یک مگسک که در برد و در سمت قابل تنظیم میباشد .
ب ) دستگاه نشانه روی اپتیکی (دوربین)
مأموریت تفنگ تک تیرانداز قناصه
تیراندازی دقیق و مؤثر بر علیه اهداف مهم و هدفهایی که خارج از برد سلاحهای انفرادی معمولی میباشد
متعلقات تفنگ تک تیرانداز قناصه
الف ) سرنیزه :سرنیزه سیم چین شبیه سرنیزه کلاشنیکف
ب ) وسایل تنظیف : که شامل سمبه ،برس نرم و زبر ، روغندان ، آچار مخصوص باز وبست رگلاتور
پ ) سه پایه و دو پایه : بمنظور دقت و ثبات بیشتر برای تیراندازی
ت ) کوله مخصوص تک تیرانداز : که محل قرار گرفتن خشاب و وسایل تنظیف و مهمات اضافی میباشد
ث ) دوربین
ج ) جعبه متعلقات : جلد دوربین ، چشمی اضافه ، لامپ ، پیچ گوشتی ، بالشتک
چ ) دوربین محور یابی
چگونگی کار رگلاتور یا شیر گاز
این سلاح بر روی قسمت سیلندر گاز دارای یک شیر گاز بوده که به دو حالت تنظیم میشود
1 – زمانی است که هر دو سوراخ تعبیه شده بر روی سیلندر گاز باز میباشد و در این حالت گاز بیشتری به بیرون رفته و در نتیجه شدت عقب نشینی سلاح کم میشود .
2 – زمانی است که شیر گاز چرخیده و روی هر دو سوراخ را گرفته و باعث مسدود شدن راه گاز به بیرون میشود و نتیجتاً عقب نشینی سلاح افزایش می یابد و چنانچه سلاح کثیف شده باشد باید شیر گاز را روی حالت دو (بسته بودن دو سوراخ ) قرار داد تا تمام نیروی گاز صرف عقب زدن آلات متحرکه شود (در صورتیکه فرصت برای نظافت سلاح نباشد ) .
تذکر : برای تغییر دادن شیر گاز باید زه پوکه را داخل دو لبه موجود روی شیر گاز قرار داده و با استفاده از پوکه وضعیت شیر گاز را تغییر داد.
مختصات فنی تفنگ تک تیرانداز قناصه
کالیبر و فشنگ زه دار : R54×62/7 میلیمتر (مهمات این جنگ افزار همان فشنگهای مربوط به تیربار گرینوف و PK میباشد)
تعداد خان و گردش : 4 عدد ازچپ به راست
سرعت اولیه گلوله : 830 متر بر ثانیه
برد مفید با دوربین : 1300 متر
برد مفید بدون دوربین : 1200 متر
وزن سلاح با دوربین وخشاب خالی : 300/4 کیلوگرم
ظرفیت خشاب : 10 تیر
طول سلاح بدون سرنیزه : 122 سانتیمتر
طول سلاح با سرنیزه : 137 سانتیمتر
وزن خشاب خالی : 8/21 گرم
قدرت بزرگ نمایی دوربین : 4 برابر
وزن دوربین : 580 گرم
وضعیت برگه ناظم آتش از بالا به پائین : ضامن – آتش
برد مفید برای زدن سینه : 430 متر
برد مفید برای زدن سر با ارتفاع 30 سانتیمتر : 350 متر
برد مفید برای زدن هدفهای متحرک : 640 متر
برد مؤثر : 3800 متر
برد نهائی : 4000 متر
آشنایی با تیر بار دوشکا
شروع جنگ جهانی اول فرصتی بود جهت آزمایش جنگ افزارهای جدید و نمایش قدرت آتش و تأثیر آنها بر روی هدفهای هوایی و افراد دشمن ، در سال 1938 قبل از جنگ جهانی دوم جهت رفع نیاز ارتش روسیه یک تیربار سنگین ضدهوایی بنام تیربار دوشکا 38 (DSHK38) طراحی و ساخته شد که با فشنگهای 107×7/12 میلیمتری بصورت نواری تغذیه می شد و قسمت خوراک دهنده آن شکل توپی رولور عمل کرده و لوله آن قابل تعویض نبود . دارای یک سه پایه با چرخ حمل و قابل تغییر جهت تیراندازی علیه هدفهای زمینی بود .
در سال 1946 جنگ افزار تیربار دوشکا مدل 1938 بازسازی شد و تغییراتی در قسمت خوراک دهنده آن انجام گرفت (از حالت توپی شکل خارج شد ) که در نتیجه تیربار سنگین ضدهوایی دوشکا مدل 1946 طراحی و ساخته شد و برای هدفگیری هوایی به یک دستگاه نشانه روی هوایی بنام غربالک مجهز گردید و سه پایه تغییر یافته و لوله آن قابل تعویض میباشد ، با تغییراتی بر روی دستگاه خوراک دهنده این جنگ افزار از دو طرف تغذیه می شود (نوارگذاری می شود) و در حال حاضر در کشور روسیه از رده خارج شده و جای خود را به تیربار سنگین ضدهوایی KPV 14/5 داده است و هم اکنون در اکثر کشورهای بلوک شرق مورد استفاده قرار میگیرد.
مشخصات
جنگ افزاری است اجتماعی ساخت روسیه ،جمهوری اسلامی ایران و کشورهای بلوک شرق سابق که با فشار غیر مستقیم گاز باروت مسلح و با هوا و در صورت لزوم با آب خنک میشود و لوله این سلاح قابل تعویض میباشد . با جعبه نوارهای استاندارد 70 فشنگی از سمت چپ و با تغییراتی بر روی در جعبه و صفحه خوراک دهنده از سمت راست سلاح تغذیه میشود . دستگاه چکاننده در این سلاح از نوع پایه آتشی یا انعکاسی میباشد . دارای برگه ناظم آتش دو وضعیتی (S) ضامن ، (F) آتش میباشد که اگر سلاح در حالت ضامن باشد مسلح نمی شود دستگاه نشانه روی این سلاح در دو نوع میباشد :
1 – دستگاه نشانه روی زمینی که از دو قسمت تشکیل شده است :
الف ) ستون درجه که از اعداد 0 الی 33 مدرج شده است و هر عدد ضریب 100 متر میباشد.
ب ) مگسک که در سمت 5 میلیم به چپ و 5 میلیم به راست قابل تنظیم میباشد.
2 – دستگاه نشانه روی هوایی (غربالک ) : که در حال حاضر بخاطر سرعت زیاد هواپیماها این دستگاه نشانه روی دیگر ، مورد استفاده ندارد و از رده خارج شده است .
این سلاح دارای شیر گاز (رگلاتور ) میباشد که میتوان بوسیله آن نواخت تیر را با توجه به وضعیت سلاح و منطقه تنظیم کرد.
متعلقات
1 - دستگاه نشانه روی هوایی (غربالک )
2 – دوشی
3 – جعبه نوار 70 فشنگی
4 – لوله یدک
5 – کیسه برزنتی محتوی ابزار و وسایل تنظیف (چکش ، انواع آچارها ، پوکه کش ، روغندان ، سنبه )
6 – نوار پر کن
مأموریت
این جنگ افزار دارای دو مأموریت میباشد :
الف ) مأموریت اصلی : تیراندازی علیه هدفهای هوایی با سقف پرواز کم
ب ) مأموریت فرعی : تیراندازی علیه سنگرهای فعال دشمن و تجمع نفرات دشمن
سازمان
این تیربار بصورت متمرکز در یگانهای ادوات مورد استفاده قرار میگیرد
تشریح قطعات
بطور کلی تیربار دوشکا از سه قطعه کلی تشکیل شده است که اگر یکی از این قطعات نباشد و یا اشکالی داشته باشد نمی توان از تیربار استفاده کرد و یا اینکه استفاده از آن همراه با اشکالات فراوانی است .قطعات کلی تیربار دوشکا عبارتند از :
الف ) قبضه تیربار ب ) گهواره و قفل گهواره پ ) سه پایه
انواع فشنگ ، علامت مشخصه ،کاربرد
جنگی معمولی : فاقد هر گونه رنگ بر روی مرمی،علیه نفرات
رسام : نوک مرمی برنگ بنفش ، جهت تصحیح تیر و علامت دادن
ثاقب : نوک مرمی برنگ سیاه ، علیه خودروها و ادوات زرهی
آتشزا : نوک مرمی برنگ قرمز ، علیه انبارهای پوشاک و سوخت
ثاقب آتشزا : نوک مرمی برنگ سیاه و قرمز ، ترکیبی از مأموریت فشنگ آتشزا و ثاقب
ثاقب آتشزا رسام : نوک مرمی برنگ سیاه و قرمز و بنفش ، ترکیبی از مأموریت سه نوع فشنگ مذکور
آموزشی : فاقد باروت و چاشنی و دارای سوراخی بر روی پوکه،جهت آموزش فشنگ و نوار گذاری
مختصات فنی
کالیبر : 108×7/12 میلیمتر
تعداد خان و گردش : 8 عدد راستگرد
سرعت اولیه گلوله : 850 متر بر ثانیه
نواخت تیر علمی : 600 تیر در دقیقه
وزن سلاح کامل با سه پایه وجعبه نوار پر : 350/95 کیلوگرم
وزن سه پایه : 975/30 کیلوگرم
وزن گهواره : 450/16 کیلوگرم
وزن قبضه : 325/32 کیلوگرم
وزن جعبه فشنگ با نوار خالی : 700/4 کیلوگرم
وزن جعبه فشنگ با نوار پر : 14 کیلوگرم
ظرفیت جعبه فشنگ : 70 تیر
طول سلاح با دوشی : 5/194 سانتیمتر
طول سلاح : 159 سانتیمتر
ارتفاع تیربار بر روی سه پایه : 147 سانتیمتر
ارتفاع تیربار در حالت شلیک زمینی : 45 سانتیمتر
حرکت سمتی سلاح : 360 درجه
حد به طرف بالا نسبت به افق : 78 درجه
حد به طرف پائین نسبت به افق : 26 درجه
برد نهائی : 7000 متر
برد موءثر علیه اهداف زمینی : 3300 متر
برد موءثر علیه اهداف هوائی : 1600 متر
برد موءثر علیه سنگر تیربار : 1500 متر
برد موءثر علیه اهداف زرهی سبک : 800 متر
سیستم مسلح شدن : فشار غیر مستقیم گاز باروت